بانکداری اسلامی چشم ها را خیره کرده است

منبع EURO Money
مترجم:‌سهیل ایلداری
مقدمه:
در اندک زمانی بیشتر از یک دهه، صنعت بانکداری اسلامی رشدی به میزان 200 میلیارد دلار داشته است. بانکداری اسلامی با مشارکت بانکهای عمده جهان وارد عرصه پولی و مالی جهان شد، حوزه حرفه‌ای خود را گسترش و دامنه فعالیتهایش را با عرضه خدمات جدید، دقیق و خلاقانه توسعه داد. ابزارهایی که در این زمینه مددرسان بانکداری اسلامی بودند، عبارتند از: اوراق بهادار خصوصی، وامهای رهنی و حتی فرآیند «تبدیل به اوراق بهادار‌ کردن».
ناظران بین‌المللی در تلاش هستند که مقررات سختگیرانه‌ای را به نظام بانکداری اسلامی تحمیل کنند اما دادگاه‌‌های شرعی هنوز بر سر این مسئله که چه چیزی با تعالیم و قوانین اسلام تعارض دارد، با یکدیگر اختلاف‌نظر دارند.
راهبرد «بانکهای انجمن مسیحیان قبطی مصر» بر پایه «قراردادن خدمات بانکی خود با کیفیت عالی در اختیار مشتریان» استوار است. در مالزی ارایه خدمات بانکی با نرخ بهره مناسب، تجار و بازرگانان چینی را به سوی خود جذب کرده است و در اروپا نیز به واسطه بالارفتن آگاهی‌های مردمی، بانکداری اسلامی در حال گسترش است اما گسترده‌تر از بانکداری بازرگانی غیر‌مذهبی (ربوی) نیست.
«عاطف عبدالمالک» از لحاظ شخصیتی فردی فعال و پویا پرورش یافته است. مدیر خلاقی که در حال متحول‌کردن بانکداری اسلامی است. «عبدالمالک» مدیر ارشد اولین بانک سرمایه‌گذاری‌ اسلامی به طور دایم از شهرهایی همچون «هیوستون» به دفاتر مرکزی بانکهای پیشرفته و جدیدی که در پایتخت بحرین مستقر‌ند، در‌ حال رفت‌و‌آمد است.
در خلال چهار سال گذشته او به گسترش دامنه فعالیت سرمایه‌گذاری اسلامی کمک شایان توجهی کرده است. اینک، اتباع کشورهای حوزه خلیج‌فارس می‌توانند در اوراق بهادار بخش خصوصی ایالات متحده سرمایه‌گذاری کندن. این اقدام در حوزه تعالیم شریعت اسلام قابل‌قبول تلقی می‌شود، چون دارایی‌های نقدی (مالی) را دربر می‌گیرد.
«عبد‌المالک»‌ در حال گسترش دامنه فعالیتهای شرکت «اینوست کرپ» (Investcorp) است. شرکتی که سالیان متمادی از تاسیس آن می‌گذرد و از موفقترین شرکتها محسوب می‌شود که به صورت ویژه‌ای در حال جستجوی فرصتهای سرمایه‌گذاری در سهام‌های خصوصی بین‌المللی حوزه خلیج‌فارس به منظور معامله‌کردن آنها در اروپا و آمریکا است.
«عبدالمالک» به همراه تنی چند از مدیران ارشد دیگر از سال 1997 یعنی زمانی که شرکت «فرست ایسلامیک (First Islamicتأسیس شد، شرکت "Investcorp" را ترک کردند. آنها به سرعت توانستند بازار جدیدی را در حیطه کنترل خود قرار دهند.
شرکت «فرست ایسلامیک (First Islamicنه مورد سرمایه‌گذاری مخاطره‌آمیز در آمریکا انجام داده است که ارزش آن بالغ بر 800 میلیون دلار برآورد می‌شود و تاکنون دو پروژه آن، به‌گونه‌ موفقیت آمیزی از بوته آزمون خارج شده‌اند.
صنعت بانکداری اسلامی در مدت زمانی کمتر از یک دهه از چیزی درحد «صفر» تا 200 میلیارد دلار رشد کرده است.
تمامی بانکهای اسلامی باید استانداردهای مدیریتی بین‌المللی را رعایت کنند.
صنعت بانکداری اسلامی در مدت زمانی کمتر از یک دهه از چیزی درحد «صفر» تا 200 میلیارد دلار رشد کرده است. «عدنان البهار» مدیر ارشد اجرایی در شرکت «البرکا» (Albaraka) و «اینترنیشنال اینوستور» (International- Investor) که اخیراً با یکدیگر ادغام شده‌اند- می‌گوید:‌ » در 75 کشور جهان، میلیونها مشتری یافت می‌شوند و در برخی از جوامع، آنها 30 درصد بازار سهام را دراختیار دارند و از رشد سالانه‌ای در حدود 15 درصد برخوردارند و در حال سبقت گرفتن از بازارهای رایج هستند. در‌ مواجهه با پدیده «جهانی‌شدن»‌ و رقابت لجام گسیخته بسیاری از بانکهای اسلامی، اینک 3 بانک اسلامی در زمره برترین بانکهای جهانی (در بین بازارهای خود) قرار دارند.»
«بانک اسلامی ابوظبی» که در بخش خرده‌فروشی از موقعیت و استحکام مناسبی برخوردار است، طی یک ماه حدود 5 درصد رشد کرده و اینک در بین 47 بانک فعال در امارات عربی متحده، رتبه دوازدهم را به خود اختصاص داده است.
به رغم اینکه بزرگترین حجم تقاضا برای خدمات مالی اسلامی مربوط به جهان عرب است، تنها 20 درصد مردم این جوامع، در‌حال‌حاضر از این شیوه بانکداری در معاملات خود بهره می‌گیرند. تاکنون بانکهای پیشرو جهان که بر مبنای عملیات ربوی فعالیت می‌کنند، از قبیل «سیتی بانک»، «اچ اس بی سی»، «پی ان پی پاریبا» و نیز برخی از مؤسسات محلی مستقر در منطقه از قبیل «عرب بنکینگ کورپوریشن»در زمینه بانکداری اسلامی نیز به فعالیتهای جنبی می‌پردازند.
گسترش نوآوریها در عرصه فعالیتهای مالی، بانکهای اسلامی را قادر ساخته است تا نرخهای بهره رقابتی ارائه کنند.
یک بانکدار می‌گوید: «20 سال پیش مردم این منطقه فقط می‌خواستند پولهایشان را در بانکهای اسلامی سپرده‌گذاری کنند و آنها از بابت اینکه چقدر به دست می‌آورند، نگران بودند. امروزه نسل جدیدتری از سرمایه‌گذاران خبره، خواهان آن هستند که نرخ بازده سرمایه مناسبی که با اصول شریعت اسلام مغایرتی نداشته باشد، به دست آورند.»
در‌حال‌حاضر، بانکداری اسلامی توجه طبقه متوسط و اقشار مرفه جامعه را به سوی خود جلب کرده است. «اقبال خان» مدیر ارشد اجرایی شرکت خدمات مالی «امانه» می‌گوید: «در دهه 1970 بانکداری اسلامی تنها در حد یک «مفهوم»‌ مطرح بود، اما در خلال 1990 بانکداری اسلامی به یک نظام بازرگانی مبدل شده است. این شیوه بانکداری هنگامی رشد کرد که تعداد کثیری از طبقات متوسط جامعه از آموزشهای لازم در زمینه بانکداری اسلامی بهره‌مند شدند.»
کارها رو به پیشرفت می‌گذارد
اما بیم آن می‌رود بخش بانکداری اسلامی قربانی موفقیتهای خودش شود. بانکداری اسلامی به رغم رشد شتابانش نیازمند آن است که شیوه‌های نظارتی و معیارهای حسابداری آن استاندارد شوند و کیفیت مدیریت آن به صورت نامناسبی غیرهمگون است. علاوه بر این، فاقد طیفی از ابزارهای مالی مناسب در مواجهه با رشد فزاینده تقاضا برای نقدینگی کوتاه‌مدت است.
یک بانکدار اسلامی می‌گوید: «ما هنوز با نواقص و کمبودهایی مواجه‌ایم، چون صنعت ما هنوز نوپا است و مراحل ابتدایی را پشت‌سر می‌گذارد. ما دامنه خدمات خود را گسترش داده‌ایم، اما مشتریان ما نیازهای بیشتری دارند و کارکنان آموزش‌دیده‌ای که پاسخگوی نیازهای خیل عظیم متقاضیان باشند نیز در‌اختیار نداریم.»
سال 1998 یکی از دوران‌های ناامید‌کننده در بخش بانکداری اسلامی بود هنگامی که بانک اسلامی ابوظبی بعد از چند میلیون دلار کلاهبرداری سقوط کرد، مقامات این بانک توانستند از ورشکستگی آن جلوگیری کنند. از این ماجرا چنین استنباط می‌شود که در بخش بانکداری کنونی، جایگاهی برای مبتدیان و تازه‌کاران وجود ندارد.
تمامی بانکهای اسلامی باید استانداردهای مدیریتی بین‌المللی را رعایت کنند. آنها صرفاً نباید بر پایه اعتقادات معنوی خود عمل کنند، بلکه باید براساس بهترین استانداردهای بین‌المللی عملیات خویش را پایه‌ریزی کنند. نه سهامداران و نه مشتریان بانکهای اسلامی چاره دیگری جز گزینه‌‌های یاد شده ندارند.
یک بانکدار محلی می‌گوید: «در تعاریف پژوهشگران و نظارت‌کنندگان از بانکداری اسلامی تفاوت عمیقی دیده می‌شود. به‌ویژه درخصوص اینکه به طور دقیق چه چیزی در بانکداری اسلامی مورد قبول است و چه نوع خدماتی پیشنهاد می‌دهد.»
به رغم اینکه بزرگترین حجم تقاضا برای خدمات مالی اسلامی مربوط به جهان عرب است، تنها 20 درصد مردم این جوامع، در حال حاضر از این شیوه بانکداری در معاملات خود بهره می‌گیرند.
در قوانین قضایی برخی از جوامع از‌جمله ایران و پاکستان، بانکداری اسلامی از اختیارات قانونی برخوردار است و منحصر از تعالیم اسلام سرچشمه می‌گیرند. اما در جوامع دیگری نیز بانکها همانند بانکهای متعارف (ربوی) عمل می‌کنند. مثلا در مصر موسسات اسلامی نرخ بهره معقولی را اعمال می‌کنند.
بانکهای عربستان سعودی در حالت متزلزلی قرار گرفته‌اند، زیرا شناخت مفاهیم باید به تصدیق و تایید سایر بانکها بر مبنای بانکداری اسلامی عمل نمی‌کنند، نیز برسد. در‌نتیجه، بسیاری از سرمایه‌گذاران سعودی سرمایه‌های خود را به موسسات بحرینی می‌سپارند که از لحاظ توسعه این بخش، پیشگام محسوب می‌شوند و تلاش کرده‌اند تا نظام بانکداری را به جهانیان معرفی کنند که از ساختار و استاندارد همگون و ثابتی برخوردار است.
شالوده‌های شفاف
یافتن اصول اساسی در بانکداری اسلامی در مقایسه با بانکداری رایج، آسان است. اسلام «ربا»‌ را حرام شناخته است. برداشت و آرای متخصصان اسلامی نیز دریافت بهره را جایز نمی‌داند. سرمایه‌گذاری در صنایع خاصی از‌جمله تسلیحات نظامی، الکل و شرکتهایی که وامهای کلانی می‌دهند، مجاز نیست. برداشت و تفسیر از این مقررات در صلاحیت دادگاههای شرعی و بانکهای مستقل است و نتایج آن نیز اغلب با یکدیگر مغایرت دارند. به عنوان مثال، هنگامی‌که بانکهای اسلامی بحرین و مالزی می‌خواهند بر مبنای تعالیم اسلامی و از حیث حلال بودن با یکدیگر معامله کنند، اختلاف‌نظر مابین آنها شدت می‌گیرد. بانکهای مالزی به این فرایند بیشتر به شیوه «تبدیل به اوراق بهادار کردن» می‌نگرند، اما از نظر دادگاه‌های شرعی بحرین این شیوه با مبانی دین اسلام سازگاری ندارد.
برخی از بانکداران که بر مبنای شیوه‌های متعارف (غربی) عمل می‌کنند، استدلال می‌کنند که تمامی این مفاهیم دارای نواقصی هستند و در ورای این مفاهیم «بهره»‌ وجود دارد. آنها معتقدند هزینه‌های مدیریت را باید به عنوان جایگزینی برای هزینه بهره تلقی کنیم که می‌تواند براساس متقضیات بازار با نوسان همراه باشد. آنها می‌گویند: فروش و خرید مجدد یک کالا با یک قیمت مدیریتی نمی‌تواند حقیقت مفهوم ربا را که در اسمی دیگر تجلی می‌یابد، کتمان کند.
یک بانکداری غربی که در کشورهای حوزه خلیج‌فارس فعالیت می‌کند، می‌گوید: «اگر بانکداری اسلامی واقعاً روی به پیشرفت داشت، این امر تا به حال جنبه تحقق یافته بود. هنگامی‌که بانکداری اسلامی جایگاه خود را از دست می دهد، سرمایه‌گذاران عرب برای به دست آوردن بهره‌ای بالاتر، ترغیب می‌شوند که منابع خود را در اختیار بانکدارانی قرار دهند که بر مبنای اصول ربوی فعالیت می‌‌کنند.»
گر‌چه این امر، تنها دیدگاه اقلیتی از سرمایه‌گذاران این مناطق است.
بانکداران اسلامی در مقام پاسخ می‌گویند، این مسئله فراتر از صلاحیت دادگاه‌های شرعی و اشخاص است که تصمیم بگیرند آیا چنین معاملاتی منطبق با اصول مذهبی و اعتقادی است و اینکه آیا نرخ‌های بهره قابل‌قبول هستند؟ به‌هر‌حال آنها باید بپذیرند که در سطحی گسترده نیاز به به‌کارگیری استانداردهای بین‌المللی وجود دارد.
به دنبال کنفرانس اخیر بانکداران اسلامی جهان که در بحرین برگزار شد، تعدادی از سخنرانان خواستار ایجاد استانداردهای جهانی برای اداره بانکداری اسلامی شدند. آنها اعلام کردند این «همسانی» امری ضروری تلقی می‌شود. اگر بخش بانکداری اسلامی خواستار به دست آوردن وجاهت و اعتبار است،‌ یک ایده این است که اخذ تصمیم‌ نهایی با دادگاه عالی شرعی باشد.
برخی پیش‌بینی می‌کنند این امر ظرف چند سال آینده تحقق خواهد یافت، اما برخی از پیشرفتها در‌حال‌حاضر حادث شده‌اند. یکی از مهمترین پیشرفتها در حال حاضر حادث شده‌اند. یکی از مهمترین پیشرفتها این است که انتظار می‌رود «سازمان خدمات مالی اسلامی» که شامل بانکهای مرکزی جنوب شرقی آسیا، خاورمیانه و کشورهای شمال آفریقا است، شکل گیرد.
مهمترین وظیفه آنها این است که استانداردهای عمومی اندازه‌گیری ریسک را تعریف کنند، آنها همچنین می‌توانند «استانداردهای احتیاطی»را درخصوص «کفایت سرمایه»مشخص سازند، به‌ویژه هنگامی‌که که استاندارد حجمی بالغ بر 200 بانک یا موسسات مالی اسلامی را دربرگیرد.
شیخ احمد‌بن محمد آل خلیفه رئیس آژانس پولی بحرین می‌گوید:
«در این خصوص نباید پرسشی درباره نازل‌تر شدن استاندارد مقررات مطرح باشد. همچنین بانکهای متعاف و اسلامی در بهره‌گیری از استانداردهای نظارتی دقیق و موشکفانه، از وضعیت یکسانی برخوردارند.