اخلاق حرفه ای نیاز است، نه تعارف

اخلاق‌ نیک عمومیت پیدا نمی‌‌کند مگر این‌که در جامعه دروغ‌گویی، کم‌کاری، ارتشا، دزدی و ... امری مذموم و راستگویی، صداقت، پاکدامنی و .. امری پسندیده محسوب شود و در متن و بطن جامعه نهادینه گردد.
زمانی می‌توان پایه‌های یک مدینه فاضله را در جامعه پی‌ریزی کرد و به عبارت بهتر بنای یک جامعه اخلاقی را بنیان نهاد که هر فرد در حیطه وظایف و اختیارات خود به نیکی، راستی و درستی عمل کند.
اگر یک تولید‌کننده در تولید کالایی به کیفیت آن کالا توجه نداشته باشد و هدف خود را سود‌محوری بدون درنظر گرفتن معیارهای اخلاقی قرار دهد، یا یک قاضی براساس هدفهای فردی حکم کرده و بیطرفی و عدالت را درنظر نگیرد، یا یک کارمند بانک امانتداری و خوشرویی و برخورد مطلوب با ارباب‌رجوع را مدنظر قرار ندهد، آیا می‌توان تصور کرد که جامعه به سوی کمال و آرمانهای عدالتخواهانه گام برمی‌دارد.
بی‌تردید وجدان عمومی خواهان جامعه‌ای است که آحاد مردم اعم از اشخاص حقیقی و حقوی در تمام شئون کاری و زندگی خود پایبند و مبتنی بر اخلاق انسانی باشند. البته این صرفاً به معنای آن نیست که یک کارمند بانک فقط خوش‌برخورد باشد و بیطرفی و عدالت را فقط مختص قضات بداند و برعکس، بلکه بعضی از عاملهای اخلاقی در بعضی از مشاغل پررنگتر و حساستر است. چون هیچ‌کس انتظار ندارد که یک مامور نیروی انتظامی با یک مجرم با نرمی و عطوفت برخوردکند، و برعکس، یک کارمند بانک به طور ماشینی با یک مشتری برخورد کند. با‌این‌وجود تعاملات و برخوردها بر محور اخلاق حرفه‌ای در هر زمینه‌ای متفاوت است. چرا که رفتار انسانها در واکنش به عوامل بیرونی و نوع نگرش او به انسان و جامعه متفاوت است. به عبارت بهتر در یک جامعه اخلاق حرفه‌ای در بخش تولید با اخلاق حرفه‌ای در مشاغل خدماتی می‌تواند متفاوت از هم باشد. اخلاق حرفه‌ای در بخش تولید حکم می‌کند که باید ضامن کیفیت تولید کالا بود، اما اخلاق حرفه‌ای مشاغل خدماتی مثل فروشنده همان محصول در فروشگاههای مختلف نیز می‌تواند با رعایت اصل مشتری‌مداری در فروش کالا محقق شود. برای مثال، فروشگاهی که هدف و انگیزه آن حفظ و ارتقای وضع موجود، سود و توسعه فروش خود است، در تلاش است برای تحقق اهداف خود کالا را با کیفیت مطلوب و با فروشنده‌ای که اخلاق حرفه‌ای را سرلوحه برنامه‌های خود قرار می‌دهد، رضایت مشتریان را فصل‌الخطاب خود می‌داند و به مشتری به دیده احترام می‌نگرد، در معرض فروش قرار دهد.
به عبارت روشن‌‌تر اخلاق در بخش تولید، به کیفیت می‌اندیشد، هر‌چند که این کیفیت هم‌بستگی به رفتار دست‌اندر‌کاران بخش تولید دارد. در این فرایند مشتری است که کالا را می‌بیند و حق انتخاب با اوست. در‌حالی‌که در اخلاق حرفه‌ای مشاغل خدماتی، مشتری با فردی که رو‌به‌روی او ایستاده، سروکار دارد و این ارتباط مستقیم با خلق‌و‌خوی طرف مقابل معنا و مفهوم می‌یابد.
اخلاق‌ حرفه‌ای در تولید، در تعامل با مشتری، اخلاقی خشک و کلیشه‌ای است، همانند نمونه‌ای که در شاهکار چارلی‌چاپلین در فیلم «عصر جدید» مشاهده می‌شود. اما در اخلاق حرفه‌ای مشاغل خدماتی ارایه‌کننده خدمت نمی‌تواند در حد سفت‌کردن یک پیچ‌ و مهره دقت عمل داشته باشد، زیرا روحیات و خلقیات متفاوت افراد مختلف تنظیم‌کننده روابط با مشتری است.
با‌این‌وجود، گرایش به اخلاق حرفه‌ای باید برپایه اخلاق مبتنی بر عمل و قانون و مطابق با قواعد پذیرفته شده و قوانین حاکم بر جامعه استوار باشد، اصلی که می‌توان از آن به عنوان «اخلاق وظیفه‌گرا» یاد کرد که به فضایل اخلاقی بها می‌دهد و زمانی می‌تواند هدفها و انگیزه‌های یک سازمان را تحقق بخشد که نتیجه عمل صحیح و در مجرای قانون و قواعد‌ پذیرفته‌شده عرف باشد.
با توجه به آنچه گفته شد، به این حقیقت دست می‌یابیم که در گزینش و امور استخدام و انتصاب افراد برای یک سازمان و موسسه اخلاق حرفه‌ای تا چه حد اهمیت می‌یابد. فردی را که می‌خواهیم برای حرفه خاصی به کار گماریم. باید ببینیم آیا براساس علاقه و اشتیاق آن شغل را انتخاب می‌کند یا برای فرار از معضل بیکاری. آیا کسی را که می‌خواهیم استخدام کنیم، سوای مسائل عقیدتی،گزینش از طریق آزمون کتبی و مصاحبه حضوری می‌تواند نقشی در انجام‌دادن موفق آن شغل توسط مستخدم داشته باشد، آیا در گزینش مراجعان برای استخدام به معیار اخلاقی همان حرفه توجه خاص می‌شود؟
به نظر می‌رسد که برای استخدام در سازمانها و موسسات اعم از دولتی و غیر‌دولتی، فقط به چند سوال و جواب عقیدتی بسنده می‌شود تا صلاحیت عقیدتی و سیاسی فرد ارزیابی شود، اما عوامل دیگری از قبیل میزان علاقه فرد، تخصص و مهارتش در شغل مورد‌نظر چندان مدنظر قرار نمی‌گیرد.
بی‌تردید معیار گزینش فرد برای مشاغل در یک سازمان، مدنظر قرار‌دادن اخلاق مبتنی بر عمل و وظیفه است، اصلی که ضمن درنظر گرفتن فضائل اخلاقی تلاش می‌شود افرادی که به کار گرفته شوند که دارای تخصص و مهارت در حرفه‌ای که به آنان محول می‌شود، بوده و از روی علاقه و نیت خالصانه وظایف خود را به نحو احسن انجام دهند.
البته در بحث اخلاق حرفه‌ای نباید از عامل انگیزه غافل ماند، زیرا یک فروشنده بخش خصوصی نتایج حرفه‌ای‌گری خود را به طور مستقیم مشاهده می‌کند و همین انگیزه نقش موثری در ایجاد رضایت مشتری دارد. در بخش دولتی نیز این امر صادق است، یعنی اگر سره از ناسره تمیز داده شود و در کل به انگیزش افراد بها داده شود، می‌توان با عنصر تشویق و تکریم، انگیزه‌ها را تقویت کرد. شاید یک معضل اساسی و حلقه گمشده در کم‌رنگ‌ شدن ارزشهای حرفه‌ای، همانا نادیده‌گرفتن تشویق کارکنان موفق و صالح باشد. فشارهای کاری، تبعیض، مشکلات اقتصادی و ... می‌تواند زمینه را برای زیر‌ پا گذاشتن هنجارهای حرفه‌ای فراهم کند و در‌نتیجه موجب دلسردی، عدم‌‌خلاقیت و پرخاشگری یا انزوای افراد شود.
بانکهای کشور از‌جمله موسساتی هستند که به دلیل تعامل دوسویه با مشتریان (سپرده‌گذاران)، مشتری را به عنوان عنصر اساسی در پیشبرد اهداف خود می‌نگرند. از‌این‌رو ضرورت ایجاب می‌کند که شبکه بانکی در سیاستهای کلی و راهبردی خود اخلاق حرفه‌ای مبتنی بر وظیفه‌گرایی را در تارو‌پود اجزای سیستم نهادینه کند، چرا که اخلاق حرفه‌‌ای یک نیاز حیاتی است نه تعارف.
با توجه به اهمیت چنین رویکردی در نظام بانکی، فصلنامه بانک در این شماره با بهره‌گیری از اساتید محترم دانشگاه، نویسندگان صاحب قلم، پژوهشگران و صاحبنظران علوم اقتصادی- مالی، علاوه بر پرداختن مسائل مختلف پولی و مالی، اخلاق حرفه‌ای را به مدد دستمایه‌های علمی مورد‌بررسی، تبیین و تجزیه و تحلیل قرار داده است.
مطرح‌شدن اخلاق حرفه‌ای در رسانه‌‌ها شاید بتواند راهگشای مناسبی برای عملی‌کردن شعار حق یا مشتری و جلب‌رضایت آنها باشد. البته برای رسیدن به این هدف، اتخاذ راهکارهای عملی و عملی نیز ضروری است.