​​​ تحولات بانکداری خصوصی بعد از جنگ جهانی دوم

بعد از پایان جنگ جهانی دوم، بانکداری خصوصی به سرعت گسترش پیدا کرد. علاوه‌بر عملیاتی که به صورت سنتی در «بخش اصلی ترازنامه» بانک ثبت می‌شد، عملیات جدید دیگری نظیر مشورت در سرمایه‌گذاری و تجارت، مدیریت داراییها و «اقلام پایین‌ خط ترازنامه» به تدریج به فعالیتهای بانک اضافه شد. در‌واقع رشد تجارت بین‌الملل که در پاسخ به کنترلهای سیاسی، پولی و ارزی کشورها صورت گرفت، پایه‌گذار فعالیتهای جدید بانکداری بود. مفهوم «سرمایه‌گذاری ماوراء بحار» نیز در همین زمان مطرح شد، زیرا سرمایه‌گذاران تمایل داشتند که از دارایی خود دربرابر نرخهای تورم بالا و مقررات مالیاتی کشور خود محافظت کرده و آنها را به خارج منتقل کنند.
تا پایان دهه 1950 میلادی بیروت و کامبوج به‌‌ترتیب مراکز مالی و سرمایه‌‌گذاری در جست‌و‌جوی یافتن مراکز مطمئن دیگری برآمدند. از سوی دیگر اعمال سیاستهای ضد تورمی در آمریکا (در دهه 60 میلادی) سرمایه‌داران را وادار کرد که سرمایه و ذخایر خود را به پول دیگری به جز دلار آمریکا تبدیل و منتقل کنند. در این زمان کشور سوئیس با نرخ تورم پایین، شرایط با‌ثبات و پول جهان شمول خود عامل جذابی به شمار می‌رفت.
بین سالهای 65- 1961، سهام بانک خصوصی ژنو در بازار بورس به 3میلیارد دلار رسید. در ضمن چهار بانک خصوصی زیر با هم یک گروه سرمایه‌گذاری موفق تحت عنوان «Groupement Zurichois» تشکیل دادند:
*Julius Baer
*Bank Vontobel
*Rahn & Bodmer
*Wegelin
حجم بالای سرمایه‌گذاری و داراییهای تحت مدیریت این بانکها، به همراه شرایط با ثبات کشور سوئیس سبب شد که بانکداری خصوصی کشور مذکور به عنوان نیرویی در چشم جهانیان ظاهر شود که قدرت جابه‌جایی بازارهای سرمایه را دارد.
از‌این‌رو هنگامی که در پایان سال 1964، دولت جدید انگلستان (حزب کارگر) با بحران لیره استرلینگ مواجه شد، بانکداران سوئیسی را مقصرین اصلی سقوط استرلینگ معرفی کرد. به زعم آنها پوند استرلینگ قربانی اخلال و کارشکنیهای آگاهانه سیستم بانکداری سوئیس شده بود، اما از دیدگاه کارشناسان آن زمان، چنین تفکری منطبق بر واقعیت نبود.
برای پیوستن به بازار جهانی بانکداری خصوصی، تلاشهای زیادی از سوی بانکهای سایر کشورها به‌ویژه بانکهای آمریکایی صورت گرفت. برای دستیابی به این موفقیت آنها ناچار بودند سیستم تجاری خود را با نیازهای مشتریان یک بانک خصوصی تطبیق دهند. از سوی دیگر فرهنگ بانکداری در اروپا و آمریکا بسیار متفاوت بود. بانکهای اروپایی اکثر تلاش خود را روی برقراری رابطه با مشتریان معطوف می‌کردند و خدمات مربوط به سپرده‌گذاری و مدیریت داراییها را مدنظر قرار می‌دادند، در‌حالی‌که تأکید بانکهای آمریکایی روی تسریع معاملات و وام‌دهی استوار بود.
از سالهای دهه 1970 به این سو تعداد بانکهای خصوصی سوئیس به میزان قابل‌توجهی کاهش یافت. تعداد این بانکها که تا پایان جنگ جهانی دوم 67 بانک بود. در سال 1972 به 37 بانک کاهش یافت و در‌حال‌حاضر به 17 بانک تقلیل یافته است. در مقابل کاهش تعداد بانکها، اندازه و حجم معاملات آنها افزایش زیادی کرده است. این موفقیت به دنبال ادغام بانکهای خصوصی با یکدیگر حاصل شده است. برای مثال «Hentsch & Cie» که قدیمی‌ترین بانک خصوصی سوئیس بود، در سال 1991 با «Darier & Cie» ادغام شد. هدف اصلی از این ادغام، علاوه بر نوسازی دفاتر بانک، بهره‌برداری از جنبه‌های فرهنگی و کاربردی فعالیتهای بانکداری بود.
دلیل دیگر کاهش تعداد بانکهای خصوصی کشور سوئیس، انتقال شیوة مشارکتی به تأسیس شرکت با مسئولیت محدود به عنوان پایه اصلی مالکیت خصوصی بود. برای مثال بانک «Julius Baer» در سال 1975 به یک شرکت عام با مسئولیت محدود تبدیل شد و بسیاری از بانکها نیز از این عمل تبعیت کردند.
در انگلستان، شرایط پس از جنگ، محیط مناسبی برای توسعه بانکداری خصوصی به شمار می‌رفت. «بانکهای تهاتری» با یکدیگر ادغام شدند و این امر سبب شد تا مشتریان در جست‌و‌جوی خدماتی برآیند که توسط بانکهای خصوصی عرضه می‌شود. تعداد کمی از بانکهای بزرگ به این حقیقت واقف شدند و برخی از آنها مانند بانک رویال اسکاتلند به شعب خود اجازه دادند که به ارایه خدمات تجاری در محدوده خود بپردازند.
در دوره بعد از جنگ، بانکهای خصوصی روی ارایه خدمات مختلف برای افزایش کارآیی خود تأکید داشتند. در طول دهه 1950، بسیاری از بانکهای خصوصی از سیستمهای ماشینی برای ثبت و نگهداری دفاتر و صورتهای مالی خود استفاده کردند. تا پایان دهه 1960 سیستمهای کامپیوتری آغاز به کار کردند. به‌رغم ماشینی‌شدن عملیات شعب، بانکهای خصوصی هنوز به ارایه خدمات شخصی به مشتریان خود ادامه می‌دادند. به‌طوری‌که تعداد کارمندان این بانکها افزایش قابل‌‌توجهی پیدا کرد.
در طول دهه 1980، مقررات‌زدایی مالی در بسیاری از کشورهای صنعتی باعث افزایش رقابت میان مؤسسات مالی شد. ظهور اقتصادهای جدید و افزایش بانکهای خصوصی سبب شد تا اندازه بازار بانکداری خصوصی گسترش یابد. به‌علاوه تعدادی از گروههای بانکی برای خود عملیات بانکداری خصوصی جداگانه‌ای تأسیس کردند. برای مثال در سال 1985، لویدز بانک (Lioyds Bank) بانک خصوصی لویدز را تأسیس کرد.
اگرچه تعداد بانکهای خصوصی در سالهای پس از جنگ کاهش پیدا کرد لیکن بانکهای مذکور با تشکیل گروههای بانکی خود را از جدالهای رقابتی به دور نگه داشتند. در آینده نیز بانکداران خصوصی با تجربه این روش را دنبال خواهند کرد.
منبع:
Private Banking: Maximising Performance in a Competitive Market. Bank of England, 1996