ارزش افزايي در بنگاه‌هاي مالي

‏دکتر حسين کدخدائي 
سوتیترها:
- در بازار سرمايه که تعيين ارزش براي شرکت‌ها تجلي مي‌يابد، مجموعه‌اي از 5 عنصر: شرکت‌هاي پذيرفته شده، سرمايه‌کذاران و پس‌اندازکنندگان، کارگزاران و واسطه‌ها‌ي بازار و مقررات و سازمان و تشکيلات هدايت و نظارت کننده مطرح هستند
- از ميان سه گروه مديران ارشد، مياني و مديران عملياتي ، مديران ارشد به اطلاعات راهبردي و برون سازماني و مديران عملياتي به اطلاعات عملياتي داخلي و تفصيلي نياز دارند. به همين دليل سه گروه اطلاعات عملياتي، تاکتيکي و راهبردي در عرصه مديريت ضروري به نظر مي‌رسند.
ارزيابي نقش متغيرهاي کلان اقتصادي در بازار سرمايه از اهميت خاصي برخوردار است. در ميان اين متغيرها نرخ رشد اقتصادي، تغيير درآمد سرانه، نحوه توزيع درآمدها، حجم پول و تورم، شاخص‌هاي تعيين کننده و نشانگر زمينه مساعد يا نامطلوب براي توسعه بازار سرمايه محسوب ‌مي‌شوند. عملگرد فعاليت شرکت‌ها در جهان امروز با دو متغير قيمت سهام و قيمت تمام شده کالا ارزيابي مي‌شود. از ين رو گسترش دامنه بازار سرمايه و پيوند بي‌سابقه بازارها با يکديگر چشم‌انداز جديد را نويد مي‌دهد. افزايش رقابت مؤسسات غير بانکي و کاهش نقش واسطه‌گري بانکي و همچنين پديده موسوم به استفاده گسترده از اوراق بهادار در تخصيص دارايي‌ها  (Securitization) شرايط جديدي را در بازارهاي مالي و پولي به‌وجود آورده است. در برخي کشورهاي در حال توسعه از جمله اقتصاد ايران، افزايش مصرف، تقليل درآمد، کاهش توليد و ضعف سرمايه‌گذاري به کمرنگ و غير فعال شدن بازار سرمايه منجر شده است.
تحول در مقررات بازار سرمايه از يک سو و تغييرات شگفت انگیز در فن‌آوري به‌ويژه فن‌آوري اطلاعات  (IT) و به دنبال آن گسترش تجارت الکترونيکي  (ET) چهره جديدي از عرصه مالي ايجاد کرده است. اقتصاد ديجيتالي و فراماده   (Post – material) و آثار مرکب و متعامل فرآيند فن‌آوري اطلاعات از جمله ترکيب اين فن‌آوري با مهندسي ژنتيک حوزه‌هاي جديدی در زندگي اقتصادي را به وجود آورده و فرآيند پيش‌بيني از طريق قلمروهاي نوين از قبيل  Cyberspace را امکان پذير کرده است.
ارزش افزايي
 تغيير ارزش بنگاه‌هاي اقتصادي از روش‌هاي سنتي مبتني بر سود حسابدراي و سود هر سهم  (Eps) به متغيرهاي ديگري مانند سود حسابداري   (EP) و بازده نقدينگي بر سرمايه  (CFROI) از پديده‌هاي بارز به‌شمار مي‌آيد. تحليل ارزش براي سهامداران  (SVA: Sharcholder Value Analysis) و تعيين محرکه‌هاي ارزش  (Value Drivers) انتخاب آگاهانه و توفيق بيشتر اهداف راهبردي را ميسر کرده و به تعيين دقيقتر ارزش بنگاه اقتصادي می‌انجامد. در اين رابطه استفاده از ساز و کارهاي مديريتي جديد همچون مديريت مبتني بر ارزش  (VBM) ضرورت پيدا مي‌کند و دانش و نظام مالي با گسترش محتواي اطلاعاتي و ابزارهاي سنجش و انعکاس و ارزش بنگاه به سهامدارارن، نقش محوري در مجموعه سيستم اطلاعاتي ايفا مي‌کند.
نظريه اطلاعات بازار سرمايه مي‌تواند مدلي در قالب يک نظريه جديد را ارایه دهد. در اين نظريه که بر پايه مطالعه مقررات و تحول مقرراتي بازارهاي سرمايه در بيش از 45 کشور ارایه شده است، اطلاعات بازار سرمايه از دو بخش نسبتاً ثابت و متغير تشکيل مي‌شود که بخش ثابت دربرگيرنده مقررات و بخش متغير شامل داده‌ها و اطلاعات مالي و اقتصادي شرکت‌ها ست و اين تقسيم‌بندي هزينه‌ها و دارايي‌هاي ثابت و متغير (جاري) را تداعي مي‌کند.
در بازار سرمايه که تعيين ارزش براي شرکت‌ها تجلي مي‌يابد، مجموعه‌اي از 5 عنصر: شرکت‌هاي پذيرفته شده، سرمايه‌کذاران و پس‌اندازکنندگان، کارگزاران و واسطه‌ها‌ي بازار و مقررات و سازمان و تشکيلات هدايت و نظارت کننده مطرح هستند، اطلاعات متغير در اين بازار، پديده‌هاي اقتصادي، فن‌آوري، سياسي، قانوني، حقوقي و اجتماعي اثر گذار بر متغير‌هاي کلان و مجموعه‌ای از اطلاعات شرکت‌ها، سرمايه‌گذاران، مبادلات، عملکرد کار‌گزاران را تشکيل مي‌دهند. در فرآيند ارزيابي دارايي‌هاي نامشهود  (Intangible Assets) و تجزيه و تحليل خطر  (Risk Analysis) به کارآيي بازار سرمايه کمک مي‌کنند. نکته اساسي در اين رابطه اين است که اطلاعات ضرورت‌هاي مالي گذشته محور است، در حالي‌که بازار سرمايه به اطلاعات آينده محور نياز دارد. حرفه حسابداري با توجه به فن‌آوري‌ها به تجديد نظر و بازنگري در استانداردهاي حسابداري و حسابرسي نيازمند است. اين تحول از ارقام خارق‌العاده اوراق مالي در فرآيند اقتصادي جهاني مشهود است. در حالي‌که در سال 1999 توليد ناخالص ملي جهاني 32 هزار ميليارد دلار بوده، در همين سال ارزش کل بازار سهام، بازار قرضه و بازار اوراق مشتقه به ترتيب بالغ بر 35، 17 و 97 هزار ميليارد دلار برآورد شده است.
مديريت دارايي و هزينه
"پيتر دراکر" از صاحبنظران علم مديريت، قرن 21 را "قرن دانايي" ناميده است. در اين قرن بازارهاي محلي به منطقه‌اي در شکل گسترده‌تر به بازارهاي بزرگ جهاني با رقابت‌هاي پيچيده تغيير چهره مي‌دهند. در شرايطي که ورشکستگي فعاليت‌ها پديده اجتناب ناپذير در عرصه اقتصاد جهاني است، راز بقا در تصميم درست، سريع و بهنگام است.
از ميان سه گروه مديران ارشد، مياني و مديران عملياتي ، مديران ارشد به اطلاعات راهبردي و برون سازماني و مديران عملياتي به اطلاعات عملياتي داخلي و تفصيلي نياز دارند. به همين دليل سه گروه اطلاعات عملياتي، تاکتيکي و راهبردي در عرصه مديريت ضروري به نظر مي‌رسند. در نظام اطلاعاتي رايانه‌اي اجزاي چهارگانه نگرش و متدلوژي مديريت، سيستم‌هاي اطلاعاتي مورد نياز بنگاه، فن‌آوري اطلاعات  (IT) و محيط يا بستر جذب  IT ارکان اين سيستم را تشکيل مي‌دهند.
انقلاب شبکه‌هاي اطلاع رساني استفاده از اين بستر در عرصه مديريت را به شدت متحول کرده است.
مديريت دارايي و هزينه به عنوان يکي از شاخه‌هاي مديريت مالي زمينه‌هاي خاصي را در بر مي‌گيرد که برخي از اين مسائل را مي‌توان در موارد زير خلاصه کرد:
 _ شناسايي و تقويم دارايي‌ها
_ جدا کردن دارايي‌هاي غير مرتبط و غير قابل استفاده
_ تعريف سطح قابل قبول بازده براي دارايي‌هاي مرتبط
_ جدا کردن دارايي‌هاي مولد از دارايي‌هاي کم بازده
_ مشخص کردن وضوح نهايي دارايي‌هاي غير مولد
_ استقرار نظام ارزيابي و بازخورد
_ ايجاد نظام بهينه بهره‌وري منابع
 تجزيه و تحليل ريسک
 در مبحث دارايي و هزينه، شناسايي و ارزيابي مخاطرات به ايجاد سيستم بهينه مديريت اين اقلام مالي کمک مي‌کند. ريسک‌هايي که در مقوله دارايي و هزينه مطرح هستند، در جدول شماره "1" خلاصه مي‌شود:
جدول 1_ مخاطرات مهم در مديريت دارايي‌ها و هزينه‌ها  
همان‌گونه که در جدول مشاهده مي‌شود اين مخاطرات بر اقلام مالي دارايي و هزينه تأثيرگذار هستند. به عنوان مثال شرايط تورمي قيمت تاريخي مندرج در صورت‌هاي مالي را تحت تأثير قرار مي‌دهد. اين‌گونه صورت‌ها با دو نارسايي ديگر نيز قرين هستند. يکي از اين نارسايي‌ها امکان حذف برخي دارايي‌ها يا بدهي‌ها به علت وجود اقلام خارج تراز‌نامه و تأمين مالي از نوع  OBS _ Fianncing است.
نارسايي ديگر ناديده گرفته شدن اصل عينيت  (Objectivity) و حذف برخي دارايي‌هاي نامشهود يا بدهي‌هاي اقتضايي  (Contingent A & L) است.
مديريت سرمايه در گردش  (WCM) و مديريت دارايي‌هاي جاري  (CAM) از شاخه‌هاي مهم ديگر در مبحث مديريت دارايي‌ها تلقي مي‌شوند. در مديريت دارايي جاري، مديريت وجه نقد، اوراق بهادار قابل فروش، حساب‌هاي دريافتني و موجودي کالا مطرح هستند که در جدول شماره 2 به‌طور خلاصه ارایه شده است:
جدول 2 _ فراز‌هاي مديريت دارايي‌هاي جاري
ايجاد نظام متناسب و بهينه 4 نوع موجودي مواد خام، کالاي در جريان ساخت، کالاي ساخته شده، قطعات يدکي بر اساس رابطه مقدار سفارش بهينه  (EOQ): 
در مديرت سرمايه گردش دو راهبرد محافظه‌کارانه (نگهداري نقد و اوراق بهادار قابل فروش) و جسورانه (حداقل نقد و اوراق بهادار قابل فروش) مطرح هستند. معيار قدرت نقدينگي دارايي‌هاي جاري از رابطه زير محاسبه مي‌شود.
وجوه نقد اوراق بهادار قابل فروش
----------------------------------------------=  LR
      کل دارایی های جاری
1LR درجه بحران نقدينگي ناميده مي‌شود. مديريت سرمايه در گردش در قتصاد امروز بيشتر از روش جسورانه تبعيت مي‌کند، زيرا اولاً فروش اعتباري به عنوان يک وسيله رقابتي رايج بين شرکت‌ها مطرح است و ثانياً استفاده از سيستم‌هاي اطلاعاتي رايانه‌اي توان پيش‌بيني را افزايش داده و نياز به نگهداري دارايي جاري کمتر احساس مي‌شود.
دو حرکت عمده در بحث دارايي‌هاي جاري که در برخي شرکت‌ها مورد غفلت است و به عنوان پالايش دارايي‌ها و خانه‌تکاني مالي مي‌تواند مورد نظر قرار گيرد عبارتند از: 1) واگذاري حساب‌هاي دريافتني (مشکوک‌الوصول يا غير قابل وصول) و 2) وثيقه‌گذاري موجودي کالا، باز‌بيني و ارزيابي ادواري اين دو گروه دارايي از مسائل مهم مديريت دارايي به‌شمار مي‌آيد.