آمریکا در محاصره غول های آسیایی

نویسنده :
منبع : اینترنت

چند سال قبل « پیتر دراکر» یکی از متفکران به نام مدیریت در مصاحبه ای با « برنت اشلندر» سردبیر مجله فورچون اعلام کرده بود: «تفوق اقتصادی ایالات متحده اکنون پایان یافته است.» وی عقیده داشت جهان اقتصادی امروز در حال ادغام شدن می باشد و این امر خود را در قالب نفتا ، اتحادیه اروپا و آسه آن به نمایش گذارده است.

دنیای امروز دیگر مرکزیت اقتصادی ندارد. اکنون هند هم به سرعت در حال تبدیل شدن به یک مرکز قدرت است. مدرسه پزشکی دهلی نو اینک شاید در سیطح دنیا در ردیف برترین ها قرار گیرد و دانش آموختگان رشته تکنولوژی از « موسسه تکنولوژی اطلاعات هند» که در بنگالور قرار دارد ، در مقایسه با همتایانش در سطح جهان برترین موسسه محسوب می شود. علاوه براین ، هند قریب به 150 میلیون جمعیت دارد که انگلیسی زبان اصلی آنها است. همچنین این کشور در حال تبدیل شدن به یک مرکز دانش است.

« اشلندر» می گوید: در نقطه مقابل ، بزرگترین نقطه ضعف چینی ها که بسیار هم حائز اهمیت می باشد، سهم اندک نیروهای تحصیل کرده است. از جمعیت 3/1 میلیارد نفری چین تنها 5/1 میلیون نفر در دانشگاه ها به تحصیل مشغول اند. درحالی که در آمریکا 12 میلیون یا بیشتر در دانشگاه ها و مراکز آموزش عالی در حال تحصیل می باشند. در چین مناطق توسعه نیافته فروانی وجود دارد که جمعیت کثیری ار روستائیان در جوار آنها زندگی می کنند.بنابراین ، با در نظر گرفتن این امر ، ظرفیت های بسیار بالایی برای تولید وجود دارد.به هر حال‌، احتمالا" با توجه به علاقه مندی کارگران روستایی به مهاجرت به شهرها ، وقوع آشوب ها و نابسامانی های اجتماعی محتمل به نظر می رسد. شما با این مشکلات در هند روبرو نیستید. زیرا در این کشور 45 تا 90 درصد جمعیت روستایی جویای کار جذب شهرها شده اند بدون این که بلوا و آشوبی در این کشور روی دهد. از آمارها چنین بر می آید که چین و هند به ترتیب از رشد 4/10و 2/9 درصدی برخوردارند اما « دراکر» عقیده داشت رشد اقتصادی هند بسیار چشمگیرتر از چین است .

«جفری دی ساکس» در مقاله ای تحت عنوان « به قرن آسیا خوش آمدید » و از چشم انداز خویش سناریوی آینده را پیش بینی می کند.او در مقاله اش پیش بینی کرده است در سال 2050 چین و هند از لحاظ اندازه اقتصاد ، ایالات متحده را پشت سرخواهند نهاد اما دوست و دشمن به طور یکسان عقیده دارند که ایالات متحده به عنوان یک قدرت بلامنازع در جهان باقی خواهد ماند.

محافظه کاران جدید اعتقاد دارند ایالات متحده یک « روم جدید» دیگر است اما درخصوص تفوق این کشور و حفظ قدرتش بزرگ نمایی می کنند. قدرت ایالات متحده از تکنولوژی پیشرفته ای ناشی می شود که تمام دنیا به آن احتیاج دارند. در حال حاضر اقتصادهای چین و هند از لحاظ اندازه اقتصاد به طور قابل ملاحظه ای از اقتصاد آمریکا کوچکترند و انتظار می رود در نیمه سال 2050 غول زرد از آمریکا سبقت گیرد و هند در همان زمان اندازه اقتصادش معادل اقتصاد آسیا شود. اگر مرکزیت اقتصاد دنیا به آسیا منتقل شود ، تفوق و برتری ایالات متحده نیز به طور اجتناب ناپذیری رو به افول خواهد نهاد.

در مطالعه ای که از سوی اقتصاددانان صورت گرفته «واحد قدرت خرید» این سه کشور بررسی شده است. آنان دریافته اند قدرت خرید ایالات متحده 7/10 تریلیون دلار است که این میزان تقریبا" دو برابر قدرت خرید چین (3/6 تریلیون دلار) و سه برابر هند (6/3 تریلیون دلار) می باشد. درآمد سرانه در ایالات متحده تقریبا" 8 برابر چین و و11 برابر هند است . همچنین چین و هند این شانس را داشتند که در نخستین دهه پس از پایان جنگ جهانی دوم- یعنی در دوران مائوی کمونیست و نهروی سوسیالیست ـ به رشد اقتصادی سریعی دست یابند .اکنون این دو اقتصاد بزرگ آسیایی دوران شکوفایی خود را سپری می کنند .تولید ناخالص داخلی چین از سال 19970 تاکنون 10 درصد رشد داشته است و هند نیز به طور متوسط سالانه رشدی معادل 6 درصد را تجربه کرده است در حالی که در زمان یادشده رشد تولید ناخالص داخلی ایالات متحده فقط 5/3 درصد بوده است.

ولی اگر بخواهیم جوش و خروش این دو اقتصاد آسیایی را از لحاظ درآمد سرانه با ایالات متحده بسنجیم، متوجه شکاف عمیقی میان این سه اقتصاد خواهیم شد. براساس بررسی های به عمل آمده ، بیش از چینی ها تا سال 2050 نصف درآمد سرانه آمریکائیان را خواهند داشت در حالی که جمعیت 4/1 میلیارد نفری آن حدود 4/3 بار بیش از جمعیت 400 میلیونی ایالات متحده خواهد بود . در آن زمان تولید ناخالص داخلی چین قریب به 75 درصد بیش از ایالات متحده خواهد بود. همچنین جمعیت هند نیز 4 بار بیش از ایالات متحده خواهد بود و حجم اقتصادش نیز با اقتصاد ایالات متحده برابر خواهد گشت. البته بیماری ، جنگ ، بی ثباتی سیاسی و حتی در مقیاسی کوچکتر اشتباهات اقتصادی و اوضاع و احوال نابسامان اقتصادی می توانند در اوضاع این کشورها موثر واقع شوند.

علاوه براین ، ایالات متحده تنها با تهدید چین و هند مواجه نخواهد بود بلکه با ادغام سایر کشورهای آسیایی از قبیل جنوب آسیا ،جنوب شرقی آسیا و شمال شرقی آسیا نیز دست به گریبان خواهد بود.
آسیا اکنون یک سوم تولید ناخالص داخلی جهان را دراختیار دارد و بر پایه روند کنونی ، تا سال 2050 بیش از نیمی از تولید ناخالص داخلی جهان را در اختیار خواهد داشت و 60 درصد جمعیت جهان نیز در این قاره ساکن خواهند بود. سهم ایالات متحده از جمعیت دنیا 5 درصد خواهد بود و این بدان معنی است که وزن اقتصاد ایالات متحده که در حال حاضر یک پنجم تولید ناخالص داخلی دنیا را در اختیار دارد، تا سال 2050 به نصف کاهش خواهد یافت.

از جنبه سیاسی ، جبروت و شکوه ایالات متحده که عنوان « روم جدید» را به خود اختصاص داده است رو به افول خواهد نهاد. تلاش های اخیر آقای بوش برای کسب متحد در آسیا با شکست مواجه شده تا چین را وادار سازد سیاستهای اصلاحی را در رژیم ارزی خود اعمال نماید.اکنون دیگر کشورهای همسایه چین به خوبی دریافته اند چین موتور محرکه اقتصاد و رشد جهانی است.

برخی از نظریه پردازان آمریکایی امیدوارند پویایی اقتصادی آسیا به هر طریق تداوم یابد زیرا اکنون آنان به خوبی درک کرده اند وقوع یک بحران مالی دیگر در آسیا می تواند عواقب سوئی برای اقتصاد دنیا به ویژه برای ایالات متحده به بار آورد. اگر فرض کنیم موفقیت های آسیا تداوم یابد، این قاره به موفقیت هایی بی همتا و پیشرفت های علمی چشمگیر دست خواهد یافت و این هشداری برای ایالات متحده خواهد بود که در جستجوی احیای امپراتوری روم می باشد.