آموزش و نقش آن در توسعه

​دكتر محمدباقر صدرى
عضو انجمن اقتصاددانان ايران
     اقتصاد كه علم غلبه به ندرتها و كمبودها است ، دانستن را ابزار توسعه و آموزش را زيربناى توسعه مى‏داند.
آنچه ثروت را به عامل بهروزى و بهزيستى و توسعه و پيشرفت تبديل مى‏كند، «دانستن » يعنى علم و آگاهى است كه از طريق آموزش كسب مى‏شود.
جاى شگفتى است كه دولت چك پول‏هايى را توسط بانكها صادر كرده است كه متأسفانه تنها براى بانكهاى صادركننده اعتبار دارد.
هنوز بانكها نتوانسته‏اند حداقل چك‏هاى تضمينى صادره بين خود را نقد كنند. نگرش ژرف به اين مسئله بيانگر مشكلات كارتهاى اعتبارى است .
پيشنهاد مى‏شود دولت به مؤسسات خصوصى و اعتبارى با مقررات ويژه اجازه دهد حداقل در حوزه ملى نسبت به صدور كارت اعتبارى اقدام كنند.
بدون آشنايى با تاريخ اقتصاد هر كشورى و روشهايى كه در گذشته‏ها متداول بوده‏اند، نمى‏توان تحولاتى شگرف در حوزه پول و سرمايه به وجود آورد.
شوراى پول و اعتبار مى‏بايد گروهى از اقتصاددانان زبده را مأمور بررسى و شناخت روشهاى متداول در كشور و كشورهاى ديگر جهان كند.
يكى از اركان پيشرفت و توسعه هر كشورى ، آموزش در حوزه‏هاى مختلف است. آگاهى از علم و دانش سرچشمه مى‏گيرد و علم و دانش نيز از طريق آموزش انتقال مى‏يابد و خود را با تبادل آرا و انديشه صيقل داده و دامنه خود را گسترش مى‏دهد.
اهميت آموزش به حدى است كه خداوند سبحان نقش آموختن را مى‏ستايد و مى‏فرمايد: «آموخت به انسان آنچه را كه نمى‏دانست »
با همه پيشرفت‏ها و تحولاتى كه اتفاق افتاده و بشر را از كره خاكى به كائنات ديگر از جمله مريخ كشانده است ، ولى مناطق غيرقابل دسترسى در حوزه‏هاى علمى به حدى است كه ابن سينا (اشعار به او) مى‏گويد:
     دل گرچه در اين باديه بسيار شتافت 
     يك موى ندانست ولى موى شكافت
     اندر دل من هزار خورشيد بتافت
     آخر به كمال ذره‏اى راه نيافت
اقتصاد كه علم غلبه به ندرتها و كمبودها است ، دانستن را ابزار توسعه و آموزش را زيربناى توسعه مى‏داند. لذا اقتصاددانان براى توسعه، عواملى را ذكر مى‏كنند كه اكنون حداقل هر سال يك بار توسط سازمان ملل (گزارش منابع انسانى) منتشر مى‏شود. لذا كشورى زمانى توسعه يافته و غنى است كه از امكانات خدادادى بهره گرفته و آنها را در راه اعتلا و بهروزى انسانها به كار گيرد. از اين رو كشورى كه مثلاً درآمد نفتى بسيار دارد تا زمانى كه از عوامل توسعه برخوردار نباشد، توسعه يافته تلقى نمى‏شود. پس آنچه ثروت را به عامل بهروزى و بهزيستى و توسعه و پيشرفت تبديل مى‏كند، «دانستن » يعنى علم و آگاهى است كه از طريق آموزش كسب مى‏شود .بشر هم اكنون پرده‏هاى «ندانستن» را دريده و پيش مى‏تازد، روزى شناسنامه ژنتيك انسان را صادر مى‏كند، روزى ديگر در مريخ به دنبال حيات مى‏چرخد، ولى با همه اين اوضاع و احوال هنوز فقر و بى سوادى و تبعيض و جنگ و جنايت در كره خاكى بيداد مى‏كند. عده‏اى چاق و گروهى لاغر و نحيف‏اند، گروهى در نعمت و ناز و گروهى ديگر در نكبت و امراض غوطه ورند. همه نابسامانيها راه درمان دارد كه آن آموزش و دانستن است. جهالت يا ندانستن عامل تاريكى و آموزش و دانستن عامل روشنايى است. اهميت روشنايى به حدى است كه خداوند سبحان خود را نور و آسمان و زمين مى‏نامد (الله نورالسموات و الارض). آموزش داراى گستره بى‏شمار است. آموزشى كه در اين مقاله درباره آن سخن مى‏گوييم، آموزش در نهادى گر چه نوپا باتوجه به قدمت بشر ولى بسيار مؤثر است كه عده‏اى بانكها را قلب تپنده اقتصاد مى‏نامند.
آموزش در بانكها داراى ابعاد گسترده‏اى است كه عبارت‏اند از:
     1-   آموزش ابتدايى در حوزه مشاغل و آنچه افراد شاغل بايد بدانند.
     2-   آموزشهايى كه مشتريان در حداقل وضع بايد از آنها آگاهى يابند و آشنا شوند.
     3-   آموزشهايى كه از باجه‏ها شروع و به مديريت‏هاى بخش، سرپرستى، مناطق، هيأت مديره و مديران عامل در ارتباط با وضع ملى و بين‏المللى بايد داشته باشند .
     4-   آموزشهايى كه اعضاى  مجامع عمومى بايد از آن برخوردار باشند.
     5-   آموزشهايى كه وزراى مسئول بايد داشته باشند .
     6- آموزشهايى كه هيأت دولت بايد داشته باشند تا بتوانند در حوزه تصميم‏گيريها به آنها تكيه كنند.
     7-   آموزشهايى كه رئيس جمهور و معاونان به عنوان قوه مجريه بايد داشته باشند.
     8-   آموزشهايى كه رئيس مجلس و نمايندگان از يك سو و نهاد محترم شوراى نگهبان و... از آنها آگاه باشند تا قوانين و مقررات را وضع نمايند و به تأييد برسانند.
     9-   آموزشهايى كه مسئولان قوه قضائيه، قضات و نهادهاى مربوطه بايد داشته باشند تا در ارتباط با مسائل بانكى و... تصميم‏گيرى كنند (عمده‏بزه‏هاى اقتصادى ريشه در مسائل پولى و بانكى دارد).
     10-   آموزشهايى كه كليه نهادهاى دولتى، خصوصى و شبه دولتى، شركت‏ها ... بايد فراگيرند.
     11- آموزشهايى كه كانون وكلا و سردفتران و ... بايد فراگيرند.
     12- آموزشهايى كه نهادهاى علمى، دانشگاهها، مؤسسات تحقيقى و آموزشى بايد داشته باشند تا خود را با پيشرفت‏هاى روز مجهز كنند و آن را انتقال دهند.
باتوجه به آنچه گفته شد، مى‏توان دريافت كه دامنه موضوع وسيع است، نگارنده تلاش كرده مقاله فعلى را در ارتباط با روشهاى متداول كه در سيستم‏هاى نهادهاى بانكى دنيا به كار مى‏رود، ولى در كشور ما متأسفانه به سهو يا به عمد مغفول مانده و يا در آغاز راه هستيم، به آنها اشاره كند، كه به شرح زير است :
     الف) رايانه‏اى شدن سيستم بانكدارى :
     1- ا وجود اينكه بانكها از اولين نهادهايى بودند كه به مكانيزه كردن روى آوردند، ولى در عمل نتوانسته‏اند در مقايسه با ساير كشورهاى جهان (مثلاً مالزى و كره جنوبى) به دليل كاستى‏هاى آموزشى عمليات و سيستم خود را رايانه‏اى كنند (كره جنوبى 85 درصد، مالزى 75 درصد).
در سفرى كه نگارنده، در سال 1381 به مالزى  داشت و مطالعاتى در شهرك الكترونيك «پوتراجابا» و بانكها و بورس داشت، مشخص شد كه دولت دكتر ماهاتيرمحمد نخست وزير وقت برنامه‏هاى مشخصى براى كارآمد كردن و رايانه‏اى كردن بانكها به عنوان محور اصلى توسعه دارد و تا سال 2006 سيستم بانكى و بورس صددرصد رايانه‏اى خواهد شد. جالب اين كه برنامه آموزشى مشخص و معينى براى تمام سطوح افراد شاغل در بانك‏ها و بورس و نهادهاى اعتبارى داشتند و علاوه بر آموزش زيربنايى، هرسال افراد بايد مجدداً دوبار بازآموزى شوند تا خود را با تحولات جهانى و مالزى هماهنگ سازند.
نكته مهم ارتباط بانكها با بورس بود كه در بعضى حوزه‏ها، بانكها به عنوان كارگزار سپرده گذاران عمل مى‏كردند تا طبق قرارداد بخشى از سپرده را صرف خريد و فروش سهام كنند. روى اين اصل 65 درصد مردم مالزى سهامدار بورس بودند كه در حال افزايش است .
     2-   در كشور ما هنوز تعامل بين بورس و بانكها كاملاً مشخص نيست.
علاوه بر آن هنوز در شعبه‏هاى بانكها ارقام و اعداد تابلوى بورس را ندارند و حتى رؤسا و سرپرستان شعب آموزشهاى لازم را در زمينه بورس نديده‏اند تا در مواردى سپرده گذاران و مشتريان خود را براى خريد و فروش سهام هدايت كنند. در مالزى حداكثر شعبه‏هاى بانكها بخصوص بانكهايى كه سهامدار بورس هستند (سهام آنها در بورس خريد و فروش مى‏شود) با عمليات بورس آشنا هستند. پيشنهاد مى‏شود وزارت امور اقتصادى و دارايى كلاسهاى آموزشى داير و كاركنان بانكها را با روشهاى بورس آشنا كند. جالب است بدانيم اكثر كارگزاران بورس در كشورها از كارمندان بازنشسته بانكها هستند كه برخى نيز سعى در انحصارى كردن آن مى‏كنند. دبير كل جديد تلاش در تغيير تركيب كارگزاران و بهبود آن را دارد.
بايد توجه داشت كه رايانه‏اى شدن بانكها مستلزم آموزش كاركنان و همچنين وضع قوانين و مقررات ويژه است تا احياناً اين امر به جاى يار شاطر، بار خاطر شود و خطراتى را متوجه اعتماد سازى نكند. دولت بايد به سرعت قوانين و مقررات ويژه‏اى تنظيم كند و به تصويب برساند. يكى از مشخصات بانكها رازدارى و امانت دارى آنها است . اتفاقاتى كه رخ داده است، گرچه اندك است، ولى بيانگر آن است كه به تناسب پيشرفت در حوزه رايانه‏اى شدن بانكها مى‏بايد راهكارهايى نيز به كار رود. قبل از همه آموزش نيروى انسانى و كارآمد كردن آنها و از همه مهمتر اعتماد به آنها مى‏تواند مؤثر افتد و خطرات اين مسئله را كاهش دهد. رويدادهاى خاصى در مراحل ابتدايى قرار دارد، لذا به سرعت بايد سلامتى روند تضمين شود.
     ب: كارتهاى اعتبارى :
متأسفانه استفاده از كارتهاى اعتبارى در كشور ما بسيار اندك و ابتدايى است. فقدان روشى نوين براى بهره‏گيرى از اين وسيله راحت و آسان نتوانسته كارتهاى اعتبارى را حتى هم سطح كشورهاى عقب مانده متداول كند. در بين 180 كشور جهان ما در دنياى آخر قرار داريم .
در سالهاى اخير صندوق‏هاى قرض الحسنه بسيار گسترش يافته كه برخى از آنها عمليات بانكى را انجام مى‏دهند. تلاشهاى مشابه اين حوزه اگر در حوزه كارتهاى اعتبارى انجام مى‏گرفت، شايد روند موجود بهتر از آنچه كه هست، بود. در هر حال ايجاد صندوقهاى اعتبارى براى صدور كارتهاى اعتبارى ضرورى است .
البته براى استفاده از كارتهاى اعتبارى علاوه بر وجود مؤسسات اعتبارى، آموزش‏هاى لازم به مردم و كسبه نيز ضرورت دارد. روزانه صدها مورد سرقت، پول دزدى، كيف قاپى و حتى قتل در حوزه نقل و انتقال پول نقد رخ مى‏دهد و ميليونها تومان هزينه آن مى‏شود و علاوه برآن نقل و انتقل موجب فرسوده شدن پول‏هاى كاغذى و حتى گسترش امراض مى‏شود. دولت در اين حوزه هيچ گونه آموزشى را براى شهروندان و كاركنان انجام نمى‏دهد. توفيق در اين امر مستلزم تبليغات گسترده و فراهم آوردن شرايط لازم است. بخش اعظم توزيع كالا و خدمات در اختيار بخش خصوصى است كه مى‏بايد آماده استفاده از كارتهاى اعتبارى باشد؛ حتى به فرض اينكه اين كارتها صادر شده باشد (بخش بانكى نيز در سطح محدود كارتهاى اعتبارى صادر كرده است).
جاى شگفتى است كه دولت چك پول‏هايى را توسط بانكها صادر كرده است كه متأسفانه تنها براى بانكهاى  صادركننده اعتبار دارد. هنوز بانكها نتوانسته‏اند حداقل چك‏هاى تضمينى صادره بين خود را نقد كنند. نگرش ژرف به اين مسئله  بيانگر مشكلات كارتهاى اعتبارى است .
به عبارت ديگر فاصله روشهاى بانكى ما با روشهاى متداول جهانى بسيار زياد است. اميد است كه وزارت امور اقتصادى و دارايى تحولى در اين  حوزه به وجود آورد. شايان ذكر است كه هنوز پس از دو سال بحث اسكناس‏هاى جديد به نتيجه نرسيده است. اين امر نشانگر حركت لاك پشتى و كند در حوزه بانكى است. اصولاً بانكها بنا به خصلت خود با احتياط عمل مى‏كنند ولى احتياط زياد حركت را متوقف مى‏سازد و مانع هر حركت نوين و اصلاحى مى‏شود.
علاوه بر اين، در مالزى 50 درصد و در تركيه 30 درصد معاملات توسط كارتهاى اعتبارى انجام مى‏گيرد و رقم استفاده از كارتهاى اعتبارى در كشور ما بسيار بسيار ناچيز است. مردم اگر از مزاياى اين روش آگاه‏باشند، تمايلى براى خريد و استفاده از خود بروز مى‏دهند، ولى هنوز ما در ابتداى راه طولانى هستيم. باتوجه به مسائل مربوط، براى استفاده مؤثر از كارتهاى اعتبارى جهانى حداقل بايد در سطح ملى تلاش كرد. وقتى سخن از گردشگرى به ميان مى‏آيد ، هيچ يك از نهادهاى مسئول سخنى در حوزه استفاده از كارت اعتبارى براى توسعه گردشگرى نمى‏گويند.
پيشنهاد مى‏شود دولت به مؤسسات خصوصى و اعتبارى با مقررات ويژه اجازه دهد حداقل در حوزه ملى نسبت به صدور كارت اعتبارى اقدام كنند. نگارنده آمادگى دارد به عنوان عضو انجمن اقتصاددانان ايران با همكارى هيأت اجرايى اين انجمن و اعضاى آن طرح چگونگى ايجاد و راه اندازى و استفاده از كارتهاى اعتبارى را تهيه و تنظيم كند.
ج ) تنزيل مجدد (REDISCOUNT بازيافت منابع مالى بانكها )
يكى از مكانيزمهاى اعتبارى در سيستم‏هاى بانكى دنيا استفاده از روش تنزيل مجدد به منظور افزايش توان اعتبار دهى بانكها بدون افزايش نقدينگى و انتشار پياپى پول است، متأسفانه افزايش نقدينگى ساليانه كه تا مرز 30 درصد نيز رسيده است (1381) يكى از عوامل تورم زا و كاهش ارزش پول ملى است .
روش تنزيل مجدد كه يكى از روشهاى متداول اعتبارى در كليه بانكهاى جهان است، سالهاست از طرف سيستم بانكى كشور ما منسوخ و يا حداقل فراموش شده است. اين روش يك عمليات اعتبار دهى در چهارچوب قراردادهاى اعتبارى است كه بين بانكها و اعتبار گيرنده براساس عقود متداول تنظيم شده است و يا مى‏شود.
خوانندگان گرامى مطلع هستند كه بخش اعظم سرمايه بانكها (چه دولتى و چه خصوصى) متعلق به سپرده‏هاى مردم است. بانك مركزى براى توان مهار بانكها از يك سو و پاسخ دهى به صاحبان اصلى پول كه احياناً براى دريافت مراجعه كنند تا سال 1381 حدود 25 درصد امكانات بانكى را نزد خود به عنوان سپرده نگهدارى مى‏كرد. اين رقم براى افزايش توان اعتبار دهى در سالهاى اخير به 15 درصد كاهش يافته است. البته بايد توجه داشت كه بانكهاى مركزى در تمام جهان درصدى از سپرده‏هاى مردم نزد بانكها را به عنوان سپرده قانونى نزد خود سپرده گذارى مى‏كنند.
يكى از مسائل مطروحه در سالهاى اخير مسئله كمبود نقدينگى در حوزه واحدهاى توليدى، صنعتى، خدماتى، فنى و بازرگانى بوده است. دولت به ويژه از زمان روى كارآمدن مهندس مظاهرى به عنوان وزير اموراقتصادى و دارايى تلاش كرده در چهارچوب روشها و مكانيزمهاى امكانات استفاده از نقدينگى بنگاههاى اقتصادى را بهبود بخشد. كاهش درصد پرداخت در مواقع گشايش اعتبار، كاهش ميزان سپرده گذارى نزد بانك مركزى، اقداماتى در جهت تأمين نقدينگى بنگاههاى اقتصادى بوده است. شايان ذكر است كه تمام اين روشها به گونه انبساطى است كه اگر به درستى انجام نگيرد، خود عاملى براى افزايش تورم است. در صورتى كه يكى از اهداف عمده دولت ضمن دستيابى به رشد بالاى اقتصادى (طبق پيش بينى 8 درصد)، كنترل تورم از يك سو و توزيع عادلانه ثروت به منظور نيل به عدالت اجتماعى از سوى ديگر است .
در روش تنزيل مجدد كه گاهى با دين مجدد اشتباه مى‏شود، بانكها اين امكان را پيدا مى‏كنند كه بخشى از اعتبارات بازپرداخت شده توسط اعتبار گيرندگان را با استفاده از روش تنزيل مجدد، مجداً در چرخه اعتبار قرار دهند. با اين روش بانكها تا 5 برابر سپرده‏ها توان اعتبار دهى مى‏يابند به عبارت ديگر بانكها بدون اينكه پول و يا شبه پول جديد خلق كنند در چهارچوب مقررات موجود قدرت اعتباردهى خود را افزايش مى‏دهند. البته روش تنزيل مجدد نيز براى رونق توليد، استفاده از ظرفيت‏هاى خالى واحدهاى توليدى و به نوعى ايجاد اشتغال است .
همچنين اين روش در تمام بانكهاى دنيا حتى در بانكهاى اسلامى (بدون ربا) متداول است و مى‏توان براى كمك به توليد و اشتغال استفاده از روش تنزيل مجدد را فقط در حوزه توليد، كشاورزى و صادرات اجرا كرد تا ضمن افزايش توليد و كاهش هزينه‏هاى توليد هم به بهره ورى يارى رساند و هم عامل تورم زايى اين روش را نه تنها به صفر رساند، بلكه با افزايش عرضه كالا، هم توان رقابتى اقتصاد را افزايش داد و هم تورم را مهار و سپس كاهش داد.
شايان ذكر است يكى از توفيقات دولت جديد تركيه در افزايش نرخ سرمايه گذارى بدون افزايش نقدينگى، استفاده بهينه از اين روش بوده است كه دولت اردوغان در كنار ساير مكانيزمهاى اقتصادى توانسته تورم را مهار و سپس كاهش و ارزش پول ملى را افزايش دهد. در يك تحقيق ميدانى نگارنده متوجه شد كه اين امر ساده بانكى به دليل بى‏توجهى به آن در سالهاى گذشنه نه تنها به نوعى از اذهان زدوده شده، بلكه حتى برخى از اقتصاددانان در مقابل سؤال تنزيل مجدد و نقش آن با اندكى مكث و تأمل رو به رو مى‏شوند، لذا ضرورت آموزش و توضيح اين روش اعتبارى بسيار حياتى است. بايد دانست كه بدون آشنايى با تاريخ اقتصاد هر كشور و روشهايى كه در گذشته‏ها متداول بوده‏اند، نمى‏توان تحولاتى شگرف در حوزه پول و سرمايه به وجود آورد. شوراى پول و اعتبار مى‏بايد گروهى از اقتصاددانان زبده را مأمور بررسى و شناخت روشهاى متداول در كشور و كشورهاى ديگر جهان كند.
خوانندگان گرامى بسيار شنيده و يا خوانده‏اند كه ژاپن با نرخ بهره  منفى تلاش دارد كه به نوسازى اقتصاد خود دست يابد، مسئله‏اى كه طرح مى‏شود، اين است كه چگونه نرخ بهره در كشور ما بين 16 تا 24 درصد (حداقل براى اوراق قرضه  17 درصد) و در ژاپن منفى است. در روش تطبيقى دو اقتصاد و راهكارها به ويژه مسئله تورم و بهره ورى روشن مى‏شود كه هر كشورى براى بهبود وضع اقتصادى خود روشهاى خاص خود را دارد و آنچه قابل ذكر است اين است كه زمانى اين روشها كار ساز هستند كه براساس دانش اقتصاد و داده‏ها و ستانده‏هاى واقعى باشند. بخش آموزش در حوزه بانكى يك كار بنيادى است. لذا تنها با آموزشهاى معمولى و كلاسيك نمى‏توان بستر توسعه پايدار متوازن را فراهم كرد، بلكه روشهاى متداول در تمام حوزه‏ها به ويژه در بانكها بايد به گونه‏اى باشد كه آموزش به طور مداوم ارايه شود. اگر بانكها قلب تپنده اقتصاد كشورند، لازم است كه شريانهاى اين قلب چنان سالم و شفاف عمل كند كه از رسوب جرم جلوگيرى شود.
جامعه يك موجود زنده‏اى چون انسان است. همان گونه كه نارساييهاى تن و روان موجب بروز بيمارى مى‏شود و در حوزه قلب گاهى موجب انسداد رگ‏ها مى‏شود كه پزشك عمل جراحى را به ناچار توصيه مى‏كند، در بخش بانكها كه قلب ناميديم نيز عملكردهاى نادرست به رسوب جرم و يا انسداد رگها مى‏انجامد كه نيازمند جراحى است تا قلب‏
بتواند پمپاژ درست و به موقع خون آن را به كليه سلولهاى بدن برساند، سلولهاى بدن در حوزه اقتصاد بنگاههاى اقتصادى هستند كه اگر سالم باشند، جامعه‏اى را با اقتصاد سالم مى‏سازند كه در آن مردم با تكيه بركرامت انسانى از رفاه و بهروزى نسبى برخوردار مى‏شوند، آموزش در كليه حوزه‏ها از جمله حوزه اقتصاد به ويژه پول و سرمايه كه بخش بسيار حياتى آن است نقش بسيار مؤثرى را ايفا مى‏كند.
نگارنده با طرح تنزيل مجدد كوشيده است تا بخشى از عمليات فراموش شده بانكى را يادآورى كند. سؤال اين است كه آيا واقعاً در ساير حوزه‏ها، روشها و راهكارها و يا مقررات و قوانين فراموش شده وجود ندارد ؟ چه نهادى و يا نهادهايى مسئول پيگيرى مداوم روشها و راهكارهاى اجرايى با مقررات و قوانين است تا بتواند نوسازى و اصلاح را در كليه امور كه جزئى از آموزه هاى اسلامى است، به طور مداوم انجام دهد. روزانه در پنج نوبت وقتى در پيشگاه خداوند سبحان به نماز مى‏ايستيم از ذات احديت مى‏خواهيم كه ما را به راهى مستقيم كه رستگاران مى‏روند هدايت فرمايد. به سخنى ديگر هر روز هدايت به راه راست و برگشت از راه نادرست را خواستاريم و مى‏خواهيم كه خداوند ما را به راه كسانى كه به آنان نعمت داده است  هدايت كند و از راه آنانى كه «ضالين» هستند بازدارد. راه درست توأم با نعمت مى‏تواند سيستم بانكى كشور را در مسير توسعه پايدار و متوازن قرار دهد و رفاه و بهروزى نسبى توأم با كرامت و عزت به همراه عدالت و قسط به ارمغان آورد.