"یورو" نوپای نیازمند حمایت

منبع:بیزینس ویک
متجرم: زهرا علی اکبری
در حال حاضر بحران جدی گریبان یورو-پول جدید اروپا- را گرفته است و مطمئناً اروپای نوین را نیز تحت تأثیر خود قرار خواهد داد. در حدود دو ماه پیش بعد از یک آوشب و غوغای ناگهانی،‌پول واحد اروپای متحد یعنی یورو ناگهانن 25درصد ارزش خود را از دست داد. این در حالی است که بسیاری از کارشناسان این اتّفاق را پایان راه نمیدانند و پیشبینی میکنند که ارزش یورو باز هم سقوط میکند. رویدادهای دیگری نیز سبب شد ارزش یورو با خطر بییشتری رو به رو شود و یکی از این رویدادها بالا رفتن ناگهانی قیمت نفت اوپک تا حد 40دلار در هر بشکه و دیگری رأی عدم اعتماد اتحادیه ارپا به ملّت کوچک دانمارک بود. در چنین شرایطی دور از ذهن نیسست که یورو ه برای آغاز اصلاحات اقتصادی در اروپا پا به منصه ظهور گذاشته است، قدرتش را به طور کامل از دست بدهد و به فراموشی سپرده شود. مطمئناً به محض اینکه هر کشوری از کشورهای اروپای متحد امروز نخواهد یورو را به عنوان پول واقعی خودش قبول کند، مرگ یورو فرا رسیده است. هنگامی که در اوّل ژانویه سال 1999یورو برای اصلاحات اقتصادی اروپا متولّد شد هیچ کس پیش بینی چنین اتّفاقی را نمیکرد در آن زمان دولتها، بانکها،‌ اتاق بازرگانی و شرکتها پول جدید را پذیرفتند و مبادلات کالا با استفاده از یورو انجام شد. همه با خوشحالی میگفتند که بالاخره اروپا هم با واحد شدن پول ملی تبدیل به کشوری یکپارچه با 350میلیون نفر جمعیت شد.
بانک مرکزی اروپا در حال حاضر اعتبار و قدرت کافی برای نجات یورو از شرایط موجود ندارد، اما با یک برنامه ریزی منسجم میتوانند سیاستهای پولی مناسبی برای یورو طراحی کند.
درآن زمان بدترین سناریوی متصوّر این بود که شاید بازار ارزش یورو را به میزانی که از سوی دولتها تعیین شده،‌ نپذیرد. اما همان زمان حدس میزدند که با گذشت زمان یورو تبدیل به پول رایج و روزمره زندگی مردم شود و کم کم حساب پس انداز اروپایی‌ها پر از «یورو» باشد اما مشکل خیلی زودتر از موعد از راه رسید و هنگامی رخ نمود که سرمایه‌های ‌فراوانی از اروپا خارج شد. البته خروج سرمایه نه به خاطر موقعیت بد اروپا ، بلکه به سبب رشد بالای اقتصادی امریکا و فعالیت و تحرک فراوان شرکتهای آمریکایی بود. هر چند که اروپا نیز به سمت بهترین موقعیّت در دهه اخیر در حال حرکت است و در چنین وضعیتی از یورو به شدت حمایت می‌کند. شاید یورو تنها پولی باشد که قبل از بررسی بازار و نشان دادن عکسالعمل خود درباره این پول به سبب حمایتهای بی‌‌دریغ دولتها تا کنون ارزش خود را حفظ کرده است، اما وقعیت نشان می‌دهد که یورو برعکس ین، دلار یا فرانک سوئیس بدون پشتیبانی دولت بسیار ناپایدار است و خیلی سریع ارزش خود را از دست میدهد. اگر مقامهای اروپایی می‌خواهند برای نسل بعدی ذخایر مالی مناسبی فراهم کنند، میتوانند این کار را انجام دهن؛ به شرطی که در دوره‌های ‌کوتاه مدت و میان مدت کارهای فراوانی را به انجام برسانند که البته کارهایی که باید انجام بگیرد، حتماً ‌باید از قبل مورد بررسی قرار گیرد و دولت اروپای واحد باید ریسکهای بزرگی انجام دهد تا اینکه «یورو» را مثل هر پول رایج دیگری به پول رایج اروپا تبدیل کند. پولی که همه به راحتی با آن تجارت و حسابهای پس اندازشان را پر از یورو کنند و به نماد وحدت اروپا که همانا پول واحد یا یورو است، هم افتخار کنند و مطمئناً رسیدن به چنین روزی محتاج تغییرات وقعی در عرصه‌های ‌اقتصادی و سیاسی است. از همان ابتدا که ی.ورو وارد بازار مای اروپا شد، توده انبوهی از قراردادهای کشورهای مشترک المنافع و بسیاری از قوانین بازنگری شده و تبلیغات فراوانی که درباره کارکردهای فراوان یورو صورت گرفت، نشان داد که اروپا به شدت از یورو حمایت می‌کند. رهبران سیاسی اروپا تضمین میدادند که یورو را به عنوان پول رایج قبول دارند، امّا تا زمانی که بحران اعتماد حلّ نشود باید از یورو به عنوان یک تجربه باطل یاد کرد. رهبران کشورهای مرکز اروپا یعنی فرانسه، آلمان، اتریش و اسپانیا باید با اقدامات عملی از طریق بانک مرکزی ثابت کنند که از یورو حمایت میکنند و سعی میکنند در کشورشان بازار بزرگی از حسابهای پس انداز پر از «یورو» ایجاد کنند، چرا که اگر دولتهای بزرگ از یورو حمایت نکنند، چه کسی باید این مهمّ را به عهده بگیرد. سیاستگذاران اروپا در میان مدت نیز باید ثابت کنند که در امر مشارکت اقتصادی جدی هستند و اصلاحات ساختاری در اروپا ایجاد کنند که بر پایه آن اروپا نیز مانند آمریکا، به یک تولید کننده بزرگ و انعطاف پذیر تبدیل شود.
مقامهای اروپایی نگران آن هستند که از یک سو یورو تضعیف شود و قیمت نفت هم افزایش چشمگیر یابد و روند رو به رشد خود را حفظ کند و رشد اقتصادی اروپا نیز با کندی مواجه شود.
مالیاتها نیز باید کاهش یابد و قوانین کارمورد بازنگری جدی قرار گیرد تا تجارت میان کشورهای مشترک المنافع آسان شده و رونق بگیرد. البتّه باید گفت بانک مرکزی اروپا و رئیس آن«ویم دیوسنبرگ» در حال حاضر اعتبار و قدرت کافی برای نجات یورو از شرایط موجود ندارد، اما با یک برنامه ریزی منسجم می‌توانند سیاستهای پولی مناسبی برای یورو طراحی کنند و ارای سیاستهای اقتصادی و مالیاتی طراحی شده نیز به عهده ملتهای است که رهبرانشان هنوزدرحال مذاکره درباره یورو هستند وتا هنگامی که این وضع ادامه یابد، کاری از پیش نمی‌رود و هیچ کس یورو را جدی نخواهد گرفت.
وزیر خزانهداری ایتالیا معتقد است که ریشه بحران یورو این است که هنوز اروپا به این نتیجه نرسیده است که میتواند همچون کشوری واحد عمل کند. حق با اوست، جریانهای اخیر نشان میدهد که هنوز حس ملیگرایی (ناسیونالیستی) اروپا اجازه قدرت یافتن به یورو را نمیدهد. در حدود دو سال پیش که اروپا تصمیم به معرفی پول واحد گرفت، برای مدتی کدتاه جریانهای ملیگرایی کاهش یافته بود ، اما زمان میگذرد و نسلهای جدید باز هم به تقویت افکار و عقاید ملی گرایان میپردازند کمااینکه مدتی پیش در بروکسل عدهای به تبلیغات انجام گرفته در باره یورو اعتراض کردند و این در حالی بود که سیاستمداران اروپا مذاکرات نهایی درباره استفاده از «یورو» را پشت سر گذاشته بودند. پاسخ مقامهای اروپایی به امواج غیر قابل پیش بینی که در اثر اعتراض به مالیات سنگین سوخت شکل گرفته بود، شکاف را عمیق تر کرد. بعضی دولتها اعتقاد داشتند که این اعتراضها طبیعی است و بعضی دیگر معتقد به کم شدن مالیاتها بودند. به هر حال هر اصلاح ساختاری چنین نتایجی را به دنبال دارد و همین اتفاقات سبب شد سیاست هماهنگی اروپا به ناهماهنگی بازار و ساختار پولی منجر شود. بحران یورو بحث اصلی در مذاکرات اجلاس وزیران گروه 7 در 23 سپتامبر سال 2000و جلسه رؤسای بانکهای مرکزی اروپا که در پاک برگزار شده بود، و یورو کراتهای قدرتمند جایی در اجلاس سالانه صندوق بین المللی پول و بانک جهانی برای خود دست و پا کردند. مقامهای اروپایی نگران هستند که مبادا سه بد شانسی به آنها روی آورد، آنها میترسیدند از یک سویورو تضعیف شود و قیمت نفت هم افزایش چشمگیر یابد و روند رو به رشد خود را حفظ کند و رشد اقتصادی اروپا نیز با کندی مواجه شود. «ژانت هنری« قتصاد دان بانک سرمایهگذاری لندن می‌گوید:« یورو دیگر به آخر خط رسیده است و همین امر سبب می‌شد که رشد اقتصادی اروپا بیش از پیش کند شود». او پیش بینی می‌کند که در سال 2001 اروپای متحد رشد اندکی دارد. صادرات اروپا افزایش می‌یابد و با این وجود درآمد بسیاری از کمپانی‌ها به سبب واردات فراوان کاهش پیدا می‌کند. به ویژه مشکل نفت نیز مزید بر علت خواهد شد چرا که در حال حاضر نفت قیمتی بسیار گرانتر ار قبل دارد. «ادوارد ماکلین» صاحب کارخانه لاستیک سازی فرانسه نیز معتقد است که یوروی ضعیف سبب از هم گسیختگی شدید در اروپا خواهدد شد و بهاین ترتیب اعتماد متقابل ملتهای اروپایی از میان خواهد رفت. اوحتی کاهش تولید 1/29درصدی مذکور در 6 ماهه اول امسال را نیز ناشی از «یورو» می‌داند. هنگامی که بعضی طراحان سیاست مجبور به هشدار دادن می‌شوند عمق نگرانی آشکارتر می‌گردد. کریستسین نویار نایب رئیس شرکت ECB در 18 سپتامبر گذشته اعلام کرد که وپل رایج اروپا به شکل وحشتناکی ارزش خود را از دست داده است. خطری که او عنوان می‌کند،احتمال سقوط سریع در ارزش یورو و بالطبع ایجاد جنجالی بزرگ در بازار یورو است. از سوی دیگر قدرتمند شدن یورو می‌تواند ضربه سنگینی به دلار آمریکا وارد کند و سبب کاهش تجارت آمریکا شود. احتمالاً تهدید بزرگتر در زمان حال این است که نوسانات یورو 75سنت یا بیشتر می‌تواند اعتماد بازار مالی اروپای متحد در سالهای آینده را از میان ببرد. در حال حاضر روندی آغاز شده است که سرمایه داران و شرکتها پولهایشان را از امریکا به اروپا میبرند. آمار نشان میدهد که در هر هفته حدود 3میلیارد دلار از اروپا خارج می‌شود. کشورهای اروپایی از طریق فعالیت در آمریکا بیش از 170 میلیارد دلار درآمد نصیبشان می‌شود و در واقع آمریکا آنقدر بازار بزرگ و در حال تحرکی دارد که اگر میخواهید به صورتیک بازیکن حرفه ای و جدی در آن حضور داشته باشید، ‌باید کاملاً قوی شوید. حتی«نایل فیتز گراند» رئیس شرکت انگلیسی- آلمانی «سبت فود» نیز این نظریه را تأیید میکند.
به اعتقاد صاحبنظران اروپایی، قدرتمند شدن یورو میتواند ضربه سنگینی به دلار آمریکا وارد کند و سبب کاهش تجارت آمریکا شود.
نشان دادن مسئولیت مشترک
تنها راه نجات سرمایه‌های ‌سرگردان اروپا این است که رهبران سیاسی اروپا اصلاحاتی را که سالهاست قولش را داده اند به اتمام برسانند. کارهای زیادی در کوتاه مدت و میان مدت میتوانند یه انجام برسانند. به عنوان مثال اگر رهبران آلمان و ایتالیا و فرانسه به طور هماهنگ اعلام کنند که از یورو حمایت می‌کنند و حاضرند طرح اصلاحات را به انجام برسانند، مشکل حل میشود. ایجاد یک کشور مشترک المنافع واقعی تأثیر زیادی برجهان و موقعیت فعلی آن بر جای میگذارد و در این صورت ECB هم به روشنی اعلام خواهد کرد که حتماً به اروپا کمک می‌کند تا بر آمریکا فائق آید. البته این مهم به آسانی به دست نمیآید و مطمئناً اروپا باید در برابر وسوسه هایی چون افزایش 5/4 درصدی ارزش پول ملّی خود مقاومت نشان دهد تا بتواند بعدها در اقتصاد جهان نقش مهمّی را عهدهدار شود. یک مداخله سریع در بازار پولی داد و ستد کشورهای اروپایی در حجمی مناسب با استفاده از یورو ضربهای به دلار وارد میکند و ارزش آن را کاهش میدهد. اتاقهای بازرگانی در لندن، فرانکفورت و پاریس شایع کردهاند که «لارنت فایوس» وزیر مالی فرانسه قول چنین حرکتی را به «لارنس اوح. سامرس» وزیر خزانهداری آمریکا داده است. رمانو پرودی رئیس اتحادیه اروپا، نیز خبرهایی درباره دخالت بانکهای مرکزی در بازار مالی اروپا را اعلام کرده است.
یورو برای شرکتهای اروپایی منفعتهای فراوانی کسب کرده است و آنها با وجود یورو میتوانند راحتتر از گذشته پول بیشتری را به دست آورند.
در انتظار آمریکاییها
بازرگانان میگویند:اگر «فدرال رزرو» آمریکایی و بانک ژاپن با اروپا متحد شوند و از یورو حمایت و از ان استفاده کنند، در عرض یک روز، ارزش یورو 95 سنت افزایش خواهد یافت. «مارک برتون» رئیس تجارت خارجی گولد من ساکس معتقد است: مداخله حقیقی ECB و تهدید دخالت این نهاد در آینده سبب میشود روند نزولی ارزش یورو متوقف شود. پاسخ اروپاییهایی که مخالف چنین نظری هستند، این است که در صورت انجام چنین اقدامی از سوی اروپا، آمریکا نیز دست به اقدامات عملی برای حفظ ارزش دلار خواهد زد. «کلاس دیتر کوهنبرگ» یکی از اعضای هیأت مدیره بانک مرکزی آلمان معتقد است انجام چنین کاری تنها با مشارکت آمریکاییها مقدرو است. به هر حال اکنون زمان مناسبی برای اروپایی هاست کهدست به چنین اقدامی آن هم بدون حضور وکمک خزانه داری آمریکا بزنند. EBC معادل 6/39 میلیارد دلار در پس اندازهای خارجی خود موجودی دارد و 11بانک مرکزی اروپا بیش از222 میلیارد دلار پشتوانه مالی دارند. مبادله بازارگانی به وسیله مقدار قابل توجهی از این پول نقد آن هم به یورو می‌تواند تأثیر مخربی از خود به جای بگذارد و البته باید گفت زمانی مثل حالا که کاملاً مناسب انجام چنین کاری است. «استفان جن» رئیس تحقیقات درباره پول رایج در مورگان استانلی دین ویتر لندن معتقد است که یوروی موجود در بانک مرکزی 11کشور اروپایی کاملاً کافی است و در بالاترین حد ممکن قرار دارد. او معتقد است که ارزش یورو در حدود 80 تا 85 سنت است. مداخله در بازار مالی ریسک بالایی دارد،‌اما اگر به درستی و با برنامهریزی انجام شود، می‌توان به موفقیّتش امیدوار بود.
شاید یورو تنها پولی باشد که قبل از بررسی بازار و نشان دادن عکسالعمل خود درباره این پول به سبب حمایتهای بی‌‌دریغ دولتها تا کنون ارزش خود را حفظ کرده است، اما وقعیت نشان میدهد که یورو برعکس این، دلار یا فرانک سوئیس بدون پشتیبانی دولت بسیار ناپایدار است و خیلی سریع ارزش خود را از دست میدهد.
بهبودهای ساختاری
راهکارهای دیگر چیست؟ انجام اصلاحات مهمترین راهکار است. به این بیان که اخذ مالیاتهای سنگین متوقف شود، قوانین بازار کار بازنویسی شود، برای معرفی حقوق عمومی تلاش شود و اروپایی‌ها باید تحقیق جامع و دوباره برای رشد اقتصادی انجام دهند. چند نظریه مهم نیز ولالت بر این موضوع دارد که اروپا می‌تواند با استفاده از الگوی اقتصادی آمریکا اقتصاد نوینی را برای خودش پایهریزی کند. در حال حاضر شرکتهای اروپایی درآمدی نصف همتایان آمریکایی خود دارند و از این بحثها میتوان نتیجه گرفت که فعّالیتهای تولید ی باید رشد کند،‌درست به همان اندازه که تولید در آمریکا رشد کرده است. دولتهای اروپایی پیشرفتهای فراوانی در تصحیح قوانینی که سبب عقب ماند کشورهایشان شده است، انجام داده اند. ریچارد رید، اقتصاد دان برجسته اروپایی معتقد است که بهبودهای ساختاری نسبت به سال گذشته 350درصد رشد کرده است. مطمئناً تغییر مالیاتها نیز تا سال 2002 بر کشور آلمان تأثیر خواهد گذاشت و از سوی دیگر این کشور قوانینی به تصویب رسانده است که مبادله تجاری بانروژ و اسپانیا را نیز تسهیل میکند. امّا هنوز کارهای فراوانی باقی مانده است. در حال حاضر تنها 60 درصد از شهروندان اروپایی که در سن کار کردن هستند شاغلند و این رقم در آمریکا به 75درصد میرسد. انعطاف شرکتهای اروپایی در پذیرش نیروی کار میتواند تأثیری ضربتی از خود برجای بگذارد. سیاستمداران اروپایی متوجّه شدهاند که نیاز به تغییرات سریع حس کمی شود. آنان قبول دارند که در آن سوی مرزهایشان مشارکت داشته باشند. مطمئناً پشت سرگذاشتن اصلاحات حتی در شرایط آرام و حتی با وجود رضایت وموافقت عمومی جامعه و همراهی آنان موسم نیست،‌ امّا همه میدانند که اگر اروپا معتقد به نجات یورو از بحران است باید به اصلاحات ساختاری و اساسی دست بزند. البته یورو برای شرکتهای اروپایی منفعتهای فراوانی مکسب کره است و آنها با وجود یورو می‌توانند راحت تر از گذشته پول بیشتری را به دست آورند. حتی سرمایه گذاری و تجارت در آن سوی مرزها نیز برایشان راحت شده است و همین موضوع سبب ایجاد یک شرایط رقابتی در اقتصاد به هم پیوسته آنان شده است. به هر حال سیاستمدارانی که در وصف مزایای یورو و تأثیرات مثبت و اهمیت آن صحبت می‌کنند و به حرفهایشان معتقدند، بدانند که حالا زمان عمل است.