پیامدهای جهانی شدن بازارهای مالی

در مسیر زندگی انسان بعضی اوقات شرایطی پیش می‌آید که انسان مجبور می‌شود بین «آنچه که بود و آنچه که از این به بعد خواهد بود» یکی را انتخاب کند وگاهی این شرایط پدید آمده طوری است که انسان ناگزیر است که حتماً دست به انتخاب بزند که میزان صحت این انتخابها و انطباق آن با حقیقت می‌تواند عامل تعیین‌کننده‌ای برای رسیدن به کمال و سعادت انسانی باشد. از طرفی درستی هر انتخابی نیز تابعی از میزان شناختی است که انسان از اطراف خودش و شرایط قدیم و جدید دارد. مسئله جهانی‌شدن نیز اصطلاحی است که خبر از پایدار شدن شرایط جدیدی در عرضه روابط بین‌المللی می‌دهد که کشورها و بازیگران این عرصه ناگزیر به اتخاذ سیاستی خواهند بود که دربر‌دارنده منافع آنها است. از طرفی از ضرورتهای توسعه هر کشوری شناخت دگرگونیهای جهانی و شکل‌دادن این دگرگونیها براساس خواست و منافع مالی است. نکته مهمی که باید به آن توجه شود این استکه جهانی‌شدن واقعیت دارد و یافته‌ ذهن بعضی نویسندگان و نظریه‌پردازان نیست.
جهانی‌شدن فرایندی است که قابلیت تبدیل به فرصتی برای منافع ملی ما و تهدیدی بر ضد منافع را خواهد داشت و اینکه کدام روی سکه روی دهد بستگی مستقیم به نحوه مواجهه ما با آن دارد.
مقاله حاضر سعی در ایجاد زمینه مناسب برای شناساندن جهانی‌شدن مالی (Financial Globalization) و نقش حسابداری بین‌المللی در این میان دارد.
تعریف کلی جهانی‌شدن
برخی از صاحبنظران در تعریف پدیده جهانی‌شدن به جنبه اقتصادی آن تاکید ورزیده و اقتصاد واحد جهانی و پیامدهای آن را به عنوا ن جهانی‌شدن آورده‌اند و برخی دیگر از اندیشمندان نیز سعی کرده‌اند جهانی‌شدن را به عنوان یک مفهوم سیاسی تعریف کنند، نظیر (فوکویاما) که در کتاب (پایان تاریخ) به جهانی‌شدن الگوی حکومتی دموکراسی لیبرال اشاره کره و آن را شکل نهایی حکومت بشری قلمداد می‌کند و صاحبنظران دیگر نیز به تبیین این مفهوم در چارچوب تحولات اقتصادی، سیاسی و زیست‌محیطی پرداخته‌اند.
با مطالعه در این زمینه درمی‌یابیم که جهانی‌شدن در ابعاد مختلف و گوناگون نظیر اقتصاد، سیاست، فرهنگ، ... تعریف خاص خود را دارد و یا به عبارت دیگر چون جهانی‌شدن به تکامل نرسیده است و تا زمانی که رشد و حرکت مداوم آن متوقف نشود نمی‌توان تعریف کامل و کلی ارائه داد.
جهانی‌شدن بازارهای مالی هر روز توسعه بیشتری می‌یابد. توسعه بازارهای مالی بین‌المللی و افزایش حجم معاملات در بازارهای خارجی و بازارهای سرمایه یک واقعیت غیر‌قابل‌انکار است. پیشرفت در فن‌آوریهای ارتباطی و اطلاعاتی، آزادسازی در بازارهای سرمایه و ارائه ابزارهای جدید مالی باعث تحرک بیشتر گردش بین‌المللی سرمایه و راهنمایی برای افزایش توسعه و کارایی در بازارهای مالی بین‌المللی است.
شواهد تجربی نشان می‌دهد که مرزهای بومی موانعی در راه جریانانهای بین‌المللی سرمایه محسوب می‌شوند. پرتفوی سرمایه‌گذاران در کشورهای صنعتی به سمت دارایی‌های بومی (Home bios Puzzle) بوده و پس‌اندازهای ملی عمدتاً توسط صنایع ملی جذب می‌شوند (Feldstein Horioka Paradox) از سوی دیگر میزان جریانهای خالص سرمایه روند افزایشی نداشته است. توسعه جهانی‌شدن مالی را می‌توان از جنبه‌های مختلف نظیر معاملات خارج ترازنامه‌ای (OFF- balance) و ابزارهای مشتقه (Derivatives) که امکان تسهیم ریسک را بین داراییهای اساسی فراهم آورده است، بررسی کرد.
افزایش در معاملات مالی بین‌المللی دارای دو بعد اساسی است:
الف) افزایش تحرک و پویایی پس‌اندازها که باعث بهبود کارایی در تخصیص منابع می‌شود.
ب) اثرات معاملات بین‌المللی کارایی ریسک انتقال را بهبود می‌بخشد. به‌عبارت‌دیگر، به واسطه توسعه معاملات، قیمت داراییهای مالی در بین کشورها، به صورت هموارتری نسبت به گذشته عمل می‌کند و این شواهد دلیل بر جهانی‌شدن بازارهای مالی است.
چگونگی و جهت حرکت و توسعه جهانی‌شدن بازارهای مالی در آینده، کاربردهای مالی یکپارچه‌تر و جریانهای بین‌المللی سرمایه فعالتر شود، سیاست پولی مستقل برای تحقق اهداف بومی، آزادسازی تحرک سرمایه و نرخهای ثابت تسعیر ارز نمی‌توان به طور همزمان با هم داشت. علاوه بر این اتخاذ سیاست‌ محافظه‌کارانه نیز ممکن است با مسائل جدیدی در زمینه ثبات سیستم مالی به واسطه افزایش روابط بین‌المللی بر روی قیمت دارایی‌ها روبه‌رو شود.
مفهوم جهانی‌شدن مالی
قبل از آن‌که به تعریف جهانی‌شدن بازارهای مالی بپردازیم، ضروری است ابتدا تفاوت بین دو اصطلاح جهانی‌شدن بازارهای مالی و بین‌المللی شدن بازارهای مالی (Financial internationalization) را به وضوح مشخص کنیم.
بین‌المللی‌شدن بر شرایطی دلالت دارد که معاملات خارجی مشخصی افزایش می‌یابد و جهانی‌شدن بر شرایطی دلالت دارد که اقتصاد همه کشورها به خصوص بازارهای مالی آنها آنچنان یکپارچه می‌شوند که یک بازار جهانی واحد را به وجود می‌آورند. برای مثال وقتی کشوری مکانیسم واحدی را برای واردات محصولات کشاورزی به منظور حمایت از بخش کشاورزی بومی خود در نظر می‌گیرد، ممکن است بین‌المللی‌شدن توسعه یابد، ولی جهانی‌شدن نمی‌تواند توسعه یابد.
حال براساس این تعریف به بررسی حال و آینده جهانی‌شدن بازارهای مالی می‌پردازیم.
برای طراحی مبنایی برای بحثهای آتی، انواع جهانی‌شدن را توضیح می‌دهیم. برای سهولت کار، ما جهانی را با دو کشور در نظر می‌گیریم F‌ و R به‌ترتیب نشان‌دهنده بازارهای کالا و خدمات و بازارهای مالی و اندیس آن نشان‌دهنده کشور است. اقتصاد جهانی واقعی حالتی بین بدون جهانی‌شدن (Nonglobalization)، حالتی که هم بازارهای کالا و خدمات در حد کشورها هستند (نمودار 1-1) و یا حالت جهانی‌شدن کامل (CompleGlobalization) حالتی که هر دو نوع بازار به صورت کاملا یکپارچه است. (نمودار 1-2)
از آنجا که تحرک دارایی‌های مالی نیست به کالا و خدمات برای جهانی‌شدن بیشتر است، می‌توانیم حالتی را تصور کنیم که جهانی‌شدن ابتدا در بازارهای مالی روی دهد (نمودار 3-1)
به‌هر‌حال به نظر می‌رسد که رابطه‌ای بسته‌ای بین جهانی‌شدن بازارهای مالی و بازارهای کالا و خدمات وجود دارد. به‌طوری‌که توسعه در جهانی‌شدن بازارهای مالی باعث تحرک در بازارهای کالا و خدمات برای جهانی‌شدن و برعکس می‌شود. علاوه بر شرایطی که جهانی‌شدن بازارهای مالی و اقتصاد واقعی (کالا و خدمات) به صورت سینرژیک توسعه می‌یابد، مقداری از کالا و خدمات ممکن است به صورت یکپارچه درآید و شرایط اقتصاد به‌گونه‌ای شود که جهانی‌شدن بازارهای کالا و خدمات قبل از بازارهای مالی روی دهد.
شواهد تجربی نشان می‌دهد که مرزهای بومی موانعی در راه جریانهای بین‌المللی سرمایه محسوب می‌شوند.
3) جهانی‌شدن بازاریابی
1) عدم جهانی‌شدن
(1-4) جهانی‌شدن کامل
(1-2) جهانی‌شدن فعالیت اقتصادی واقعی
روند جهانی‌شدن
روند جهانی‌شدن در سالهای اخیر با افت‌و‌خیزهایی همراه بوده است. برای مثال، میزان اوراق بهادار صادرشده از 220 میلیارد در سال 1986 به 569 میلیارد دلار در سال 1996 رسیده است. براساس آمار ارائه‌شده توسط بانک تسویه حسابهای بین‌المللی (BIS) در مورد بانکداری بین‌المللی و فعالیتهای بازارهای مالی، خالص داراییهای بانکداری بین‌المللی تقریباً سه‌برابر شده است. یعنی از 1885 میلیارد دلار در سال 1986 به 5150 میلیارد دلار در سال 1996 رسیده است.
به‌هر‌حال اگر دوره مالی طولانی‌تری را در‌نظر بگیریم به وضوح می‌توان نوسانات را در یکپارچگی اقتصاد در جهان مشاهده کرد. در ادامه ابتدا روند جهانی‌شدن بازارهای مالی را به صورت تاریخی مرور کرده و بعد به بررسی شرایط کنونی می‌پردازیم.
الف) دیدگاه درون‌گرایی سرمایه (Home Bias) و جریان بین‌المللی سرمایه:
به منظور شناسایی دامنه جهانی‌شدن بازارهای مالی از لحاظ تاریخی، ابتدا مروری بر مطالعات انجام شده بر روی شاخصهای اندازه‌گیری میزان جهانی‌شدن بازارهای مالی و پیامدهای آن می‌کنیم.
ب) دیدگاه درون‌گرایی و صنعت‌محوری
(Feldstein- Horioka Paradox and Home Bias Puzzle) یک موضوع جالب در زمینه جهانی‌شدن تعصب ملی یا دیدگاه درون‌گرایی سرمایه (Home Bias) است. از آنجا که متنوع‌شدن پرتفو باعث سود مورد‌انتظار بیشتری می‌شود، در پرتفوی سرمایه‌گذاری بین‌المللی نیز تنوع زیادی ایجاد شده است. به‌هر‌حال اگر پرتفوی واقعی سرمایه را مورد بررسی قرار دهیم، به نظر می‌رسد که برخلاف پرتفوی بهینه متشکل براساس تئوری CAPM، پرتفوی سرمایه‌گذاران تعصبی به طرف سهام بومی گرایش دارند.
دو محقق به نامهای فرنچ (French) و پوتربا (Poterba) در سال 1991 پرتفوی سرمایه‌گذاران بین‌المللی را در ژاپن، آمریکا و انگلیس بررسی کرده‌اند و به این نتیجه رسیدند که سرمایه‌گذاران سهم بسیار زیادی از سرمایه خود را به سرمایه‌گذاری در سهام بومی تخصیص داده‌اند.
البته باید توجه داشت که چنین تعصبی اگر با داده‌های جدید ارزیابی شود دارای سهم کمتر خواهد بود اما نمی‌توان تصور کرد که درونگرایی سرمایه (Home Bias) از بین برود. با توجه به افزایش معاملات مالی بین‌المللی و توسعه روز‌افزون جهانی‌سازی در معاملات کالا و خدمات، پدیده فوق را می‌توان به عنوان یک پدیده بغرنج (Puzzle) درنظر گرفت.
مسئله دیگر که در راستای این تفکر قرار دارد پارادوکس به عنوان «Feldstein- Horioka 1980» است.
اگر بازارهای مالی به صورت کامل یکپارچه شوند. پس‌اندازها در کل جهان انباشته می‌شود. در‌نتیجه می‌توان به صورت تئوریکی انتظار داشت که افزایش نهایی در پس‌اندازهای بومی در کشورهایی سرمایه‌گذاری شود که بالاترین بازدهی را دارند و هیچ رابطه‌ای بین پس‌اندازهای بومی و سرمایه‌گذاری‌های بومی وجود نخواهد داشت. به‌هر‌حال، مطالعات تجربی وابستگی بالاتری را بین پس‌اندازهای بومی و نسبت‌های سرمایه‌گذاری نشان می‌دهد که مطابق با فرض یکپارچگی مالی (Financia) integration نیست. به عبارت دیگر مجموعه‌ مطالعات در مورد پارادوکس "Feldstein- Horioka" نشان می‌دهد که تمایل قوی برای جذب پس‌اندازهای بومی در همان کشور وجود دارد.
اهمیت خالص جریانهای سرمایه
در حسابهای ملی، حساب جاری مابه‌التفاوت بین پس‌اندازهای ناخالص و سرمایه‌گذاری است که کسر حساب جاری به مفهوم کمبود پس‌اندازهای بومی و ... است که به وسیله جریانهای سرمایه خارج از کشور تامین مالی می‌شود. بنابراین، بررسی توسعه اندازه مطلق حساب جاری معادل بررسی تحرک خالص سرمایه بین‌المللی است. براساس مطالعات سال 1997 توسط «ابستفلد» (Obstfeld) و «تیلور (Taylor)، میانگین اندازه جریانهای بین‌المللی خالص سرمایه در کشورهای صنعتی که با نسبت جاری به تولید ناخالص ملی اسمی اندازه‌گیری شده، در قبل از جنگ جهانی اول بالاتر از 3 درصد و در زمانهایی نیز بالاتر از 4 و 5 درصد بوده است. در سالهای 1920 و 1930 و تحت نظام برتون وودز (Berton Woods) و در سالهای 1950 و 1960 این نسبت کاهش یافته است. اما این نسبت به دلیل سیاست ارز شناور در سال 1970 افزایش یافته و به 3 درصد رسیده است.
تغییرات در خالص جریانهای سرمایه بین‌المللی به ثبات نرخ تسعیر ارز خارجی، ثبات فعالیتهای اقتصادی بومی و تحرک آزاد سرمایه بستگی دارد. همانطور که می‌دانیم یک کشور فقط می‌تواند به دو هدف از سه هدف فوق به طور همزمان نایل شود. در طول دوره جنگ جهانی اول، کشورهای صنعتی سیاست ثبات نرخ تسعیر ارز و تحرک آزاد سرمایه را در پیش گرفتند و به تبع آن تحرک بین‌المللی سرمایه افزایش یافت و در مقابل، تحت سیستم برتون وودز (Berton Woods) کشورهای صنعتی سیاست پولی مستقل و نرخهای تسعیر ارز ثابت را دنبال و تحرک بین‌المللی سرمایه را فدای دو سیاست دیگر کردند. در‌نتیجه میزان تحرک سرمایه تحت این رژیم پایین بود. بعد از اضمحلال سیستم مذکور و تحت سیاست نرخ تسعیر شناور، سیاست ثبات اقتصادی بومی و تحرک آزاد سرمایه در پیش گرفته شد و تحرک سرمایه دوباره افزایش یافت. اگر‌چه روند شکاف بین پس انداز و سرمایه‌گذاری در کشورهای صنعتی به دلایل گوناگون نوسان می‌کند ولی توسعه جریانهای خالص سرمایه به نظر می‌رسد متناقض با روند حرکت به سوی جهانی‌شدن مالی است.
وجود پایه‌ درونگرایی سرمایه (Home Bias) و پارادوکس Feldstein- Horioka و عوامل پایین بودن سطح جریانهای خالص سرمایه بیانگر این موضوع است که مرزهای ملی موانعی در برابر جریانهای بین‌المللی سرمایه محسوب می‌شوند.
معاملات مالی را می‌توان به عنوان انتقالات پس‌اندازها و ریسک‌ها از موسسات دارای مازاد مالی به سمت موسسات دارای کمبود مالی تفسیر کرد.
فرایند معامله را می‌توان به اجزای گوناگون به شرح زیر تقسیم نمود:
الف- ارزیابی ریسک‌ها (گردآوری اطلاعات، تجزیه و تحلیل ریسک، مدیریت ریسک، ریسک انتقال).
ب) توسعه و فروش محصولات مالی (تأیید قرارداد، تسویه، محافظت و ثبت)
تحت دیدگاه یادشده، جهانی‌شدن مالی شامل افزایش در خدمات مالی فراسوی مرزهای ملی بوده و افزایش در جریانهای سرمایه فراسوی مرزهای ملی نیست.
افزایش در معاملات فراسوی مرزهای ملی را می‌توان در جنبه‌های مختلفی مشاهده کرد. در مقوله ارزیابی ریسک، استفاده از رتبه‌بندی انجام شده توسط موسسأت رتبه‌بندی‌کننده به سرعت افزایش یافته و در مقوله مدیریت ریسک، خرید سیستم‌های مدیریت ریسک به سرعت افزایش یافته است. علاوه‌بر‌این فعالیتهای ادغام و تحصیل دیگر شرکت‌ها، مؤسسات مالی و شرکتهای بزرگ چند ملیتی باعث افزایش انتقال مراکز علمیاتی به فراسوی مرزها به منظور به دست آوردن منافع مربوط به دستمزد و اجاره کمتر بوده است. همه پدیده‌های فوق دارای اثرات مشابهی بر روی معاملات مالی فراسوی مرزهای ملی است. در آینده بانکهای اینترنتی با پیشرفت سریع در تکنولوژیهای ارتباطی را مشاهده خواهیم کرد که نشانگر رشد جهانی‌شدن مالی است، همانطور که در پایه درونگرایی سرمایه (Home Bias) و پارادوکس- " Feldstein Horioka" مشاهده کردیم مرزهای ملی هنوز موانعی در برابر جریانهای بین‌المللی سرمایه هستند. به‌هر‌حال به منظور غلبه بر چنین موانعی، معاملات مالی فراسوی مرزها نظیر ابزارهای مشتقه‌) (derivatives)، Option و Swap باعث رشد جریانهای سرمایه بین‌المللی شده‌اند که به واسطه آن نرخ بهره آربیتراژ، کاراتر شده و ریسک‌های نرخ بهره و ریسکهای نرخ ارز خارجی به صورت بین‌المللی به یک روش کارا، متنوع می‌شوند.
براساس تصویر 2 می‌توان به وضوح مسئله جهانی‌شدن مالی و سطح کنونی جهانی‌شدن را تفسیر کرد. اگر مرزهای ملی را که موانع جریان بین‌المللی سرمایه هستند به صورت فیلتر (صافی) در نظر بگیریم، هزینه معاملات داخل ترازنامه‌ای (On- Balance) بالا و اجزای آن بزرگ شده و ازاین‌رو نمی‌توانند از فیلتر عبور کنند در طرف مقابل معاملات خارج‌‌‌ ترازنامه (Off- balance) هزینه معاملات آنها پایین و اجزای آن کوچک هستند. ازاین‌رو می‌توانند از فیلتر عبور کنند. معاملات مشتقه می‌توانند اجزای بزرگ دارایی‌های داخل ترازنامه‌ای (On- balance) را به اجزای بزرگ دارایی‌های داخل ترازنامه (On- balance) را به اجزای کوچک داراییهای چندگانه تبدیل کنند و باعث زیاد‌شدن فاصله بین اجزای فیلتر شوند. علاوه‌بر‌این، پیشرفت فن‌آوریهای اطلاعاتی و ارتباطی و لغو مقررات مالی باعث کاهش موانع و در‌نتیجه افزایش فاصله بین اجزای فیلتر و بزرگتر شدن سوراخهای آن می‌شود که باعث کاهش هزینه معاملات و در‌نتیجه کوچک‌تر‌شدن ابعاد اجزای می‌شود.
شکل شماره 2: جهانی‌شدن بازارهای مالی
دلایل برای تجارت بین‌المللی شرکتها به دلایل گوناگونی به تجارت بین‌المللی اقدام می‌کنند: دلیل اصلی، توسعه و فروش است که این به واسطه مازاد ظرفیت تولید و نبود تقاضا در کشور و نیاز به فروش محصولات برای بهره‌برداری کاراتر از ظرفیت بنگاه است.
دومین دلیل در اقدام به تجارت بین‌المللی به دست آوردن مواد اولیه و سایر عوامل تولید با هزینه کمتر است. شرکتهای معدنی و کشاورزی در کشورهایی که منابع طبیعی و آب‌و‌هوا برای فعالیت مهیا است، فعالیت می‌کنند. در مقابل شرکتهای تولیدی کشورهای آسیایی را به واسطه ارزان بودن نیروی کار و پایین‌بودن هزینه‌های سربار برای فعالیت انتخاب کرده‌اند. در‌واقع این بنگاهها به منظور بالا‌بردن کارایی تولید فعالیت خود را به فراسوی مرزها توسعه داده‌اند.
سومین انگیزه برای فعالیتهای بین‌المللی، دسترسی به دانش و فن‌آوری است. یادگیری فن‌آوری جدید می‌تواند تاثیر مهمی بر توانایی بنگاه برای رقابت در سطح بازارهای جهانی داشته باشد. فن‌آوری جدید در سطح جهان توسعه می‌یابد، به‌طوری‌که شرکتها نمی‌توانند فقط برای آگاهی از فن‌آوری جدید بر بازار بومی تکیه کنند. در مطالعه انجام‌شده بر روی مدیران اجرایی شرکتهای بین‌المللی (Chief executive officer CEO"S)، 63 درصد مدیران اجرایی ژاپن معتقدند که رهبری فن‌آوری با ژاپن بوده و فقط 30 درصد آنها احساس می‌کنند که این رهبری فن‌آوری با ژاپن بوده و فقط 30 درصد آنها احساس می‌کنند که این رهبری در اختیار آمریکاییهاست. در مقابل 74 درصد مدیران اجرایی شرکتهای آمریکایی معتقدند که هنوز رهبری فن‌آوری با آمریکا بوده و 12 درصد دیگر مدیران معتقدند که این رهبری در اختیار ژاپنی‌ها است. بدیهی است که مدیران اجرایی کشور‌ها یک تعصب نسبت به بازار خود دارند، اما می‌توان گفت که توسعه فن‌آوری در سطح جهان ادامه دارد و محدود به یک یا دو کشور خاص نیست.
استراتژیهای تجارت
بین سالهای 1150 تا 1800 میلادی، نظریه قالب در فعالیتهای اقتصادی بین کشورها بیانگر این بود که ثروت یک کشور بستگی به میزان طلای در‌اختیار او دارد. بنابراین کشورها سعی در محدود‌کردن واردات به حمایت از صادرات با اعطای یارانه و ذخیره‌کردن طلا داشتند. در اواخر سال 1700 میلادی «آدام اسمیت» دیدگاه قبلی مرکاتیلسیم یا سودآوری (Merchantalism) را نقد کرده و اظهار داشت که ثروت واقعی یک کشور شامل کالاها و خدمات ارائه شده برای شهروندان است. بنابر گفته آدام اسمیت، کشورها به واسطه مزیتهای مطلق در تولید به تجارت کالا مبادرت می‌کنند. مزیت مطلق بر توانایی کشورها در تولید کالاهای مختلف با کارایی بیشتر نسبت به کشورهای دیگر دلالت دارد. این مزیت‌ها ممکن است طبیعی (natural) یا اکتسابی (acquired) باشد.
مزیت طبیعی براساس منابع طبیعی و آب‌و‌هوا است. به عنوان مثال کاکائوی مورد‌استفاده شرکتهای شکلات‌سازی انگلیسی را نمی‌توان به واسطه نبود آب‌وهوای مناسب در انگلیس کشت کرد. به جای آن، درکشورهای دیگر نظیر غنا و نیجریه که دارای آب‌و‌هوای مساعد هستند، تولید و به انگلیس صادر کرد.
بنابراین غنا نسبت به انگلیس دارای مزیت طبیعی در تولید کاکائو است. مزیت اکتسابی به تولید یک کالای مشخص به واسطه یک مزیت خاص بنگاه نظیر فن‌آوری دلالت دارد. شرکتهای شکلات‌سازی به دلیل داشتن فن‌آوری نسبت به شرکتهای غنایی دارای یک مزیت هستند. بنگاههای کره‌ای به دلیل داشتن فن‌آوریهای جدید خود در تولید فولاد به عنوان مهمترین صادر‌کننده فولاد در جهان مطرح هستند. نظریه مزیت مطلق بر این نکته دلالت دارد که تجارت، ناشی از تخصص و مهارت کشورها در تولید محصولاتی است که دارای مزیت رقابتی برای آنها است. به‌هرحال امکان دارد که کشورها با یکدیگر تجارت داشته باشند حتی اگر دارای یک مزیت مطلق نباشند. که این حالت می‌‌تواند ناشی از نظریه مزیت رقابتی باشد. براساس این نظریه، کشورها سعی در کسب تخصص در تولید محصولاتی دارند که بتوان آنها را با کارایی بیشتری تولید کرد. مزیت رقابتی برای یک کشور معمولاً به دلیل فراوانی عوامل مشخص از تولید است. عوامل تولید در فراوانی نسبی ارزانتر از عوامل تولید کمیاب بوده و کشورها سعی در خرید محصولاتی دارند که هزینه و قیمت آن کمتر باشد. برای مثال، یک کشور با داشتن فراوانی نیروی کار ارزان معمولاً به تولید محصولات کاربر تمایل دارد.
موانع تجارت
اگر بر سر راه تجارت موانعی وجود نداشته باشد، کشورها می‌توانند به تولید محصولاتی که دارای مزیت است اقدام کنند و بازارهای جهانی نیز به سبب صادرات کالاهای مختلف رونق می‌گیرد. به‌هر‌حال عواملی وجود دارد که مانع تجارت آزاد هستند. «جان دانینگ (John Dunningاین موانع را به موانع ساختاری و موانع معاملاتی طبقه‌بندی و آنها را به عنوان عوامل شکست بازار معرفی کرده است.
موانع ساختاری بازار اغلب به علت اعمال و دخالتهای دولت پدید می‌آید. دولتها ممکن است از جریان آزاد کالاها و خدمات به دلایل زیر جلوگیری کنند:چ
-کم‌کردن نرخ بیکاری با جلوگیری از واردات کالا
- حمایت از صنایع کوچک با هدف صنعتی‌کردن اقتصاد
- ارتباطات سیاسی با دیگر کشورها
- مسائل مربوط به تراز پرداختها و موانع بر سر راه واردات می‌تواند باعث کاهش کسری تجاری شود.
به منظور محدود‌کردن جریان آزاد کالا و خدمات، دولتها از سیاستهای تعرفه‌ای و حمایت یارانه‌ای (غیر تعرفه‌ای) کمک می‌گیرند. به این بیان که با بستن تعرفه بر روی کالاهای وارداتی، قیمت آنها در مقابل محصولات بومی افزایش می‌یابد. تعرفه‌ها یک منبع درآمدی برای کشورها به‌خصوص کشورهای در‌حال‌توسعه محسوب می‌شوند.
سازمان تجارت جهانی (WTO) با ارائه موافقتنامه‌ عمومی در مورد تعرفه‌ها و تجارت (GATT) برای کاهش و حذف تعرفه‌های اعمال‌شده بر روی واردات توسط کشورها مقررات خاصی وضع کرده است.
WTO‌ و GATT در نحوه برخورد با موانع غیر‌تعرفه‌ای نظیر یارانه‌ها، دستکاری نرخ مبادله، استانداردهای اختیاری و موانع اداری با مشکلات جدی مواجه هستند.
ابعاد حسابداری راهبرد جهانی‌شدن
یک سیستم کنترل مدیریتی باید منعکس‌کننده شرایط مختلف محیطی در هر‌یک کشورها و به طور همزمان بر‌آورنده نیاز کشورها و بنگاهها و همچنین منطبق با راهبرد جهانی‌شدن و ساختار سازمانی باشد.
وجود شرایط بالقوه زیاد لزوم درک از حسابداری بین‌المللی را مطرح می‌کند. هر‌چه وابستگی متقابل اقتصادها افزایش می‌یابد، نیاز بیشتری برای ارائه خدمات بین‌المللی حسابداری به بنگاههای بین‌المللی توسط حسابداران احساس می‌شود. همچنین هم استفاده‌کنندگان از صورتهای مالی، نیاز به کسب اطلاعات از حسابداری بین‌المللی برای درک گزارشهای بنگاهها دارند. در‌مجموع هر شخصی اعم از تهیه‌کننده، حسابرسی‌کننده و استفاده‌کننده صورتهای مالی بنگاههای دارای عملیات بین‌المللی نیاز دارند که حسابدار بین‌المللی را بیشتر بشناسند و این اهمیت حسابداری بین‌المللی را به وضوح نمایان می‌سازد.
چگونگی و جهت حرکت و توسعه جهانی‌شدن بازارهای مالی در آینده، کاربردهای مهمی برای جهت‌دهی به سیاستهای پولی توسط بانکهای مرکزی دارد.
اگر بر سر راه تجارت موانعی وجود نداشته باشد، کشورها می‌توانند به تولید محصولاتی که دارای مزیت است اقدام کنند و بازارهای جهانی نیز به سبب صادرات کالاهای مختلف رونق می‌گیرد.
عوامل محیطی مؤثر بر حسابداری بین‌المللی
رویه‌های حسابداری و افشای اطلاعات همانند خود بنگاه تحت‌تأثیر عوامل مختلف اقتصادی، اجتماعی و سیاسی است. این عوامل شامل ماهیت مالکیت بنگاه، نوع فعالیتهای تجاری بنگاه، منابع تامین مالی و سطح توسعه بازارهای سرمایه، ماهیت سیستم مالیاتی، وجود و اهمیت حرفه حسابداری، سطح تحقیقات و آموزش حسابداری، ماهیت سیستم سیاسی، ویژگیهای اجتماعی، سطح رشد اقتصادی و توسعه، نرخ تورم، ماهیت و چگونگی سیستم حقوقی و ماهیت قوانین و مقررات حسابداری است. ماهیت سیستم‌های حسابداری در هر کشور متناسب با اثر نسبی هریک از عوامل محیطی و سایر سیستم‌‌ها تغییر می‌کند.
با توجه به نوع مالکیت بنگاه، نیاز به پاسخگویی عمومی و افشای اطلاعات فرق می‌کند. در یک بنگاه دارای مالکیت عمومی نسبت به بنگاه دارای مالکیت خانوادگی فشار برای پاسخگویی بیشتر است. در حالت مالکیت دولتی، فشار متمرکزی بر روی سیستم‌های حسابداری به سمت برآوردن اهداف کلان اقتصادی وجود دارد. نوع فعالیتهای بنگاه نظیر تولیدی یا کشاورزی بودن، متنوع بودن، بین‌المللی بودن، کوچک یا بزرگ بودن بنگاه بر ماهیت سیستم حسابداری تاثیر می‌گذارد.
در کشورهایی که سیستم حسابداری تحت‌تاثیر و نفوذ اهداف دولتی است، سیستم مالیاتی یکی از عوامل مهم است. در کشورهایی نظیر فرانسه و آلمان گزارشهای حسابداری عمومی به عنوان مبنایی برای محاسبه مالیات مورد‌استفاده قرار می‌گیرد. در دیگر کشورها نظیر انگلیس و آمریکا گزارشهای ارائه شده توسط شرکتها برای مقاصد مالیاتی تعدیل می‌شود.
در کشورهایی که حرفه حسابداری توسعه‌یافته و حسابداری نقش حرفه‌ای اعمال می‌کنند، سیستم‌های حسابداری متمرکز و متحد‌الشکل هستند. باید توجه داشت که توسعه حرفه حسابداری بستگی مستقیم به وجود تحقیقات و آموزش حسابداری دارد.
سیستم سیاسی تاثیر مهمی بر حسابداری داشته و سیستم‌های حسابداری منعکس‌کننده اهداف و فلسفه‌های سیاسی هستند. ماهیت و دامنه رشد و توسعه اقتصادی نیز بر چگونگی سیستم‌های حسابداری موثر است. به عنوان مثال تغییر از اقتصاد کشاورزی به سمت اقتصاد تولیدی مسائل جدید حسابداری را به وجود آورده‌اند.
سیستم حقوقی عامل مهمی در تعیین ابعاد مشارکت بنگاه در تدوین مقررات حسابداری دارد.
به‌رغم تفاوتهایی که در شرایط محیطی کشورها وجود دارد و بر سیستم‌های حسابداری تاثیر می‌گذارد، شباهتهایی نیز وجود دارد. تلاشهای زیادی برای طبقه‌بندی کشورها و شناسایی الگوها و تعیین گروهها انجام شده است. به‌هر‌حال، چنین تلاشهایی روش مفیدی برای درک بهتر از عوامل موثر بر توسعه سیستم‌های حسابداری و در‌نتیجه پیش‌بینی تغییرات و تاثیرات آن است. به دلیل فعالیتهای سازمانهای ملی و بین‌المللی و تغییر ماهیت تجارت و عملیاتهایی بین‌المللی، حسابداری پی‌در‌پی در حال تغییر است و مدلهای جدیدی برای حسابداری وگزارشگری ارائه شده است.
بازارهای سرمایه و اثرات آن بر توسعه سیستم حسابداری و افشای اطلاعات
همزمان با رشد تعداد، ابعاد و پیچیدگی بنگاهها، تقاضا برای تامین مالی به صورت انتشار سهام و اوراق قرضه افزایش یافته است. این عامل باعث رشد و توسعه بازارهای سرمایه برای تسهیل تأمین مالی شرکتها شد. یک عامل عمده و مؤثر بر حسابداری، ظهور مبادلات سهام و بازارهای اوراق بهادار است که این عامل، منشأ مبادله سرمایه‌گذاری توسط سهامداران بدون انحلال شرکت و نیاز به مکانیسم‌های جدید تامین مالی بوده است.
قابلیت مبادله سهام، بخش زیادی از انرژی و زمان بازارها را به‌خصوص در کشورهایی نظیر آمریکا، انگلیس و ژاپن مصرف می‌کند.
بازارهای منطقه‌ای در سالهای اخیر تحت عنوان ترکیب بازارها شکل گرفته‌اند. در‌واقع شکل‌گیری بازارهای سرمایه و اوراق بهادار، اجزای اساسی تحول در اقتصاد بازار همراه با خصوصی‌سازی واحدهای دولتی و نیاز به جذب سرمایه‌گذاری خارجی به شمار می‌روند.
رشد بازارهای سرمایه و اوراق بهادار مستلزم توسعه قابلیت دسترسی به اطلاعات است. اغلب سهامداران خصوصی قادر به تجزیه و تحلیل کلی گزارشهای مالی افشا شده توسط بنگاهها نیستند. از‌این‌رو بر مشاوران و تحلیلگران مالی تکیه می‌کنند. تحلیلگران تفسیر‌کنندگان گزارشهای بنگاه برای سرمایه‌گذاران بالقوه و بالفعل هستند. در چنین شرایطی نیاز سرمایه‌گذاران به صورت عام و تحلیلگران مالی به صورت خاص به مهمترین عامل فشار بر روی بنگاهها برای افزایش کیفیت و کمیت گزارشها و اطلاعات افشا شده بوده است. بنابراین تحول در بازارهای اوراق بهادار باعث افشای وسیعتر و عمیق‌تر می‌شود.
اهمیت اطلاعات مورد‌استفاده به وسیله سرمایه‌گذاران بالقوه و پیشنهادهای تحلیلگران مالی مستلزم این است که گزارشهای مالی شرکتهای عمومی که سهام آنها در بازار سهام مبادله می‌شود، در دسترس عموم قرار گیرد.
اثر عمده بازارهای اوراق بهادار و اشخاص تدوین‌کننده مقررات این بازارها بر تعیین کمیت و کیفیت اطلاعات ارائه شده برای عموم در رابطه قوی بین بازارهای توسعه‌یافته و درجه افشای اطلاعات قابل‌شناسایی است. کشورهای دارای بازارهای توسعه‌یافته و فعال نظیر کمتر توسعه‌یافته هستند. پاسخگویی و افشای اطلاعات به وسیله بنگاهها به صورت تاریخی پاسخی به سرمایه‌گذاری مستقیم مالی است. در سالهای اخیر، شواهد حاکی از آن است که نه‌تنها اطلاعات باید در اختیار تامین‌کنندگان مالی نظیر سهامداران، بانکها،‌ قرض‌دهندگان و اعتبار‌دهندگان قرار گیرد. بلکه تعهداتی مبنی بر ارائه اطلاعات به اشخاص دیگر نظیر کارمندان، اتحادیه‌های تجاری، مصرف‌کنندگان دولت و عموم مردم نیز وجود دارد. دلایل زیادی برای ارائه اطلاعات به همه گروهها علاوه بر تامین‌کنندگان مالی وجود دارد. مهمترین دلیل، توسعه، رشد و نفوذ اتحادیه‌های تجاری و کارمندان در کشورهای پیشرفته است. توجه عمومی در مورد اثرات جانبی بنگاه نظیر اثرات زیست‌محیطی و اثرات بنگاهها بر اقتصاد ملی و سیاستهای اجتماعی بیشتر شده است. موارد فوق همراه با سایر عوامل، باعث توسعه مفهوم پاسخگویی و تمایل گروههای گوناگون در جامعه برای نظارت بر رفتار واحدهای تجاری شده است. پاسخگویی بیشتر شرکت‌ها به عنوان یک موضوع مورد‌علاقه و قابل‌بحث در سالهای اخیر بوده است.
توسعه حسابداری توسط بنگاهها دارای محدودیتهای عرضه و تقاضا است. از بعد عرضه اطلاعات، تضاد منافع و هدف بین مدیران بنگاه و تأمین‌کنندگان مالی در یک چارچوب مشترک عمل می‌کند. تفاوتها قابل‌اندازه‌گیری و قابل‌کنترل هستند. وجود حق برای سایر اتحادیه‌های تجاری برای گرفتن اطلاعات، تعهدی از جانب مدیران است. از دیدگاه مدیران، وجود تعهدات فوق خطری برای رشد و بقای بنگاه محسوب می‌شود.
گزارشهای بنگاه همچنین منابع اطلاعاتی برای تصمیم‌گیری و انجام وظیفه نظارت توسط مدیران هستند. از آنجا که اهداف اطلاعاتی مدیران و تأمین‌کنندگان مالی کاملا سازگار با اهداف اطلاعاتی سایر گروهها نظیر اتحادیه‌های تجاری نیست، افزایش افشای اطلاعات باعث افزایش قدرت دریافت‌کنندگان برای تحت‌تأثیر قرار‌دادن رفتار و نقد عملکرد بنگاه می‌شود.
محدودیت دیگر، انتظارات مبهم و نامشخص سایر گروهها است. نه‌تنها تکنیکهای اندازه‌گیری مشخصی برای اندازه‌گیری انتظارات وجود ندارد، بلکه توافق عمومی نیز بر روی اجزای کلی این پاسخگویی وجود ندارد. در بعد تقاضا، در مورد میزان تقاضای سایر گروهها برای استفاده از اطلاعات، تلاش برای شناسایی نیازهای مشخص آنها همراه با چشمپوشی از امکان برآورده‌شدن نیازهای آنها با اطلاعات ارائه شده به تأمین‌کنندگان مالی بوده است.
نتیجه‌گیری
جهانی‌شدن بازارهای مالی یکی از مهمترین موضوعها در جهان امروز است. این فرایند مسائل گوناگونی را در زمینه‌های مختلف در کشور و بازار‌های مالی و کالا و خدمات به وجود آورده است. یکی از مسائل عمده ناشی از جهانی‌شدن بازارهای مالی، غیر‌قابل مقایسه‌ بودن صورتهای مالی شرکتهای بین‌المللی است. به عبارت دیگر لزوم تدوین استانداردهای بین‌المللی حسابداری برای تهیه گزارشها و اطلاعات قابل‌مقایسه و معتبر برای استفاده‌کنندگان در بازارهای مالی ضروری به نظر می‌رسد.