آموزش پودمانى، خاستگاه اقتصاد اسلامى

نظام آموزش پودمانى ابزار مناسبى است براى پرورش شخصيت، نبوع و توانايى‏هاى ذهنى و عملى كاركنان و رعايت حق آنان در مشاركت فعالانه در عمليات و فعاليت‏هاى اقتصادى مرتبط .
آموزش پودمانى از طريق ارايه برنامه‏هاى توسعه حرفه‏اى، امكان آشنايى مدرسان با شيوه‏هاى يادگيرى تعاملى و تجربى را فراهم مى‏سازد.
نظام آموزش پودمانى با تأكيد بر مشاركت فعال دانشجويان و اصل پرورش همه بُعدى فضاى ياددهى - يادگيرى به خوبى در قالب شيوه آموزش اسلامى قرار مى‏گيرد.
اصطلاح آموزش پودمانى دارى ريشه اسلامى است، ولى تاريخ نوين پيدايش آن به دهه 1960 برمى‏گردد.
گسترش بُعد ربوبى در اقتصاد و علوم اجتماعى به شكل مديريت ظهور مى‏يابد و به اين ترتيب انسان به عنوان خليفه الهى در زمين به مديريت منابع طبيعى، منابع انسانى و منابع سرمايه‏اى خواهد پرداخت .
آموزش آسيب‏شناسى در اقتصاد و بانكدارى اسلامى ابتدا ريشه‏هاى عدم تعادل را جستجو مى‏كند و سپس زمانى كه در بخش طبيعى، مالى و روانشناسى، عدم تعادل را شناسايى كرد.
چكيده :
     آموزشهاى پودمانى، براساس آيين نامه يكصد و پنجاهمين ماده قانون برنامه سوم توسعه اقتصادى، اجتماعى و فرهنگى جمهورى اسلامى ايران مورد تصويب قرار گرفته است .
اين نوع آموزش به ويژه در زمينه اقتصاد و بانكدارى اسلامى مى‏تواند نقش قابل ملاحظه و نويد بخشى را فراروى معضلات اجرايى كشور قرار دهد.
اين نوع آموزش كه به شكل فرآيندى منقطع، منفصل و يا گام به گام ارايه مى‏شود، مى‏تواند درنهايت به اخذ مدرك رسمى دانشگاهى نيز منجر شود.
تفاوت عمده اين روش آموزشى با روشهاى رسمى For mea مبنا قراردادن هدف عملياتى است. از اين رو نقش مؤثرترى در ارتقاى كارآيى سازمانها و بانكها خواهد داشت .
                         ***
زمانى كه چهارمين ويژگى اقتصاد اسلامى، يعنى «امامت سياسى» در وجود ابراهيم (ع) تحقق يافت آنگاه خداوند مقرر فرمود كه او پايگاه چهارگوشه‏اى را كه به تعبيرى به مثابه نمادى از تكامل يك نظام اعتقادى بود ، براى مردم برپا كند.
در اين حال، به عنوان اولين وظيفه سياستى، ابراهيم (ع) از خداوند درخواست كرد كه فرستادگانى را برانگيزاند تا كتابت (علوم اثباتى) و حكمت (علوم هنجارى) را به مردم آموزش دهند تا شايد از آلودگى پاك شوند.
خداوند در پاسخ، پاك شدن از آلودگى را وابسته به توجه فطرى و درونى قرار مى‏دهد و همواره اين تقدم خود شناختى را مقدمه‏اى لازم براى تحقق آموزش مقرر مى‏دارد، به طورى كه در قرآن كريم مى‏خوانيم :
«او كسى است كه در بين ناآموختگان (اميون)، پيامبرى را از خود ايشان برانگيخت، تا با تأكيد برنشانه‏ها، آنان را پاك ساخته و آنگاه كتابت (علوم اثباتى) و حكمت (علوم هنجارى) را به آنها آموزش دهد».
گاهى برداشت افراطى از آيات و روايات، ممكن است منجر به ايجاد سازمانهاى عريضى شود كه شرط دانشجويى و طلبگى را داشتن برخى صفات هنجار و بروز ندادن برخى صفات ناهنجار، تلقى كند و بنابراين ناخودآگاه نوعى مانع مصنوعى را در مسير آموزش قرار دهد.
اين مانع گزينشى مى‏تواند به صورت كنكورهاى عمومى و تخصصى و يا هر مانع ديگر مثل مدرك سالارى، در برابر هدفهاى نهايى آموزش و به خصوص آموزش اقتصاد اسلامى قد علم كند و مانع پويايى آن شود.
اين برداشت، يعنى آموزش گزينشى ممكن است ما را در عين حال با دو خطر بزرگ مواجه سازد:. يكى از دست دادن استعدادهاى درخشان و ديگر- كه خطرى بزرگتر است - توسعه استعدادهاى منافقانه كه در لباسى هنجارانه ولى با جهتگيرى معكوس مراكز قدرت را با اتكا به مدرك سالارى در اختيار خود قرار مى‏دهند و آگاهانه يا ناخودآگاه سبب كاهش كارآيى سازمان مى‏شوند.
براساس ادبيات اسلامى، مى‏توان نوعى آموزش پودمانى يا آموزش براساس شيوه واحدى - توحيدى را در طول تاريخ اسلامى مورد توجه قرارداد، به طورى كه اگر چه اين روش آموزشى در جهان امروز به تازگى مطرح شده و از سابقه‏اى در حدود پنجاه سال  برخوردار است، ليكن با نگاهى به متون اسلامى، اين روش آموزشى از پيشينه‏اى بسيار قديمى‏تر و عميق‏تر برخوردار است .
با نگاهى به قرآن كريم و توجه به شيوه آموزشى «ابراهيمى» در سوره انعام مى‏توان دريافت كه:
اولاً: آموزش، متكى به پودمانهاى مستقل و بالقوه مرتبطى است كه با تركيب و تجميع دو يا چند پودمان آموزشى، جهش شناختى براى پذيرش و دريافت نسبى حقيقت، مستعد مى‏شود و اين شناخت نيز به نوبه خود پودمانى جديد را تشكيل مى‏دهد .
ثانياً: روش آموزش نه به صورت تزريقى، بلكه براساس روش پذيرى تحقق مى‏پذيرد و به همين علت، در عمل داراى تأثيرى پايدارتر خواهد بود.
در اسلام كسب علم و دانشن براى مردان و زنان، فريضه‏اى غيرقابل ترديد است و از اين رو قانون اساسى، جمهورى اسلامى را براساس‏نظامى تعريف مى‏كند كه كرامت و ارزش والاى انسانى را بتواند از طرق مختلف و به خصوص با استفاده از علوم و فنون و تجارب پيشرفته بشرى تأمين كند .
به اين ترتيب، دولت طبق اصل سوم قانون اساسى، موظف شده است كه آموزش و پرورش را براى همه و در تمام سطوح تأمين و تسهيل كند و روح بررسى و تحقيق و ابتكار را از طريق تأسيس مراكز پژوهشى و تشويق محققان برقرار كند    بخش مهمى از سطوح آموزشى، آموزش به كاركنان سازمانهاى دولتى و خصوصى است، به طورى كه اين كاركنان ضمن انجام خدمات مختلف، لازم است از طريق آموزشهاى ضمن خدمت و يا آموزشهاى «پودمانى» اهداف سازمانهاى خود را به نحو مطلوبترى دنبال كنند و در عمل فرآيندى از آموزش را تحقق بخشند كه در نتيجه براى كسى كه در جريان اشتغال قرار گرفته است، تأثير بخشى بيشترى نسبت به آموزش ديدگان رسمى و متكى به مدرك، داشته باشد.
طبق آيين نامه اجرايى ماده 150 قانون برنامه سوم توسعه، آموزش پودمانى، شكلى از آموزشهاى تابعى >/F<>F است كه تخصصهاى شغلى در قالب پودمانهاى آموزشى منتقل و جدا از هم به كاركنان آموزش داده مى‏شود. هريك از پودمانها مهارت خاصى را ايجاد مى‏كند و در عين حال در كنار ساير پودمانها، منجر به ايجاد مهارت جديد و جامع‏تر مى‏شود.
بنابراين آموزش پودمانى در عين حال كه «واحدى» است، در همان حال «توحيدى» است، زيرا اگر هدفى اوليه را دنبال مى‏كند تا مهارت و شناخت كاركنان را در بخشى از عمليات اقتصادى افزايش دهد، ولى اين هدف زمينه‏اى براى دستيابى به هدفى بالاتر است كه موجب مشاركت دويا چند پودمان آموزشى در جهت رسيدن به آن هدف وحدت بخش و جامع‏تر است و اين فرآيند همچنان براى دستيابى به هدفى باز هم بالاتر ادامه خواهد داشت .
به اين ترتيب مشاهده مى‏شود كه اين روش، به خصوص در جنبه هايى از آموزش اقتصاد و بانكدارى اسلامى، مى‏تواند علاوه بر بالابردن سطح فكرى و علمى كاركنان و يا افراد علاقه‏مند آزاد، حتى منجر به دريافت مدارك هم ارز  رسمى  در سطوح ديپلم، فوق‏ديپلم، كارشناسى، كارشناسى ارشد و دكترى شود، در حالى كه قيود غير ضرورى آموزش رسمى را كنار گذاشته است .
اگر چه اصول آموزش پودمانى را مى‏توان در آموزشهاى اسلامى در طول تاريخ مورد توجه قرار داد، ليكن در دوران اخير آموزشهاى پودمانى طبق ماده 1 آيين نامه يادشده به شرح زير است :
ماده 1 - تعاريف :
     الف - آموزش ضمن خدمت: آموزشهايى است كه كاركنان در مسير شغلى خود به منظور متناسب ساختن دانش، مهارت و بينش خود با نيازهاى شغل مورد تصدى طى مى‏نمايند.
     ب - پودمان آموزشى: مجموعه‏اى از دانش، معلومات و مهارتهايى است كه با استفاده از آنها اجراى يك مرحله مفيد از كار يا انجام بخشى از وظايف شغل به طور مستقل امكانپذير مى‏گردد.
     ج - آموزش پودمانى: شكلى از آموزشهاى ضمن خدمت است كه تخصصهاى شغلى در قالب پودمانها آموزشى مستقل و جدا از هم به كاركنان آموزش داده مى‏شود. هريك از پودمانها مهارت خاصى را ايجاد مى‏كند و در عين حال در كنار ساير پودمانهاى منجر به ايجاد يك مهارت جديد و جامع‏تر مى‏گردد.
     د - دوره‏هاى آموزشى مديران: آموزشهايى كه به منظور ايجاد و افزايش مهارتهاى فنى، رفتارى و ادراكى مديران در نظام جامع آموزش مديران كشور پيش بينى شده است .
     ه - آموزشهاى كوتاه مدت: آموزشهايى كه مدت آن كمتر از يك سال آموزشى است و براى آماده كردن فرد جهت انجام بهتر وظايف و يا ايفاى نقشهاى جديد ارايه مى‏گردد.
     و - آموزشهاى بلند مدت: آموزشهايى كه مدت آن بيشتر از يك سال است و براى افزايش دانش و مهارتهاى فرد جهت ايفاى نقشهاى جديد ارايه مى‏گردد. آموزشهاى بلند مدت ممكن است به تشخيص سازمان مديريت و برنامه ريزى كشور داراى ارزش استخدامى نيز باشد .
همانگونه كه مشاهده مى‏شود پودمانهاى آموزشى در عين حال كه اهداف مقطعى مشخصى را دنبال مى‏كنند، در عين حال اين پودمانها با تركيب با يكديگر، توان ورود به يك پودمان آموزشى بالاتر را پيدا مى‏كنند كه آن پودمان هدفى بالاتر را براى نيازهاى تعريف شده سازمان دنبال مى‏كند.
به اين ترتيب پودمانهاى آموزشى حتى از نظر استخدامى مى‏تواند با ارزش تلقى شود و انگيزه لازم را براى دانشجويان شاغل و حتى غيرشاغل ايجاد كند.
براساس ماده 2 آيين نامه پيش گفته، سازمانهاى دولتى حتى موظف شده‏اند براى ارتقاى دانش و مهارت و افزايش سطح كارآيى نيروى انسانى سالانه بخشى از اعتبارات عمرانى خود را براى اجراى آموزشهاى پودمانى هزينه كنند .
اين ماده و تبصره‏هاى آن به اين شرح است :
ماده 2 - كليه وزارتخانه‏ها، سازمانها و مؤسسات دولتى وظفند به منظور ارتقاى دانش و مهارت و افزايش سطح كارايى نيروى انسانى اعم از مديران و كاركنان، ساليانه يك درصد از اعتبارات جارى و عمرانى خود را براى طراحى و اجراى دوره‏هاى آموزشى ضمن خدمت هزينه نمايند .
تبصره 1 - شركتهاى دولتى موظفند به منظور ارتقاى دانش و مهارت و افزايش سطح كارايى نيروى انسانى اعم از مديران و كاركنان ساليانه يك درصد از اعتبارات جارى و تا يك درصد از اعتبارات عمرانى خود را براى اجراى دوره‏هاى آموزشى ضمن خدمت هزينه نمايند.
تبصره 2 - حداقل 30 درصد از اعتبارات موضوع اين ماده به منظور تأمين هزينه‏هاى آموزش مديران و سرپرستان اختصاص مى‏يابد.
همانطور كه در تبصره 2 تأكيد شده، آموزش مديران و سرپرستان بخشهاى اقتصادى اهميت بيشترى دارد، ليكن بايد توجه داشت كه اين آموزشها، در صورتى كه براساس پودمانهاى پيش نياز قبلى صورت بگيرد، كارآيى بيشترى خواهد داشت و در صورتى كه مديران بدون كسب موفقيت در پودمانهاى تعريف شده قبلى وارد پودمان پيشرفته‏اى شوند، مسلماً كارآيى آموزشى كاهش خواهد يافت. اگر چه همانطور كه گفتيم، آموزشهاى اسلامى در طول تاريخ براساس روش پودمانى مطرح شده است، در حالى كه در دوران معاصر، آموزشهاى پودمانى براى اولين بار، پس از جنگ جهانى اول استفاده شد، زمانى كه نياز به كسب مهارت در كمترين زمان و با بالاترين بهره‏ورى مطرح شد. لذا بسيارى از كارگاههاى توليدى به هدايت كارگران و ارايه دانش فنى پرداختند و ايجاد سرعت و شتاب در جريان توليد احساس گرديد و موجب شد رويكرد پودمانى مورد توجه و گسترش قرار گيرد. اين روش از دهه 1950 ميلادى به آموزشهاى فنى و حرفه‏اى نيز كشيده شد و به مرور جايگاه خود را در آموزش مشاغل پيدا نمود و از دهه 1960 ميلادى به بعد برنامه ريزى براى اين روش آموزشى كه باعث افزايش انگيزش و پيشرفت مى‏شد، شروع و به طور كامل در حوزه آموزشهاى مهارتى وارد شد.
آموزش پودمانى برگرفته از واژه مدولار Modular است كه در حقيقت يك نوع از آموزشهاى مهارتى بوده كه داراى تعاريف مختلفى است.
اين نوع آموزش از ديدگاه و منظر برخى مؤسسات و دانشگاههاى علمى - كاربردى چنين تعريف شده است: آموزشهاى پودمانى يكى از شيوه‏هاى جديد آموزشى است كه به شكل آموزشهاى منقطع، منفصل و يا گام به گام ارايه مى‏شود. در اين نوع آموزش، مهارتهاى شغلى به صورت پودمانهاى مستقل به فراگيران آموزش داده مى‏شود، به گونه‏اى كه هريك از پودمانها مهارت خاص و مستقل را ايجاد مى‏كند و در عين حال در كنار ساير پودمانها منجر به ايجاد مهارت جديد شده و درنهايت مى‏تواند منجر به اخذ مدرك رسمى دانشگاهى در مقطع كاردانى شود.
شاخصهاى يك پودمان آموزشى
     1- هدف يادگيرى مشخصى را دنبال مى‏كند. به طورى كه اين هدف همواره متكى به يك هدف فراگيرتر است .
     2- مى‏تواند به عنوان واحدهاى مجزاى يادگيرى باشد و در عمل مشكلى تعريف شده را برطرف يا تسهيل نمايد .
     3- دربرگيرنده يك يا چند نتيجه يادگيرى است و نتايج آن آثار مفيدى را در راستاى هدف سازمان در بردارد.
     4- مى‏تواند به ساير پودمانها مرتبط شود و پيش نياز پودمانهايى واقع شود كه داراى ارزش استخدامى است .
     5- مى‏تواند به طور مجزا مورد ارزيابى قرار گيرد و بهبود عملياتى را در بخشى از سازمان حاصل نمايد.
     6- سبب تغيير پذيرى يادگيرى و طراحى دوره آموزشى مى‏شود، زيرا توسط گروهاى مختلف ارايه مى‏شود .
     7- به اهداف دوره آموزشى مرتبط مى‏شود، ولى اين ارتباط ممكن است مستقيم و يا غيرمستقيم باشد.
به اين ترتيب مى‏توان گفت:
يك پودمان يك واحد يادگيرى است كه براى دستيابى به هدفى معين در آموزش طراحى شده است. پودمانها خود واحدهاى كاملى هستند كه بايد به طور مستقل به كار برده شوند، اما مى‏توانند با ساير پودمانهاى همان زمينه يا زمينه‏هاى ديگر، مرتبط شوند. هر پودمان آموزشى شامل يك يا چند نتيجه يادگيرى است كه در سطح مشخصى از دانش و فهم يا مهارتهاى اجرايى مدنظر قرار مى‏گيرند. پودمانهاى آموزشى بايد طورى طراحى شوند كه قابل ارزيابى باشند. پودمانها به اهداف درسى پيوند مى‏خورند و براى تشكيل و سازماندهى دوره آموزشى از لحاظ چگونگى آموزش به شكل منسجم به هم مرتبط مى‏شوند.
خصوصيات آموزش پودمانى در رابطه با اقتصاد   و بانكدارى اسلامى 
      آموزشهاى پودمانى در رابطه با اقتصاد و بانكدارى داراى ويژگيهايى است كه مهمترين آنها به شرح زير است :
 1-  آموزش پودمانى راهكارهاى آزمايش شده‏اى را براى بهبود محيط يادگيرى و غنى سازى يادگيرى مطرح مى‏كند. از اين رو از ابزارهاى يادگيرى استفاده بهينه مى‏شود و اهداف علمى، مهارتى، رفتارى و ارزشى به طور مؤثرترى شناخته مى‏شود. تأكيد بر تشكيل گروه‏هاى كارى، يادگيرى مشاركتى، تقويت اتكا به نفس، تنوع يادگيرى و ايجاد يك محيط توأم با عمليات اقتصادى و بانكى در كلاس باعث تشويق دانشجويان، تقويت انگيزه آنان و درنهايت حصول نتايج بهينه در يادگيرى‏هاى شناختى و تأثيرگذار به لحاظ اجتماعى خواهد شد .
نظام آموزش پودمانى ابزار مناسبى است براى پرورش شخصيت، نبوع و توانايى‏هاى ذهنى و عملى كاركنان و رعايت حق آنان در مشاركت فعالانه در عمليات و فعاليت‏هاى اقتصادى مرتبط .
 2- نظام پودمانى ارايه كننده الگوها، چارچوب‏ها، دستورها و راهكارهاى لازم براى تجديد نظر و اصلاح برنامه تحصيلى در سطوح و دوره‏هاى مختلف است. يكى از شيوه‏هاى موفق اين برنامه تلفيق آن با موضوعهاى نظام اقتصادى (از قبيل بانكدارى، بيمه، بازرگانى) است .
 3-   گوناگونى تدريس و يادگيرى در شيوه آموزش پودمانى وسيله مهمى براى پيشبرد اصل برابرى فرصت‏هاى يادگيرى است. طبق نظريه شيوه يادگيرى، كليه دانشجويان روش‏هاى يادگيرى خاصى را ترجيح مى‏دهند. به عبارت ديگر هر شيوه يادگيرى براى بعضى آسان و مطلوب، براى بسيارى نسبتاً رضايت بخش و براى بقيه نامطلوب است. مشكل اساسى روش تدريس سنتى آن است كه براى عده‏اى مثمرثمر و براى عده‏اى مخرب است. در صورت كاربرد مستمر، بى حساب آموزشى رسمى و يكنواخت گرايى روش‏هاى سنتى انتقالى، عده بسيارى فرصت پيشرفت دريادگيرى را نخواهند يافت. حال چنانچه روش‏هاى تدريس و يادگيرى فاقد تنوع كافى‏باشد، هرگز فرصت تحقق آرمان آموزش براى همه ميسر نخواهد شد. در يك شوه تك روشى كه ويژگى‏ها، علايق، قابليت‏ها و نيازهاى منحصر به فرد افراد را در نظر نگيرد، تحقق اصل بهره مندى هر فرد از تعليم و تربيت مخدوش خواهد شد. اين مهمترين علت كاربرد روش‏هاى يادگيرى گوناگون و متنوع از سوى مجريان و مربيان آموزش پودمانى به شمار مى‏رود.
 4-   نظام آموزش پودمانى به طور مستقيم و غيرمستقيم موضوع پايين بودن كيفيت تدريس را كه بادست گم گرفتن استعداد دانشجو و بازده كارى وى همراه است، مطرح مى‏كند. آموزش پودمانى از طريق ارايه برنامه‏هاى توسعه حرفه‏اى، امكان آشنايى مدرسان با شيوه‏هاى يادگيرى تعاملى و تجربى را فراهم مى‏سازد. مدرسان، نخست در مقام شركت كننده در دوره‏هاى آموزشى و بعد در مقام مجرى و اشاعه دهنده، در اين فرآيند آموزشى به كسب آگاهى در زمينه‏هاى زير دست مى‏يابند :
    -  استنباط تازه‏اى از نقش خويش ،
    -  شناخت استعدادهاى بالقوه دانشجويان و ارزيابى دقيق آمادگى آنان براى يادگيرى و مسئوليت پذيرى ،
    -  استفاده از «يادگيرى» به عنوان فرآيندى انگيزشى و لذت بخش
    -  ايمان راسخ به اهميت حرفه خويش .
 5- شيوه‏هاى يادگيرى مورد نظر نظام آموزش پودمانى گسترده و هدف آن اشاعه يادگيرى مستمر و مادام‏العمر است، دانشجو بايد چگونه يادگرفتن را بياموزد. آموزش پودمانى با تأكيد بر يادگيرى به عنوان يك جريان خود هدايتى و نيز احترام به تجربيات و ديدگاه‏هاى شخصى دانشجويان در كلاس اساس يادگيرى مادام‏العمر را پايه ريزى مى‏كند.
 6-   آموزش پودمانى با ترويج دگرگونى آموزشى فراتر از مرز كلاس و چارچوب برنامه تحصيلى ارايه مى‏دهد. اصلاح و غنى سازى نظام آموزشى، صرفاً در كلاس درس تحقق نمى‏يابد، بلكه در كل سازمان و جامعه نيز ديده مى‏شود. علت اين امر كه مسئولان اغلب ارزش آموزش كاركنان خود را درك نمى‏كنند، شايد به اين سبب است كه تجربه‏هاى دوران تحصيل خودشان در يك نظام رسمى چندان رضايت بخش نبوده است. آموزش پودمانى در ارتباط با فرآيندهاى دگرگونى كامل روش آموزش و تقويت مشاركت‏هاى همه جانبه در نظام آموزشى و مشاركت ميان جامعه و آموزش، تجربه‏ها و تخصص‏هاى قابل ملاحظه‏اى اندوخته است .
 7-   ارزيابى فرآيندهاى تغيير در قالب نظام آموزش پودمانى تدوين شده است. اين موضوع با توجه به تأكيد برلزوم ارزيابى عملكرد هر يك از دانشجويان، اثربخشى ارايه آموزش پودمانى، برآوردن نيازها و هدفهاى سازمان، داراى اهميت است. ابزارهاى كاربردى مدرسان آموزش پودمانى براى ارزيابى، ماهيت كيفى دارد، ولى از شيوه‏هاى كمى نيز استفاده مى‏شود. در طول اجراى پروژه آموزش پودمانى دامنه متنوعى از ابزارهاى باز خورد و ارزيابى بايد به كار گرفته شود.
مراحل يادگيرى در آموزش پودمانى
      تحقيقات بسيارى در زمينه شيوه‏هاى ترجيحى يادگيرى فردى، برلزوم تبعيت از برنامه متنوع و گسترده يادگيرى تأكيد دارد. شيوه‏هاى تدريس در بسيارى از كلاس‏ها هنوز شيوه مرسوم انتقالى است كه طى آن دانش از پيش قالب خورده مشخصى از طريق جزوه يا كتاب درسى به دانشجويان انفعالى القا مى‏شود. مهارت‏هاى عمده‏اى كه در اين روش بر آن تأكيد مى‏شود، خواندان گوش دادن، نوشتن و به خاطر سپردن است. از بين ارزش‏هاى مورد تأكيد در اين روش آموزشى، مى‏توان به موارد زير اشاره كرد :
    -  يادگيرى فرآيندى است انتقالى و نه چندان جالب،
    -  نظريات شخصى، عواطف و مشاركت از اهميت چندانى برخوردار نيست و بهايى به آن داده نمى‏شود.
    -  نقش مدرس و دانشجو در نظام جارى (سنتى) آموزش انتقالى كاملاً مشخص بوده و تابع يك نظام خشك تك بُعدى است .
     در نقطه مقابل اين شيوه آموزش كلاستيك، نظام تعليم و تربيت اسلامى قرار دارد. در نظام پودمانى، يادگيرى، فرآيندى خود انگيزشى و خود هدايتى است. در اين روش هدف پاسخگويى به نيازهاى اخلاقى، معنوى، فيزيكى و روحى دانشجويان و در عين حال دستيابى آنها به پودمان‏هاى شناختى است. كسب دانش تابع يك رابطه تعاملى ميان مدرس و دانشجويان بوده و براى كسب دانش از منابع اطلاعاتى گوناگونى استفاده مى‏شود. در اين آموزش، نقش «ياددهنده» و «يادگيرنده» ميان مدرس و دانشجويان قابل تغيير است .
نظام آموزش پودمانى با تأكيد بر مشاركت فعال دانشجويان و اصل پرورش همه بُعدى فضاى ياددهى - يادگيرى به خوبى در قالب شيوه آموزش اسلامى قرار مى‏گيرد. باعنايت به هدف‏ها و فشارهاى موجود در مراكز فعلى امكان بهره‏گيرى از شيوه‏هاى مختلف ياددهى و يادگيرى در فعاليت‏هاى روزمره به نحوى فراهم خواهد شد كه در آن دانشجويان راهبردهاى تركيبى مدرس محور، خود محور و يا گروه محور را تجربه مى‏كنند.
صرفنظر از شيوه‏هاى آموزشى، جو كلاس، يا به عبارتى محيط كلاس فوق‏العاده داراى انگيزه است. ارزش‏هاى اصولى نظام آموزش پودمانى شامل احترام قايل شدن به حقوق و مسئوليت‏هاى اجتماعى، آگاهى از محيط و اتكا به روش‏هاى چند جانبه بخش لاينفك روش آموزش پودمانى را تشكيل مى‏دهد و بركيفيت و شيوه روابط ميان اعضاى كلاس تأثير مى‏گذارد، از اين رو حتى در قالب‏هاى مدرس محور نظام آموزش سنتى، از جوانب منفى و محدود كننده رويكرد انتقالى اجتناب مى‏شود .
يادگيرى مشاركتى (فعال) به دلايل مختلف، نفش ارزنده‏اى در اجراى نظام آموزش پودمانى ايفا مى‏كند.
ماهيت ذاتى فعاليت‏ها با تأكيد برخود اكتشافى و يادگيرى از طريق تجربه، كلاس درس را به سمت تعامل هدايت مى‏كند. نقش هدايتى مدرس به خصوص در مراحل توجيهى فعاليت از اهميت زيادى برخوردار است ولى اين نقش مدرس اساساً حول طرز فكر دانشجو نسبت به مشاركت در انجام فعاليت‏ها برنامه ريزى مى‏شود.
شيوه يادگيرى چند گانه (از فعاليت‏هاى انفرادى گرفته تا دو نفره و در نهايت گروهى) نيازها و علايق اكثر دانش‏آموزان در چارچوبى كوتاه مدت را مطرح مى‏كند .
فعاليت‏هاى نظام آموزش پودمانى، واسطه‏اى مطمئن براى تربيت و تمرين انواع مهارت‏هاى ضرورى در راستاى مشاركت سازنده در جامعه كاركنان است (مهارت‏هايى مانند برقرارى ارتباط، تعاون، تصميم‏گيرى، مذاكره و حل مسائل).
روابط متقابل و دستاوردهاى آن درنهايت به نفع يكايك شركت كنندگان خواهد بود. اصولى كه نظام آموزش پودمانى بر آن استوار است، در ايجاد و تقويت محيط انسانى، آزاد و عادلانه در كلاس درس كمك مى‏كند.
يادگيرى مبتنى بر فعاليت، حداكثر فرصت لازم را براى تمرين همكارى، تنش زدايى، همدردى، احترام، رفتارهاى صحيح اخلاقى و مسئوليت پذيرى را فراهم مى‏كند. عوامل مهم در موفقيت يادگيرى مبتنى بر فعاليت، تداوم آهنگ صحيح يادگيرى است .
    الف - در مرحله «امنيت»، با ايجاد يك جو مسالمت‏آميز و فراگير در كلاس درس، عزت دانشجويان پرورش مى‏يابد، جوى كه به مشاركت و تجربه‏هاى همه اعضاى كلاس احترام مى‏گذارد و آنان را به ابراز وجود و بيان عقايد و احساسات خود تشويق مى‏كند و ارتباط عمليات سازمان را با مفاهيم اقتصاد اسلامى مشخص مى‏سازد.
     ب - در مرحله «چالش» از دانشجويان خواسته مى‏شود نظر خود را به صورت انفرادى يا گروهى راجع به يك يك موضوع يا شرايط خاص اعلام دارند و ارتباط پودمان آموزشى را با هدفهاى اقتصاد و بانكدارى اسلامى بيان كنند.
     ج - در مرحله «گزارش»، از دانشجويان خواسته مى‏شود به تجربه‏هاى خود در مرحله كار سازمانى مراجعه نموده و آن را تجزيه و تحليل كنند. در اين مرحله معمولاً فرصت تحقيق،نوشتن و ارايه كارهاى خلاق هنرى فراهم مى‏شود و در صورت امكان اصلاح عمليات سازمان مورد بحث قرار مى‏گيرد.
     د - در مرحله «عملكرد»، به دانشجويان فرصت داده مى‏شود تا دانش‏ها و مهارت اكتسابى خود را محك بزنند. براى اين منظور مى‏توان از فعاليت‏هاى مختلف بهره گرفت (از پروژها و نوشته‏هاى شخصى گرفته تا فعاليت‏هاى مشترك جمعى در مقياس مركز آموزشى، كار سازمان، همكارى و جامعه).
باوجود اين، مهم اين است كه نياز بعضى از دانشجويان به بازگشت به آرامش در مرحله امنيت تشخيص داده شود و پيش از بروز ترديدهاى بيشتر عزت نفس آنها تأمين شود و در اين حال به كمك مدرس و ساير دانشجويان، طى يك بازخورد، درك موضوع آموزش ارتقا يابد و ارتباط پودمان آموزشى با پودمان بعدى مورد اشاره قرار مى‏گيرد.
راهكارهاى مختلف براى اجراى آموزش پودمانى
     ابعاد چهارگانه آموزش پودمانى براى تشكيل مبناى يك برنامه درسى كامل و يا دوره‏هاى كامل براى برنامه‏هاى درسى رايج در مراكز آموزشى در نظر گرفته نشده است. الگوى پيشنهادى فقط عامل شتاب دهنده‏اى براى برانگيختن انديشه اصلاح تعليم و تربيت در جهان اسلام و براى نشان دادن نقاط مهم و مسيرهاى احتمالى اصلاح آموزشى است، در حالى كه اهداف آموزش رسمى نيز همچنان از اهميت ويژه‏اى برخودار است. بالا بودن سطح دانش قرآنى اقتصاد اسلامى و رياضى از پيش نيازهاى حضور فعال و مؤثر در جامعه به شمار مى‏رود. منظور آن است كه دانش و مهارت‏هاى پايه را كه سنگ بناى آموزش صحيح و پايدار است، مى‏توان به روش‏هاى مؤثرتر و مناسب‏ترى از طريق اجراى چارچوب آموزش پودمانى فراگرفت .
جامه عمل پوشاندن به آموزش پودمانى، به دو فرآيند مستمر، متداخل و مكمل نياز دارد، اولين فرآيند، «تصفيه» يا پالايش است كه طى آن روش‏هاى اجرايى مرسوم در دانشگاهها و سازمانها طبق آخرين اطلاعات از واقعيت‏هاى جهانى و نيازهاى دانشجويان در آينده، ارزيابى مى‏شود. بعضى روش‏ها تا زمان تثبيت اهميت خود را همچنان حفظ مى‏كنند برخى به تدريج از اهميت آنها كاسته مى‏شود. فرآيند دوم «غنى سازى» است كه در آن انديشه‏ها و روش‏هاى آموزش پودمانى در برنامه‏هاى تازه تقويت شده گنجانده مى‏شود. در بعضى موارد،ديدگاه‏ها و فعاليت‏ها را مى‏توان به سهولت با هم پيوند داد و در بعضى موارد چنين كارى مستلزم ساماندهى مجدد شيوه‏ها و انطباق آن با اولويت جديد است. هردو فرايند ماهيتى مستمر و پويا دارند .
اصلاح برنامه آموزشى و شيوه‏هاى ياددهى - يادگيرى در راستاى تحقق مبانى برنامه آموزش پودمانى را مى‏توان به دو طريق «القا» يا «ادغام» انجام داد. القا در برگيرنده تدابير مقتضى براى تزريق نامحسوس دانش، مهارت و نگرش‏هاى آموزش اقتصاد اسلامى باتوجه به مقتضيات و عناوين دروس برنامه آموزشى موجود بدون ايجاد تغييرات فاحش و آشكار در آن است (روشى كه هم اكنون در برنامه آزمايشى آموزش پودمانى تا حدودى در ايران اجرا مى‏شود). اين معقول‏ترين پاسخ به اين پرسش است كه چگونه مى‏توان برنامه‏هاى آموزشى دانشجويان را با واقعيت‏هاى زندگى آنان مرتبط كرد؟ در مرحله كلى‏تر ادغام، اين است كه چگونه مى‏توان واقعيت اقتصاد اسلامى را در ارايه الگوى آموزشى گنجاند؟ اما پاسخ به آن اغلب نيازمند مفهوم ذهنى مجدد به روشهاى دانش، مهارت‏ها و نگرش‏ها در كلاس‏هاى درس است .
القا
    به روش‏هاى مختلف مى‏توان دانش، مهارت و نگرش‏هاى نظام آموزش اسلامى را در الگوى آموزشى سنتى القا كرد. در ساده‏ترين حالت از آن جا كه هر درس مستقل از ساير دروس تعليم داده مى‏شود، القا، تأثيرى در ساختار برنامه آموزشى نخواهد داشت. بنابراين در قالب مطالب هر درس مى‏توان بر پيوندهاى موجود با ديگر دروس تأكيد كرد و به اين ترتيب بذر ادغام را در ذهن دانشجويان كاشت .
نقاط قوت اين شيوه عبارت است از :
اولاً، نيازى به بازنويسى ريشه‏اى برنامه موجود و يا از رده خارج كردن كتب درسى فعلى نيست (هرچند كه اصلاح كتب راهنماى مدرس الزامى است).
ثانياً، نيازى به تجديدنظر در برنامه هفتگى و جدول ساعات دروس نخواهد بود و بنابراين اجراى آن توسط مدرسان تا حد مطلوب ممكن است .
نقاط ضعف آن عبارت است از :
     الف - طبقه بندى كردن مشاغل و تجربيات كارى كه كمتر سازگارى با فلسفه آموزش اسلامى دارد.
     به دانشجويان ممكن است فرصت داده نشود تا روابط ميان دروس و موضوعات مورد تدريس را درك كنند.
     ب - نظام آموزش پودمانى به صورت منقطع به اجرا در مى‏آيد و ممكن است نبود انگيزه‏هاى مدرك گرايانه، آن را كم داوطلب كند.
ادغام
     فرآيند ادغام هدف كلى هدايت يادگيرى در يك مجراى واقع بينانه با شرايط اصولى اسلام است. به اين منظور بايد جهان را در قالب سيستمى بشناسيم كه در آن معنى كامل پودمانهاى شناختى را مى‏توان از طريق بررسى روابط آن با ديگر پديده‏هاى واقعى مرتبط دريافت. لذا مطالب درسى عمدتاً حول محور موضوعهاى گسترده‏اى تنظيم و به روش‏هاى مرتبط و به هم پيوسته تعليم داده مى‏شود.
نقاط قوت در مرحله ادغام عبارت است از :
     الف) دانشجويان پيوند واقعى ميان مسائل و پديده‏ها را درمى‏يابند.
     ب) امكان ايجاد بينش‏هاى جديد افزايش مى‏يابد.
     ج) از اجراى جامع گرايانه نظام آموزش پودمانى اطمينان حاصل مى‏شود.
     د) روش تدريس پودمانى همواره باتوجه هدف يا اهداف نهايى آن جذاب‏تر است .
نقاط ضعف اين شيوه عبارت است از :
     الف) براى طراحى مطالب درسى جديد و يا جمع آورى منابع مناسب زمان و انرژى بيشترى مورد نياز است .
     ب) متخصصان درسى كه به تنهايى و در قالب مقتضيات درسى خود كار مى‏كنند، قادر به سازگارى با اين شيوه جديد نيستند و اين روش به بينش مشترك نياز دارد.
     ج) شيوه جديد ممكن است نتايجى خلاف انتظارات برنامه تحصيلى جارى در برداشته باشد.
ابعاد چهارگانه آموزش پودمانى اقتصاد اسلانى
     اصطلاح آموزش پودمانى دارى ريشه اسلامى است، ولى تاريخ نوين پيدايش آن به دهه 1960 برمى‏گردد. با اين وصف اين نظريه نوين در عمل دو نگرش فكرى و اجرايى آموزشى را كه تأثير بر تحصيل و آموزش در قرن گذشته داشته است در هم مى‏آميزد. نخستين نگرش «رشد اسلامى» ناميده مى‏شود، يعنى تعهد به اصل جهان واحدى كه در آن منافع هريك از گرايشهاى نظرى در پرتو نيازهاى كلى رشد انسانى مورد توجه قرار گيرد. اما نگرش دوم كه در اصطلاح «پودمان محورى» ناميده مى‏شود، داراى سابقه‏اى طولانى‏تر است كه از انديشه متفكرين اسلامى و متفكرين برجسته تعليم و تربيت كشورهاى مختلف جهان چون «سقراط»، «فدريك فروبل»، «اى. اس. نيل» و «لئوتولستوى» الهام گرفته است. براساس اين نظريه، يادگيرى انسانها زمانى تحقق مى‏يابد كه آنان را به مكاشفه تشويق كنيم و در مقام افرادى، داراى تجربه‏ها و نبوع منحصر به فرد با آنان برخورد كنيم. اين دو نگرش، دو عنصر لاينفك در فرآيند آموزش مناسب به شمار مى‏روند. انديشه رشدآميز يا به عبارتى انسانى فكر كردن، ديگر يك رفتار تجدد گرايانه محسوب نمى‏شود، بلكه به يك ضرورت حياتى قرن بيست و يكم تبديل شده است. برخورد انديشه‏هاى گوناگون به خودشناسى مى‏انجامد و خودشناسى به نوبه خود لازمه رضايت از خويشتن و ايجاد تحول سازنده در مقياس اجتماعى است .
چهاربُعدى بودن آموزش به خصوص در زمينه اقتصاد، از روايتى منقول از امام صادق (ع) اقتباس شده و بنابراين الگوى چهاربُعدى، مبين تلاش براى پيوند عناصر لازم و ملزوم در فرضيه آموزش پودمانى و فرآيند تحقق آن است .
حضرت مى‏فرمايند: «دانش انسانها را در چهاربعُد يافتم ، اول شناخت ربوبى، دوم شناخت ساختارى، سوم مسئله‏شناسى (موضوع‏شناسى) و چهارم آسيب‏شناسى».   
مى‏توان هر يك از ابعاد فوق را در رابطه با آموزش پودمانى مورد بررسى بيشترى قرارداد:
     1- بعُد ربوبى
به موازات بُعد زمان نظريه‏اى مطرح مى‏شود كه براساس آن مراحل مختلف زمان متأثر از هم هستند. همانطور كه انديشمندان در طول تاريخ ابراز داشته‏اند گذشته، حال و آينده سه مقطع مجزا از يكديگر نبوده، بلكه به طور عميق به هم وابسته هستند. افكار و اعمال ما در زمان حال از يك سو مبتنى بر تجربه‏ها و آگاهى‏هاى گذشته و از سوى ديگر باتوجه به حس آينده نگرى و آرمان‏هاى ما شكل مى‏گيرد.
در برنامه درسى سنتى اقتصاد، طيف زمان به دو مقطع گذشته (درس تاريخ) و حال (عمدتاً درس اقتصاد اجتماعى) تقسيم بندى شده است و آينده فقط به واسطه غياب آن قابل توجه است. به اعتقاد ما بُعد زمانى كه گذشته، حال و آينده را به هم پيوند مى‏دهد، براى درك عميق هر درس يا عنوان برنامه درسى لازم و ضرورى است. از اين گذشته بحث ما بر اين است كه زمان آينده فوق العاده حائز اهميت است، زيرا به دانشجويان فرصت مى‏دهد تا در طول برنامه آموزشى به طيف متنوعى از آينده شامل آينده احتمالى (آنچه كه در نتيجه تداوم روند كنونى محتمل خواهد بود)، آينده ممكن (آنچه كه در صورت بروز تغيير در شرايط خاص يا اهميت يافتن برخى انديشه‏ها، نگرش‏ها يا جهان بينى‏ها، تحقق خواهد يافت) و آينده بهتر (آنچه كه دانشجو آرزوى تحقق آن را دارد) بپردازد. دانش آموزانى كه قادر به پيش بينى چنين فرصت هايى باشند بهتر مى‏توانند در زندگى شخصى و آينده سياره زمين به شكلى آگاهانه و واقع گرايانه تصميم بگيرند. در نهايت بُعد زمانى، نقش دايمى ربوبيت و حضور آفرين را در برنامه‏هاى عملياتى گوشزد مى‏كند.
گسترش بُعد ربوبى در اقتصاد و علوم اجتماعى به شكل مديريت ظهور مى‏يابد و به اين ترتيب انسان به عنوان خليفه الهى در زمين به مديريت منابع طبيعى، منابع انسانى و منابع سرمايه‏اى خواهد پرداخت .
متأسفانه ارتباط آموزشهاى رسمى با نقش مديريتى افراد در سازمانها همسو و متناسب نبوده است. براى مثال اگر به نمودار شماره (1) كه شاغلان بانكها را در مقاطع مختلف تحصيلى نشان مى‏دهد، توجه كنيم، ملاحظه مى‏شود كه نقش مديريتى شاغلان به موازات آموزش كلاسيك پيش نرفته است و همين وضعيت در نمودار شماره (2) به طور دقيقترى نسبت جمعيت مديران را به جمعيت شاغلان در هر مقطع آموزشى نشان مى‏دهد. همان گونه كه ملاحظه مى‏شود نسبت مديران در هر مقطع آموزشى تا سطح فوق ديپلم افزايش يافته، ليكن، بعد از مقطع فوق ديپلم، تعداد نسبى مديران در مقاطع آموزشى كاهش يافته و اين امر نشان مى‏دهد كه چگونه بعد از دوره ديپلم، آموزشهاى پودمانى ممكن است نقش پرورش بيشترى را ايفا كنند. 
 نمودار شماره 2
     2- بعد ساختارى
او در بطن الگوى حاضر، بُعد ديگرى تحت عنوان بُعد «ساختارى» نهفته است. آموزش پودمانى، سفرى در امتداد دو مسير يادگيرى مكمل است. سفرى به سمت خارج كه به كشف و درك ساختار جهان اطراف منتهى مى‏شود و سفرى به درون كه خودشناسى و درك استعدادهاى فردى را افزايش مى‏دهد. هر دو سفر به موازات هم ضامن آمادگى فرد براى مسئوليت پذيرى اجتماعى و موفقيت در يك جهان به هم وابسته به سرعت در حال تغيير و دگرگونى است. در يك محيط آموزشى سازنده، دو مسير به طور همزمان طى مى‏شود. يعنى دانشجويان در برخورد با سلايق و افكار گوناگون، تجسم آينده و شناخت مسائل و ويژگيهاى رفتار انسانى و مقايسه آن با ارزش‏ها، اعتقادات و جهان بينى خويش، با چالش‏هاى ناگزيرى مواجه مى‏شوند و رشد شخصى به موازات آگاهى از ساختار طبيعى تحقق مى‏يابد.
براى آن كه دانشجويان هر دو سفر را با موفقيت پشت سر گذارند، فرآيند تدريس و يادگيرى بايد پابه پاى محتويات برنامه آموزشى مورد بررسى قرار گيرد. براى تحقق شيوه‏هاى مختلف و غنى تدريس كه ايجاد اعتماد به نفس، كار گروهى و فعاليت‏هاى تجربى،ايفاى نقش و فنون بصرى و چند حسى است،استفاده از شيوه‏هاى گوناگون يادگيرى در بيشتر كلاس‏هاى درس امرى ضرورى به نظر مى‏رسد. علاوه بر اين مى‏توان با استفاده مداوم از روش‏هاى يادگيرى مشاركتى و فراگير جو يادگيرى آزاد و عادلانه و انسانى‏ترى ايجاد كرد. با كاربرد اين اصول و روش‏ها،وسيله و پيام در فضاى آموزش پودمانى با يكديگر هماهنگ مى‏شوند.
     3- بعُد مسئله شناسى (موضوع‏شناسى) در بعُد موضوعى سه اصل مهم مطرح مى‏شود.
     الف - هر برنامه آموزشى كه متناسب با نيازهاى دانشجويان باشد، بايد همه امور مرتبط با ضروريات زندگى آنان را در سطوح محلى تا جهانى مطرح كند. اين موضوعها قطعاً توسعه اقتصادى و سياسى، محيط زيست، برابرى نژادى و جنسيتى، بهداشتى، صلح و حل مناقشات، حقوق و مسئوليت‏ها را در برمى‏گيرد.
     ب - اين موضوعها بايد به صورتى مرتبط مورد بررسى قرار گيرند. مثلاً يك موضوع زيست محيطى مانند نابودى جنگل‏ها احتمالاً جنبه‏هاى مربوط به جريان توسعه، بهداشت، برابرى، مجادلات و حقوق را نيز در برمى‏گيرد و با ترغيب دانشجويان به شناخت و تحقيق براى يافتن روابط فى مابين مى‏توان عملاً از تقويت تفكر طبقه بندى گرايى دورى گزيد.
     ج - بايد به دانشجويان آموخت كه به موازات بينش آنان نظرات ديگرى نيز وجود دارد. توجه به نظرات و آراى مختلف از ديدگاه تنوع فرهنگى اجتماعى و عقيدتى صحنه وسيعى از عقايد را ايجاد خواهد كرد كه به واسطه آن قضاوت دورانديشانه و منصفانه در افراد به وجود مى‏آيد.
اين بُعد از آموزش پودمانى به خصوص در اقتصاد و بانكدارى اسلامى نقش مهمى ايفا خواهند كرد.
براساس جدول شماره (1)، تعداد محققان در جمهورى اسلامى ايران، اگر چه نسبت به ساير كشورهاى منطقه در هر يك ميليون نفر بيشتر بوده است، ليكن، تعداد مقالات و تعداد امتيازات و نوآوريهاى ثبت شده (پايتخت) در حد پايينى است .
اين وضعيت در حالى است كه هزينه سرانه تحقيقات از كشورهاى منطقه بالاتر است، ولى نكته مهم،چگونگى به كارگيرى هزينه‏هاى پژوهشى است .
در آموزشهاى پودمانى تا حدودى مى‏توان هزينه‏هاى تحقيقاتى در توسعه علوم اقتصادى و اجتماعى را بيشتر كنترل كرد و بنابراين از يك طرف توسعه رقابتى نهادهاى اقتصادى و بانكى و از طرف ديگر ايجاد وضعيت رقابتى در امر آموزش و انحصار زدايى از آن، مى‏تواند هزينه‏هاى تحقيقاتى را مثمرثمرتر، واقعى‏تر و نتيجه بخش‏تر كند.
برپايه نمودار شماره (4)، اگر فراوانى شاغلان بانكها را باتوجه به مقطع تحصيلى در نظر بگيريم مشاهده مى‏شود كه تعداد شاغلان در سطح ديپلم به نحو بارزى نسبت به ساير مقاطع فزونى دارد و بنابراين تداوم آموزش در اين مقطع به جز روش پودمانى در كوتاه مدت ميسر نيست .
     4-   بعُد آسيب‏شناسى :
اين بعُد مفاهيم محورى «به هم پيوستگى» و «به هم وابستگى» را مورد بحث قرار مى‏دهد.
     الف - در سطح بوم شناختنى به چرخه‏ها و نظام‏هاى طبيعت كه حيات و تكامل گونه  هاى موجودات زنده كره خاكى را تنظيم مى‏كند، مفهوم اسراف منابع مطرح مى  ‏شود.  
     ب - در اصطلاح  مالى، علوم اجتماعى و دانش سياسى مى‏توان در اينجا به پيوندهاى انسانى در چارچوب معامله كالا، جابه جايى افراد و تبادل اطلاعات كه باتوحه به مفهوم عادلانه يا ناعادلانه بودن، انسان‏ها را به هم پيوند مى‏دهد، اشاره داشت .
     ج - در مقياس شخصى بُعد آسيب شناسى بر اهميت پيوند ميان ويژگى‏هاى ذهنى، عاطفى، جسمى و روحى فرد تأكيد دارد. دانشجويان بايد وابستگى‏هاى متقابلى را كه در سطوح مختلف، اعم از فردى و اجتماعى، برزندگى فعلى و آتى وى تأثير مى‏گذارد، بشناسند. افزون براين آنان بايد با پيوندهاى موجود ميان اين سطوح آشنايى پيدا كنند. به عنوان مثال بدانند، چگونه رفاه شخصى آنها با تصميم‏گيرى‏هاى سياسى و اقتصادى قدرتهاى جهانى در هم آميخته و يا اين كه رفتار انسانى و تغييرات در اكوسيستم‏هاى محلى چگونه برروند زيست محيطى جهانى تأثير مى‏گذارد. براى درك كامل پيچيدگى‏هاى روابط به هم پيوسته، دانشجويان به شناخت يك نظام عدالت گرا نياز دارند. با استناد به اصل آسيب‏شناسى فرآيند نادرست آموزش سنتى كه به شدت بر تقسيم بندى دروس، مهارت‏هاى تفكر تحليلى و تسلسلى و جستجو براى رسيدن به يك پاسخ صحيح واحد پافشارى دارد نمى‏تواند دانشجويان رابراى رويا رويى با واقعيت‏هاى نامتجانس آماده كند. واقعيتى كه تابع يك مرزبندى مشخص نبوده و فقط با انديشه خلاق و چند بُعدى مى‏توان به راه حلها و زواياى متعدد دست يافت .
آموزش آسيب‏شناسى در اقتصاد و بانكدارى اسلامى ابتدا ريشه‏هاى عدم تعادل را جستجو مى‏كند و سپس زمانى كه در بخش طبيعى، مالى و روانشناسى، عدم تعادل را شناسايى كرد، به راحتى از طريق تعادل بخشى به روابط ناهمگن، مسئله آسيب خود به خود محو و معدوم خواهد شد