بازار پول و پديده‌اي شيطاني به نام ربا

محمد ربيع‌زاد
سوتیترها:
- بازار غير متشکل پولي به فعاليت افراد و مؤسساتي در بازار پول گفته مي‌شود که فاقد مجوز از مقام‌هاي دولتي و پولي بوده و فاقد تشکيلات رسمي و شناخته شده هستند
- خلاصه اين‌که هر بازار سياه پولي بازاري غير متشکل است، اما هر بازار غير متشکلي بازار سياه نيست
- فقر سرمنشأ بحران‌هاي اقتصادي، اجتماعي و حتي سياسي است و ربا عامل و سرمنشأ فقر است. ربا باتلاقي است در کنار بازارهاي مالي و واقعي که هر کس در اين باتلاق گرفتار شود، سرنوشت او با فقر گره خواهد خورد
- بقاي سيستم مالي بين‌المللي براين فرض استوار است که تمام بازيگران نقش خود را در اين صحنه به درستي ايفا کنند. بانک‌ها کار قرض دادن پول را ادامه دهند، بدهکاران نيز بهره وام‌هاي خود را پرداخت کنند و پول از گردش خارج نشود
- براي تحقق بانکداري اسلامي و نابودي ربا نه تنها نياز به تحول و خانه تکاني همه ساله در نظام بانکي داريم، بلکه اين نياز در کليه سازمان‌ها و نهاد‌هاي دولتي و غير دولتي کشورمان احساس مي‌شود
مقدمه
در بين بازارهاي چهارگانه پول، سرمايه، کار و کالا- خدمات، بازار پول در ايران به دليل بانک محور بودن بازارهاي مالي از اهميت بيشتري برخوردار است. به طوري که به وضوح تأثيرات مثبت يا منفي عملکرد اين بازار را در ساير بازارها و متغيرهاي کلان اقتصادي نظير تورم، بیکاري و... را به وضوح شاهد هستيم. به همين دليل نيز بيشترين حجم انتقادها متوجه بازار پول و بالاخص بانکهاست. البته تأثيرات منفي اين بازار و ساير بازارها زماني بحران‌زا مي‌شود که بازرهاي سياه و موازي اين بازارهاي چهارگانه رشد سرطان‌گونه داشته باشند، پديده‌اي که به اقتصاد زيرزمين، غير رسمي يا خاکستري نيز معروف است و براساس به اعلام بانک جهاني، اقتصاد غيررسمي حدود يک پنجم توليد ناخالص ملي ايران را تشکيل مي‌دهد(1). بازار سياه پولي خطرناک‌ترين و بحران‌زاترين بازاري است که قطعاً ساير بازارها را به چالش مي‌کشاند و "ربا" به عنوان يک پديده شيطاني بنيان و محور اصلي بازار سياه پولي است که در اين مقاله به تبیين آن مي‌پردازيم، به خصوص به اين سؤال پاسخ مي‌دهيم که چرا ربا پديده‌اي شيطاني است؟ قبل از ورود به موضوع با مفهوم بازار و بازار پول آشنا مي‌شويم:
بازار
منظور از بازار عبارت از شبکه روابط بين مبادل‌کنندگان يا تمرکز سازمان يافته برخورد عرضه و تقاضاي مربوط به کالاها و خدمات معين است. (2)
در حقيقت بازار مجموعه‌اي از مؤسسات و افراد هستند که به منظور خريد و فروش کالاها و خدمات با يکديگر ارتباط برقرار مي‌کنند.(3)
بازارها را به دو گروه عمده بازارهاي مالي و واقعي مي‌شناسيم. 
بازارهاي مالي را مي‌توان از نظر سررسيد مطالبات مالي به دو دسته بازار پول و بازار سرمايه تقسيم کرد.
بازار پول
بازار پول همان بازار وجوه کوتاه مدت است که وظيفه پاسخگويي به تقاضاي وجوه کوتاه مدت بخش خصوصي و بخش دولتي را بر عهده دارد. به عبارت ديگر چنانچه براي مدت زمان کوتاه و کمتر از يک سال اعتبار داده شود، عمليات در بازار پول صورت گرفته است و با توجه به اين تعريف کارکرد اصلي آن را مي‌توان ايجاد تسهيلات براي واحدهاي اقتصادي به‌منظور رفع نياز نقدينگي و نيز تأمين سرمايه در گردش در کوتاه مدت دانست. (4)
ويژگي‌هاي بازار پول:
1- بالا بودن درجه اطمينان مالي در اين بازار
2- بالا بودن سرعت انجام معاملات مالي در اين بازار
3- استفاده از ابزارهايي با درجه بالاي نقدينگي
4- اعمال کنترل مقامات پولي (بانک مرکزي) با استفاده از ابزارهاي سياست پولي (5)
بازار پول معمولاً به دو نوع بازار متشکل و غير متشکل تقسيم شده است. بازار سياه پولي نوعي بازار غير متشکل غير رسمي فاقد و جاهت قانوني، شرعي و اخلاقي است. مشخصه بارز اين بازار پديده‌اي به نام رباست و فعالان اين بازار اعم از عرضه‌کنندگان پول يا تقاضاکنندگان – همان‌طور که از نام بازار غيرمتشکل استفاده مي‌شوده – داراي انسجام، تشکيلات و نهادي رسمي نيستند. بديهي است هر بازار غير متشکلي را نمي‌توان غير قانوني يا غير شرعي دانست.
بازار غير متشکل پولي
بازار غير متشکل پولي به فعاليت افراد و مؤسساتي در بازار پول گفته مي‌شود که فاقد مجوز از مقام‌هاي دولتي و پولي بوده و فاقد تشکيلات رسمي و شناخته شده هستند. البته نگرفتن مجوز فعاليت براي اشخاص حقيقي يا حقوقي در بازارهاي چهارگانه به معناي غيرقانوني بودن فعاليت نيست. براي مثال در خارج از نظام بانکي، فردي پولي را به شخص ديگري قرض بدهد و بعد از مدتي اين قرض را پس بگیرد و يا مؤسسه‌اي پولي را در اختيار شخص يا مؤسسه‌اي ديگر بگذارد و پس از مدتي قرضی را بدون افزايش دريافت کند و يا اصولاً فرد يا افراد به نيت خير و خدمت وجوهي که در اختيار دارند، آن را به‌عنوان قرض يا سرمايه‌گذاري در اختيار ديگران قرار دهند و در اين واسطه‌گري وجوه حتي شبيه بانک‌ها عمليات ثبت اسناد نيز داشته باشند. اين افراد عمل غير قانوني انجام نداده‌اند و اگر جوانب شرعي را رعايت کنند، نه تنها اقدام آنها غيرقانوني و غيرشرعي نيست، بلکه اقدامي خداپسندانه محسوب مي‌شود.
البته صاحبنظران در تعريف بازار غيرمتشکل پولي اتفاق‌نظر ندارند. به رغم مصطلح شدن بازار غير متشکل پولي براي بيان و معرفي اين بازار به نظر مي‌رسد توصيف مشخصه اصلي را سازمان يافتگي و يا تشکل آن را برابر عدم تشکل قرار مي‌دهند و يا برخي آن را بازار نهادي پول (Institutional money market) در مقابل بازار غيرنهادي پول (non institutional money market) براي تشخيص بين واسطه‌هاي مالي به کار مي‌برند که اين تعريف نيز کامل به نظر نمي‌رسد، زيرا بازارهاي غير رسمي فاقد نهاد و يا مؤسسه نيستند و يا اين‌که اين بازارها را با مشخصه رسمي بودن و يا غير رسمي بودن متمايز مي‌کنند. (6)
خلاصه اين‌که هر بازار سياه پولي بازاري غير متشکل است، اما هر بازار غير متشکلي بازار سياه نيست. هر چند مزرعه و کشتزار بازار سياه بازار غير متشکل پولي است. چون با رشد فعاليت افراد و مؤسسات در بازار غير متشکل و آلوده شدن فعاليت آنان با ربا، بازار سياه سايه شوم خود را بر اقتصاد خاکستري کشور مي‌گستراند.
باز شناسي ربا
ربا را چنين تعريف کرده‌اند:
«ربا اخذ هرگونه زيادتي بر روي دين واقعي است، چنانچه از قبل شرط شده باشد.» (7)
عناصر این تعریف به شرح زیر است:
1- اخذ هر گونه زيادتي:
- مفهوم ربا زيادتي است. اما هر زيادتي مذموم و قابل نکوهش نيست. در قرآن مجيد در اين خصوص آمده است: "خداوند ربا را نابود کند و صدقات را افزايش دهد." (8)
- هرگونه زيادتي يعني زيادتي فقط در ارتباط با پول نيست، اگر فردي پول يا کالايي را قرض بدهد و شرط بگذارد که پس از برگشت قرض مثلاً قرض گيرنده به او سلام کند، همين سلام رباست و مشمول حکم شرعي مي‌شود.
2- دين واقعي:
ربا زماني تحقق مي‌يابد که دين واقعي باشد؛ يعني شخصيت اقتصادي قرض دهنده و قرض گيرنده از هم جدا و مستقل باشد. در اين خصوص مي‌توان به رابطه اقتصادي بين پدر و پسر اشاره کرد که در صورت تحقق قرض در صورت اخذ اضافه مشمول ربا نمي‌شود، چون دين واقعي نيست. 
3- شرط:
اخذ اضافه اگر از قبل بين دائن و مديون شرط نشده باشد، ربا تحقق نمي‌يابد و در برخي موارد اگر قرض گيرنده به دليل جبران کاهش ارزش پول مبلغ اضافي به قرض دهنده بدهد (با تأکيد به عدم قرار و شرط قبلي) نه تنها ربا نيست و اشکال شرعي ندارد، بلکه اقدام پسنديده‌اي معرفي شده است.
تفاوت بين بهره و ربا و سود
در مورد تفاوت بين بهره (interest) و ربا (insury) بين صاحبنظران اختلاف نظر است.
گروه اول معتقدند که بين بهره و ربا تفاوتي نيست و هر دو از لحاظ شرع و قانون مشمول تحريم هستند.
گروه دوم تفاوت را نرخ و تأييد يا عدم تأييد دولت بين بهره و ربا مي‌دانند؛ يعني اگر نرخ مبادله پول پايين و مورد تأييد دولت بود، بهره و اگر نرخ بالا و خارج از حيطه کنترل دولت (مقامات پولي) بود، ربا تلقي مي‌شود.
گروه سوم معتقدند که بايد کاملاً بين بهره و ربا تفاوت قايل شد. 
«مسئله تأمين مالي شرکت‌ها را بايد از مسئله ربا جدا کرد. آن‌گونه که از نوشته‌هاي تاريخي دريافت مي‌شود، ربا بيشتر در اعتبارات مصرفي شخص مطرح بوده است؛ يعني، افرادي پول را در اختيار افراد نيازمند مي‌گذاشتند و در قبال آن مبلغي گزاف يعني سودي سنگين و اضافي را مطالبه مي‌کردند که موجب فقر و تنگدستي بيشتر افراد مي‌شد، اما در ارتباط با مسئله تأمين مالي شرکت‌ها ما با مسئله ربا سر و کار نداريم. … در کشورهاي خارجي نيز بهره با ربا تفاوت دارد. (9) مرز بين سود (profit) و بهره و ربا نيز کاملاً مشخص است. حتي در نظام سرمايه‌داري هم سود و بهره با هم تفاوت دارند. چون سود ماحصل يک فعاليت اقتصادي است و کسب آن در اسلام و ساير اديان نه تنها اشکالي ندارد، بلکه مورد تشويق نيز قرار گرفته است.
"ربا" پديده‌اي شيطاني
بررسي آيات قرآن مجيد در ارتباط با ربا و شدت تحريم آن ما را به اين سمت راهنمايي مي‌کند که ربا پديده‌اي شيطاني است. 
خداوند در قرآن مجيد مي‌فرمايد:
اَلَّذينَ ياکُلُونَ الرَّبوا لا يقومونَ اِلا کما يقوم الَّذي يتَخَبَطَهُ الشَّيطن مِنَ المس ذلک بِاَنّهُم قالوُا اَنّما البّيع مَثَلَ الرَّبوا» (10)
ترجمه:
کساني که خوردند سود ربا                                                           برآيند از گور روز جزا
همانند آن کس که ابليس دون                                                      نموده و را مبتلا بر جنون
چنين قهر از اين رو بر آنها سزاست                                            که گويند داد و ستد چو رباست
حلال است سودا به امر خدا                                                       وليکن حرام است کار ربا (11)
کساني که رباخوار هستند عملي شيطاني را انجام مي‌دهند، چون به استناد آيه فوق در توجيه عمل نفرت‌انگيز خود مي‌گويند ربا مانند تجارت است، در حالي که خداوند تجارت را حلال و ربا را حرام کرده است. اين قياس رباخواران مانند قياسي است که شيطان کرد. زماني که خداوند به او امر فرمود به آدم سجده کند، اعلام کرد که آدم از خاک است و من از آتش و با اين قياس تکبر ورزيد و عصيان کرد. (12)
مولوي در داستان زيباي "طوطي" خود اين قياس را بيان کرده است. طوطي قصه مولوي که به دليل ريختن روغن از طرف صاحب خود کتک مي‌خورد و سرش بدون مو مي‌شود. چون يک عابري را بدون موي سر مي‌بيند، او را با خود قياس مي‌کند:
 از چه اي کل با کلان آميختي                                  تو مگر از شيشه روغن ريختي
و در نتيجه مولوي پند و هشدار مي‌دهد که:
کار پاکان را قياس از خود مگير                                                 گرچه باشد در نوشتن شير شير
جمله عالم زين سبب گمراه شد                                                   کم کسي ز ابدال حق آگاه شد(13)
دليل ديگر بر شيطاني بودن پديده ربا اين آيه در قرآن مجيد است: 
"شيطان وعده فقر دهد و به فحشاء امر مي‌کند" (14)
فقر سرمنشأ بحران‌هاي اقتصادي، اجتماعي و حتي سياسي است و ربا عامل و سرمنشأ فقر است. ربا باتلاقي است در کنار بازارهاي مالي و واقعي که هر کس در اين باتلاق گرفتار شود، سرنوشت او با فقر گره خواهد خورد و فقر اعم از فقر اقتصادي و فرهنگي پديده آورنده فحشا است و سر منشأ فقر و فحشا نيز شيطان است.
تشنجات اجتماعي بين فقر و غنا که ريشه در نظام بهره دارد، از همان آغاز قابل تشخيص بود، زيرا نتيجه نهايي اين نظام به مالکيت در آمدن شخص مقروض، برده‌داري و از بين رفتن اجتماعات انساني است و به همين دليل تمام اديان الهي آن را ممنوع کرده و بدترين کيفرها را برايش در نظر گرفته‌اند. مشکل اساسي بهره در اين است که با وجود آن تضادهاي طبقاتي فزوني مي‌يابد. (15)
بهره پولي مرز سوددهي مؤسسات اقتصادي را به‌طور مصنوعي بالا مي‌برد و آنان متقابلاً به صرفه‌جويي و از بين بردن فرصت‌هاي شغلي ناگزير مي‌شوند.
"سي ويگرز" کارخانه‌دار بزرگ و رئيس بانک مرکزي انگليس در سال‌هاي 1919 – 1910 مي‌گويد: "اگر ما بتوانيم تشخيص دهيم که چه چيزي مانع رسيدن توليدکننده به مصرف‌کننده و برعکس مي‌شود، نه تنها ريشه نارضايتي در دنيا و دشمني ميان ملت‌ها را شناخته‌ايم، بلکه راه درست صلح جهاني را نيز کشف کرده‌ايم. ريشه اصلي بسياري از مشکلات جهاني را بايد در سيستم پولي جستجو کرد. 
بدهکاري‌ها و بار بهره حاصل از آن فاصله بين کشورهاي فقير و غني را هر روز افزايش مي‌دهد، سبب تشنجات اجتماعي در سطح چهاني مي‌شود و درنهايت به جنگ‌هاي داخلي و بين‌المللي مي‌انجامد. (16)
«گزل» معتقد است که اگر ترمز نرخ بهره از روي رشد سرمايه واقعي برداشته شود، سرمايه واقعي در دنياي متحد امروزي در زمان نسبتاً کوتاه به قدري رشد پيدا خواهد کرد که نرخ بهره صفر توجیه‌پذير مي‌شود. (17)
چرخ و فلک بحراني
بقاي سيستم مالي بين‌المللي براين فرض استوار است که تمام بازيگران نقش خود را در اين صحنه به درستي ايفا کنند. بانک‌ها کار قرض دادن پول را ادامه دهند، بدهکاران نيز بهره وام‌هاي خود را پرداخت کنند و پول از گردش خارج نشود. بزرگترين تهديد براي اين سيستم اين است که يکي از مسافران اين چرخ و فلک از آن پياده شود، يکي از بدهکاران عمده از بازپرداخت بدهي‌هاي خود سر باز زند يا يکي از وام‌دهندگان بگويد "ديگر بس است" و از اعطاي وام خودداري کند. (18)
نظام صدقات در مقابل پديده شيطاني ربوي
زنجيره شيطاني ربا، فقر و فحشا با برقراري و ترويج نظام «صدقات» پاره شدني است، مشروط بر اين که در نگاه سنتي خود به صدقات تجديد نظر کنيم. همچنان که در جامعه امروزي ربا و فقر و فحشا با توجه به مقتضيات زمان و مکان نسبت به صدها و هزاران سال قبل تغيير شکل داده و دگرگون شده است، صدقات نيز باید دچار تغيير و تحول متناسب با مقتضيات زمان شود تا پاسخگوی صدقه دهنده باشد. صدقات سلاحي است که خداوند براي مبارزه با پديده شيطاني و شوم ربا معرفي کرده است. حال اگر سلاح جنگي در طول تاريخ متحول شد، اين سلاح اجتماعي و اقتصادي نيز باید متحول شود تا کارايي لازم را پيدا کند.
نظام صدقات بر پايه «ايثار اقتصادي» بناشد و نقطه مقابل تکاثر است. براي شناخت تکاثر به اين حکمت حضرت علي (ع) توجه شود:
"بزرگترين حسرت‌ها در روز قيامت حسرت خوردن مردي است که مالي را به گناه گرد آورد و آن را شخصي به ارث برد که در اطاعت خداي سبحان بخشش کرد و با آن وارد بهشت شد و گرد آورنده اولي وارد جهنم گرديد."(19)
«صدقه دادن (ايثار اقتصادي) دارويي ثمر بخش است»(20)
رابطه بین صدقات و فقر
قرآن مجيد اين رابطه را چنين تبيين کرده است.«اگر صدقات را آشکار دهيد، چه خوب و اگر پنهاني به فقرا داديد بهتر باشد براي شما و جبران کند گناهان شما و خدا به آن چه مي‌کنيد آگاه است» (21)
نکته‌اي که در مقايسه بين ربا و صدقات وجود دارد، عامل دشمني در ربا و عنصر دوستي و صداقت در صدقات است که اثرات مثبت رواني، اجتماعي، سياسي و حتي اقتصادي به جاي مي‌گذارد. 
راه مبارزه با پديده شيطاني ربا
راه مبارزه با اين پديده، علاوه بر فرهنگ‌سازي و آموزش کافي در جامعه لازم است. بازار پولي کشور ساماندهي شود. و مهمترین راهکار‌هاي مبارزه با ربا عبارتند از:
- بازنگري در قانون عمليات بانکي بدون ربا:
اين قانون که در سال 1362 تصويب و از ابتداي سال 1363 عمليا‌تي شد، اکنون با مرور زمان و نيازهاي روز کارايي خود را از دست داده است و نياز به ارتقا و اصلاح و تکامل دارد.
- استفاده بهينه از بازار غير متشکل به نحوي که منابع در‌گير در اين بازار بدون آلوده شدن به ربا به مصارف اقتصادي جامعه تخصيص يابد.
- استفاده بهينه وکارا از نقدينگي در اختيار نظام بانکي به نحوي که از رانت‌خواري عده‌اي و استفاده آنان از منابع ارزان‌قيمت جلوگيري کند.
-پرهيز از بخشی‌نگري نهاده‌هاي دولتي و حمايت از نظام بانکي به عنوان يک صنعت و خط مقدم سنگر توسعه اقتصادي کشور .
- ترويج صندوق‌هاي قرض‌الحسنه در بانک‌هاي خصوصي و دولتي و ساماندهي صندوق‌هاي قرض‌الحسنه فعلي
- رها سازي نرخ‌هاي سود تسهيلاتي و سپرده ها بر اساس سازوکار بازار
- فعال کردن بازار سرمايه و ترويج فرهنگ ورود و خروج به بازار سرمايه براي کليه افراد جامعه
- ترويج بانک‌داري الکترونيک و مجازي و اينترنتي و آخرين پيشرفت‌هاي فن‌آوري روز دنيا
- جلوگيري از کاغذ بازي، معاملات صوري و شفاف کردن مقررات در نظام بانکي و ساير موسسات دولتي(22)
در خاتمه بايد اذعان نمود که بانکداري اسلامي در يک بستر اسلامي تحقق مي‌يابد(22) براي تحقق بانکداري اسلامي و نابودي ربا نه تنها نياز به تحول و خانه تکاني همه ساله در نظام بانکي داريم، بلکه اين نياز در کليه سازمان‌ها و نهاد‌هاي دولتي و غير دولتي کشورمان احساس مي‌شود.
منابع و توضيحات:
1- دنياي اقتصاد- سال سوم- شمار 834 تاريخ6/9/1384
2- منتظر ظهور،محمود، اقتصاد خرد و کلان، تهران: انتشارات دانشگاه تهران 1376
3- فرجي، يوسف، تئوري اقتصاد خرد، تهران: شرکت چاپ و نشر بازرگاني، 1378
4- شيوا، رضا، نقش و آينده مؤسسات اعتباري غير بانکي در توسعه اقتصاد کشور
تهران: مجموعه سخنراني‌ها و مقالات يازدهمين همايش بانکداري اسلامي، انتشارات مؤسسه عالي بانکداري 1379
5- همان
6- سليماني، مهدي، نگاهي به بازار غير متشکل پول در ايران، فصلنامه بانک صادرات ايران شماره 15- زمستان 79
7- استفاده از درس استاد ارجمند بانکداري دکتر علي اصغر هدايتي
8- قرآن مجيد سوره بقره، آيه 275
9- عبده تبريزي، حسين، مجموعه مقالات مالي و سرمايه گذاري، تهران: انتشارات پيشبرد 1377
10- قرآن مجيد، سوره بقره، آيه 275
11- ترجمه قرآن مجيد توسط امير مجد
12- در آيات متعددي از قرآن به اين موضوع اشاره شده است، سوره اعراف، آيه 12
13- مثنوي مولوي
14- قرآن مجيد، سوره بقره، آيه 268
15- کرويتس هلوت، پول، بهره، بحران‌هاي اقتصادي – اجتماعي
ترجمه: حميدرضا شهميرزادي، تهران: کانون انديشه جوان، 1378
16- همان
17- توتونچيان، ايرج، پول و بانکداري اسلامي و مقايسه آن با نظام سرمايه‌داري، تهران: توانگران، 1379
18- سمپسون، آنتوني، نزولخواران، ترجمه ايرج ايراني، تهران – چاپ و نشر بنياد، 1369
19- نهج‌البلاغه، حکمت 429
20- نهج‌البلاغه، حکمت 7
21- قرآن مجيد، سوره بقره، آيه 271
22- دکتر علي‌اصغر هدايتي، استاد بانکداري اسلامي و مؤسسه عالي بانکداري